یحیی نیازی، مدیرگروه مطالعات اجتماعی مرکز تحقیقات جنگ، در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از استان مرکزی، با تأکید بر اینکه توجه به آزادگان نباید صرفاً به ایام خاص و سالروز ورود ایشان به میهن خلاصه شود گفت: این افراد تاریخ شفاهی جنگ هستند باید خاطرات آنها و شاهدان عینی لحظه ورود آزادگان به کشور جمعآوری و تدوین شود.
وی به بیان خاطرهای از ورود اولین کاروان اسرا به میهن پرداخت و ادامه داد: مرداد سال 69 دانشگاه امام حسین(ع) بودم که سردار سلیمآبادی پیرو مکاتبات انجام شده بین رئیس جمهور ایران و عراق که منتج به آزادی اسرای ایرانی شده بود با من تماس گرفت و بنده را برای حضور در اولین مراسم استقبال از آزادگان دعوت کرد.
مدیرگروه مطالعات اجتماعی مرکز تحقیقات جنگ تصریح کرد: این اولین گروهی بود که از مرز خسروی وارد کشور میشدند ساماندهی اغلب برنامههای ورود آزادگان با تیپ 71 روحالله استان مرکزی بود، نیروها از چند روز قبل از ورود در آنجا مستقر شده بودند و شرایط را برای حضور و استقبال آماده میکردند، من این افتخار را داشتم در لحظه ورود اسرا در این منطقه حضور داشتم و عکسالعمل مردم و آزادگان را به دقت رصد میکردم.
این مقام مسئول ادامه داد: ما از ساعت 9 صبح روز 26 مردادماه در مرز خسروی مستقر بودیم، ساعت حدود 14 ظهر بود که اولین گروه آزادگان از مرز خسروی وارد خاک ایران شدند، البته آزادگان از مرزهای مهران و شلمچه هم وارد میشدند اما حضور مردم در این روز که شاید در روزهای معمولی نمیشد گرمای مردادماه را تحمل کردغیر قابل تصور بود.
وی ادامه داد: عکسالعمل مردم، بی تاب بودن و لحطه شماری آنها برای دیدن آزادگان قابل توصیف نیست، لحظه دیدار نزدیک شد تبادل اسرا طبق روال اداری انجام میشد امضاها از دو طرف گرفته شد آزادگان با لباسهای متحدالشکل که معلوم بود تازه به تن آنها کرده بودند وارد خاک ایران شدند مردم سراسیمه برای دیدنشان شتافتند اما فضا طوری نبود که بتوانند با آنها ملاقات داشته باشند.
نیازی ادامه داد: تجسم لحظات آن روز برایم مشکل است، حال آزادگان وقتی وارد خاک جمهوری اسلامی میشدند واقعاً قابل توصیف نیست، برخی این صحنهها را به تولدی دیگر توصیف میکنند اما با دیدن آن صحنهها شما احساس رهایی از جهنم و ورود به بهشت را کاملاً میتوانستید در چهره آزادگان مشاهده کنید.
وی افزود: آزادگان در لحظه ورود، مشت مشت خاک کشور را برمیداشتند، میبوییدند و به سر و صورت خود میریختند، هیچ واژهای را نمیتوانم پیدا کنم تا این احساس را توصیف کنم. مرز ایران تا عراق فاصلهای به طول 4 متر بیشتر نیست، شاید از نظر برخی فرقی بین خاک این طرف مرز و آن طرف مرز نباشد اما آزادگان با ورود به خاک ایران احساس میکردند از قفس آزاد شدهاند و بر خاک سجده میزدند.
نیازی اظهار کرد: اسرا به قدری سختی کشیده بودند که تحمل مرارتهای آنها قابل توصیف نیست، برخی از انواع شکنجههای رژیم بعث عراق از طریق استخبارات عراق به گوش میرسید، وضعیت معیشتی بسیار بد آنها نیز باعث شده بود بسیار نحیف و لاغر شوند.
وی اضافه کرد: اجازه نزدیک شدن مردم به آزادگان داده نمیشد، آنها برای قرنطینه و چکاپ به منظور بررسی وضعیت بهداشتی و درمانی کامل به پادگان اللهاکبر اسلام آباد منتقل شدند.
نیازی در خصوص واکنش مردم نسبت به مأموران عراقی هنگام ورود آزادگان از مرز خسروی اظهار کرد: مردم به ویژه خانمها در ابتدا عکسالعمل خاصی نشان ندادند اما وقتی وضعیت جسمی و روحی آزادگان را هنگام عبور از مرز دیدند احساساتشان غلیان کرد، چشمانشان اشکبار شده بود و دوست داشتند از حق آزادگان در برابر مأموران عراقی دفاع کنند.
نیازی ادامه داد: تبادل اسرا در اولین روز به صورت نمادین و همزمان برگزار شد، اما پس از آن، دیگر با این روال انجام نشد و برنامه جابجایی اسرا ساز و کار دیگری به خود گرفت، در این روز واکنش ایرانیان نسبت به اسرای عراقی قابل بحث است چراکه آنها هیچگونه بیحرمتی نکردند و اسرای عراقی را در کمال احترام بدرقه کردند.
وی تصریح کرد: در مرز ایران و شهرها شاهد استقبال بسیار گسترده مردم از آزادگان بودیم اما از سوی عراق مراسم استقبالی در کار نبود و اسرای عراقی بعد از عبور از مرز بلافاصله سوار اتوبوس میشدند. نگاه هدفمند به تبادل اسرا به بنده کمک میکرد تا خاطرات آن روز برای همیشه در ذهن و روانم نقش ببندد.
مدیرگروه مطالعات اجتماعی مرکز تحقیقات جنگ در پایان اظهار کرد: هنگام ورود آزادگان همواره این کلام امام حسین(ع) که میفرمایند؛ اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید را در ذهن خود مرور میکردم. ما با اسرای عراقی در زندان چگونه برخورد میکردیم اما عراقیان با اسرای ما چطور برخورد کردند.