به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) از ایلام، اخیرا در حوزه فرهنگ مناقشهای درباره برگزاری کنسرتهای موسیقی درگرفته
است که نه تنها منحصر در فضای نخبگانی نیست بلکه کاملا وارد فضای عمومی شده
است. اینکه طرح و مناقشه بر سر این امر در چه زمان و مکانی نیز روی داده
است خود تحلیلهایی را برانگیخته است؛ جالب توجه اینکه این امر در فضای استان ایلام نیز به وضوح مطرح شد و حتی برخی اظهار نظرهای عجیب و شگفتانگیز در کشور را به خود اختصاص داده است؛ عمده تریبونهای نمازجمعه کشور ضمن انتقاد از برگزاری این گونه کنسرتها در کشور، خواهان تصحیح این مسیر شدهاند و حال آنکه تریبون نماز جمعه ایلام در دو هفته قبل توسط امام جمعه موقت شاهد فضایی کاملا متفاوت بود. اظهاراتی عجیب که با حداقلهای مسلمات و واقعیات صحنه و منویات دینی هماهنگ نبود! شاید اصرار بر متفاوت بودن و اظهار نظر از موضعی فرادست، کاملا پدرانه و مشرفانه(!) عامل این همه سخن غیرمطابق با واقع بوده است، اما چه این تعلیل درست باشد و چه نباشد بررسی خود اظهار نظر مطرح شده در فضای عمومی ایلام مهم مینماید.
سخنران محترم چنین میگوید: «این مسأله راه حل دارد، چرا باید موضوعات را پیچاند، اگر موسیقی حرام است چرا مراجع عظام و دولت و قانون وارد عمل نمیشود؟ اگر حلال است بگویید چرا انگار در یک شهر حلال و در شهر دیگر حرام است؟...اگر برخی بزرگان میگویند به خاطر حرمت امام رضا(ع) در مشهد امکان اجرا وجود ندارد جواب این است که شما باید مردم را جوری بار میآوردید که حریمها را نگاه دارند؟ نمیشود گفت اینجا ممنوع است، مملکت قانون دارد. این وسط گناه مردم چیست؟ باید برای شادی مردم فکری کرد؟ آیا کنسرت را ممنوع کنیم، تا مردم از ماهواره استفاده کنند؟
همان گونه که مشاهده میشود مغالطات فراوانی در این بیان به چشم میآید:
فرض شده است که فضا بسیار یکنواخت و تخت است و تنها چند بازیگر اجتماعی در میان هستند؛ دولت و قانون و مراجع عظام و حکم معلوم...حال اینکه حتی یکایک این عوامل به عنوان پدیدههای اجتماعی به اموری تک خطی و تک گزارهای قابل فرو کاستن نیست. مثلا در همین موضوع برخی مراجع اتخاذ موضع شفاف نمودند و به وضوح خواهان برخورد شدند و برخی هنوز اظهار نظر شفافی که در فضای عمومی منعکس شود نداشته اند. یا خود دولت پدیدهای منسجم و یکنواخت نیست مثلا وزارت ارشاد به عنوان بخشی از دولت مجوز میدهد و دادستان به عنوان بخشی از قانون مجوز را لغو میکند. اگر کسی بگوید قانون یعنی وزارت ارشاد، میتوان گفت دادستان هم اختیارات قانونی دارد. واقعیت این است که میتوان آرزو کرد که همه منسجم و هماهنگ باشند ولی کثرت مواضع در درون نظام خانوادهای ساده هم پذیرفتنی است، مهم این است که مدعیان سخن برتر باید سخنی منسجم و قابل دفاع عرضه کنند تا سایر بازیگران هم همراه شوند. کاری که انبیاء و اولیاء الهی علیهم السلام در طول تاریخ انجام دادهاند این نبوده است که همه را اسکات کنند بلکه سخنی آوردهاند و برای این سخن به اندازه عمر حیات بشر زحمت کشیدهاند تا مسموع و مورد پذیرش باشد. یعنی گفتن سخن درست یک مطلب است و همراه ساختن جامعه نیز سخنی دیگر که برای این دومی آن همه زحمت و مجاهدت کشیده شده است. لذا فرو کاستن از این واقعیت و اعلام این توقع که خوب مسأله معلوم است چرا آقایان حاشیه سازی میکنید نادیده گرفتن این پیچیدگی است.
اگر فرو کاستن واقعیت اجتماعی به یک گزاره تک خطی قابل اغماض باشد، ساده نگری و فرو کاستنهای بعدی در این سخنان به هیچ روی توجیه بردار نیست. همانگونه که در بیانات ایشان مشخص است ایشان کنسرت آن هم کنسرتهای اخیر را مساوی موسیقی گرفتهاند. باید گفت نه کنسرت موسیقی و اجرای موسیقی است و نه کنسرتهای اخیر کنسرت معمولی و متعارف. از یک عالم دینی اساسا این سهل گیری تعجب برانگیز است که چرا موضوع شناسی را این همه آسان گرفتهاند، آن هم در عصر پس از امام راحل(ره) که اساسا تشخیص زمان و مکان را جزو مقومات کار فقیه محسوب داشته است!
اینکه کنسرت را موسیقی یا اجرای آن بدانیم مانند آن است که فیلم و نمایش فیلم را مساوی سینما بدانیم و حال آنکه فیلم یک جزء از اجزاء متعدد شکل دهنده نمایش سینمایی است و سینما افزودههای بسیاری را بر فیلم دارد. این سخن البته به معنای این نیست که نویسنده این سطور معتقد باشد که بحث بر سر حلیت و حرمت کنسرت است و سخنران ایلامی بحث را به حلیت و حرمت موسیقی کشیدهاند بلکه به وضوح و صرف نظر از بحث فقهی یا فرهنگی درباره موضوع کنسرت، آن چه محل نزاع است کنسرتهایی است که این روزها با مجوزهایی در کشور به راه افتادهاند. البته برگزاری کنسرت با موسیقی و شعر و شعائر متناسب با فرهنگ خودی امری است پذیرفته شده، حداقل بر اساس مبانی فقهی و فکری رهبر انقلاب به عنوان ملاک و معیار اتخاذ مواضع اجتماعی اصل نشستن پای یک کنسرت مناسب مشکلی نداشته بلکه در مواردی ارزشمند میتواند باشد. اما اگر سخنران محترم نگاهی به نمونههای اخیر اجرا شده از کنسرتها که به راحتی با یک دانلود ساده از فضای اینترنت کشور به دست میآید مینمود متوجه وقوع ناهنجاریهای متعدد در آنها میشد اینکه خانمی حین اجرای یک کنسرت مجوزدار کشف حجاب کند یا برخی افراد لاابالی با برداشتن مرز محرم و نامحرم ارتباطاتی ناهنجار را به رخ بکشند یا ....همه مواردی است که نشان میدهد کنسرتهای به اصطلاح صاحب مجوز چندان هم علیه السلام نبودهاند. ای کاش تصاویری از تعدادی از این کنسرتها در رسانه عمومی کشور پخش میشد تا میدیدیم آیا باز با منطق فروشی آن چنانی، بر منتقدان این گونه کنسرتها میشد تاخت یا خیر.
عجیبتر از همه ادعایی است که بین مکان و شهر زیارتی و غیر زیارتی هیچ فرقی قرار نداده است! حال آنکه در احکام شرعی تمایز میان اماکن و ازمنه به راحتی پذیرفته شده است. مثلا ورود کافر به مکه حرام قطعی است و حال آنکه چنین منعی درباره سایر شهرهای اسلامی وجود ندارد. به عبارتی عقلانیت ضرورت تعامل با اهل کفر با اینکه در دین اسلام پذیرش شده است ولی این تعامل در چارچوب خاصی قرار گرفته است که در آن بین مکان و مکان تفاوت قائل شدهاند. یا اینکه علی القاعده زمانها مساوی هستند ولی شارع مقدس بین زمان و زمان تفاوت قائل شده است و مجازات را در ماههای حرام دو برابر قرار داده است. فرض کنیم تدخین و قلیان کشیدن مجاز باشد باید پرسید چرا روحانیون از حضور در قلیان خانهها فاصله میگیرند، آیا این امر به غرور ایشان بر میگردد یا عدم تناسب این فضا با شأن اجتماعی شان . چنانکه شما از یک پزشک در تراز عالی توقع صدور برخی رفتارها را ندارید بنابراین باید گفت وقتی عقل عرفی هم بین افراد در احکام مباح و مجاز تفاوت قائل میشود، چرا امام جمعه موقت ما نتوانستهاند این تمایزها را تصور نمایند.
جالبتر از همه دلسوزی سخنران ایلامی درباره اهالی شهر مشهد است که میپرسد محرومیت ایشان از کنسرت به چه مجوزی صورت میپذیرد؛ باید گفت کسی اهالی مشهد را از کنسرت محروم نکرده است بلکه زشتی و قبح رفتارها و حواشی کنسرتهای اخیر چنان واضح بوده است که رییس شورای فرهنگ عمومی استان خراسان رضوی (امام جمعه مرکز استان، رئیس شورای فرهنگ عمومی آن استان است) که این همه پرده دری را برنتافته بلکه عدم رعایت حرمت حریم رضوی بر ایشان گرانتر آمده است. مانند آنکه فعل زشتی از کودکی سر بزند و بزرگتری او را تقبیح کند، حال اگر همین فعل زشت از همان کودک در محضر بزرگی روی دهد برآشفتن و تغیُّر در این مورد، کاملا مقبول است و گفتن این سخن که اگر میخواهی چنین کنی برو بیرون و در این محضر انجام نده کاملا قابل فهم است.
از این همه که بگذریم دردی دیگر به میان میآید و آن مثله کردن دین با نگاههای حداقلی است که اولا پدیدهها را به پدیدههای خردی میشکند و سپس صرفا از حکم حلیت و حرمت اجزاء میپرسد. این نگاه سهل گیر و راحت طلب بلایی است که باعث شده است در حوزه سیاستگذاری عمومی حتی متدینین و دغدغه مندان نسبت به دین کاملا منفعل و منزوی باشند و برای عقب نشینیهای خود دائما دلیل تراشی کنند. این انفعال ظاهر آنجا در این سخنرانی خودنمایی میکند که با چهره دلسوزی برای مردم مشهد به میان آمده است و حتی میگوید اگر شما کنسرت برقرار نکنید مردم به ماهواره روی میآورند!
اینکه گفته شود اگر کنسرت تعطیل شود مردم به ماهواره روی میآورند نشان میدهد گوینده هیچ نگاه ایجابی و ارتقایی به حوزه برنامهریزی دین مدار ندارد، یا لااقل دلالت صریح این سخنان همین است. اینکه فرهنگ را فقط با اقتضائات صحنه تحلیل کنیم و کاری به افقهای حداکثری نداشته باشیم دچار مشکلات فراوان خواهیم شد. آرمان خواهی واقعیت نگر اساسا عنصری دینی است و فرد متدین نمیتواند انفکاک از این آرمان خواهی داشته باشد. حرارت و گرمای سخنان رهبران انقلاب در ساخت و پیشبرد آرمانهای قابل دسترسی که با نگاههای کوتاه نگر و راضی به وضع موجود تعارض دارد به خوبی نشان میدهد که حفظ اصالتهای دینی جز با دمیدن در این کوره انسانساز مقدور نیست. یعنی به جای اینکه بدیل توصیه شود گفته میشود خوب اگر امر مشکل دار حذف شود به بدتر گرفتار میشویم! البته فقه ما منطق دفع افسد به فاسد را به خوبی نهادینه کرده است اما فقهی که حاکمیت را در دست دارد اگر با همین گزاره نسبت به حوادث موضع گیری کند، به ضد خود بدل میشود زیرا حاکمیت باید محدث حوادث باشد نه پاسخ گوی صرف حوادث و از قضا مفهوم قرارگیری فقه در موضع حاکمیت، راهبری ارتقایی است و نه بسنده کردن به امضای حوادث.
نگاههای خردنگر اساسا توجهی ندارند که موضع گیری ایشان در سبد چه کسی قرار میگیرد، به بهانههایی مانند دفاع از حق نمیتوان مدعی شد که باید هر حقی را در هر جایی بیان کرد، چه رسد به محل این بحث که اساسا موضوع مناقشه برگزاری کنسرتهای آنچنانی است. آنچه اسلام به ما آموخته است این است که باید جهت گیری درست باشد و در خدمت جبهه حق قرار داشته باشد، حال اگر رونده این مسیر اعوجاجاتی دارد قطعا باید تصحیح شود ولی به بهانه این اعوجاج نمیتوان او را چنان منکوب کرد که رویکرد کلانش را نادیده گرفت، اساسا اینکه مؤمن گناه کار، در نزد خدای متعال همچنان مؤمن است به همین معناست. صریحتر اینکه گیریم در فرآیند تعطیل کردن کنسرتهای آنچنانی خطاهایی از حیث عملیات اجرایی و نحوه مواجهه رخ داده باشد ولی این اصل صحت این مواضع را نمیتواند به چالش بکشد. از این رو به وضوح مخالفت امام جمعه محترم مخالفت ایشان با دغدغههای جبهه ایمانی است و خلاصه اینکه نوعی گل به خودی محسوب میشود!
نکته پایانی مناقشهای است که معترض به اجرای کنسرتهای آنچنانی را به عدم حرکت برای تربیت مردمی که متقاضی آن کنسرتها هستند، متهم ساخته است. این سخن جدلی، چاقویی است که دست گویندهاش را نیز میبرد. از این که بگذریم، حق آن است که نمیتوان معترض به یک امر غلط را به واسطه عدم کار ایجابی در آن زمینه از اعتراض منع کرد، خصوصا این فرض کاملا نارواست که معترض را تنها بازیگر صحنه دانسته است. هجوم فاضلاب فرهنگی تمدن غربی به شکل هدایت شده به درون کشور ما و حتی برخی پشتیبانیهای خودآگاه و ناخودآگاه داخلی از این هجوم، مطلب کم اهمیتی نیست که توسط امام جمعه موقت محترم به راحتی نادیده گرفته شود.
نوشتار: حجتالاسلام و المسلمین علی رضایینیا