کد خبر: 3530924
تاریخ انتشار : ۲۸ شهريور ۱۳۹۵ - ۰۸:۱۳

نگرش قرآن به شادی/ شادی و توکل؛ عوامل آرامش روح انسان

گروه اجتماعی: توکل به خدا یک روش فعال برخورد با مسائل و مشکلات زندگی است، همچنین با توکل، انسان زندگی شادی را تجربه خواهد کرد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان‌جنوبی، یکی از موضوعاتی که در هر جامعه‌ای باید به آن توجه کرد، بحث نشاط اجتماعی است که در راستای تقویت آن، امنیت اجتماعی نیز افزایش می‌یابد و نشاط اجتماعی پویایی و مفید بودن در افراد است.

نشاط یعنی چه؟

واژه‌ نشاط در زبان فارسی به معانی سرزندگی، زنده‌دلی، خوش‌دلی، سبکی و چالاکی یافتن برای اجرای امور، خوشی، شادمانی، خرمی، سرور، شادی، طرب، خرسندی و در مقابل کسل آمده است. در لغت‌نامه دهخدا، در ادامه‌ی لغت شادی چنین آمده است: «حالت مثبتی که در انسان به وجود می‌آید و در مقابل غم و اندوه قرار دارد». دهخدا در همین کتاب، شادی را به شادمانی، خوش‌حالی، مسرت، نشاط و طرب تعریف کرده است.

پدیده‌ شادی در روان‌شناسی، در حوزه‌ «انگیزش و هیجان» بررسی، تبیین، تحلیل و تعریف می‌شود. در مباحث جامعه‌شناسی، در بیشتر زیرشاخه‏‌های آن مانند جامعه‌شناسی جوامع مختلف انسانی، طبقات مختلف اجتماعی، جامعه‌شناسی پدیده‏‌های متفاوت اجتماعی، جامعه‌شناسی اوقات فراغت و مانند آن، موضوع شادی، کم یا زیاد مطرح می‌شود و دقت و توجه جامعه‌شناسان را به سوی خود جلب می‌کند.

در عین حال که دو مفهوم شادی و نشاط، علی‌الظاهر یکی هستند، اما باید پذیرفت که تفاوت‌های نیز با هم دارند. شادی یک هیجان انبساطی زودگذر است، اما نشاط یک احساس بهجت و شادمانی درونی است که پایدار و بادوام است. شادی همیشه با هیجان‌های لبخند و خنده و حرکت همراه است، اما در نشاط احساس بهجت و سرور لزوماً با خنده همراه نیست اما احساسی است که موجب لذت فرد می‌شود.

نشاط اجتماعی چیست؟

نشاط اجتماعی، اثرات و آثاری چند بر زندگی شهروندان و جامعه دارد که تعلق اجتماعی، همبستگی اجتماعی، مسئولیت‌پذیری اجتماعی، وفاق اجتماعی، ارتقاء شاخص‌های سلامت روانی و اجتماعی، افزایش رضایت از زندگی یا رضایت شغلی و ... ، پویایی اجتماعی، کاهش هزینه‌های مردم، افزایش امید در جامعه، زندگی متعادل و با ثبات، ارتقاء کیفیت زندگی، افزایش خلاقیت و نوآوری، کاهش آسیب‌های اجتماعی(خصوصاً در جوانان) و ... از جمله آن است.

در جامعه خوشحال و خرسند، تولید بهتر، اشتغال بیشتر و اقتصاد، سالم‌تر است. بدون شک در چنین محیطی امنیت اجتماعی و فردی راحت‌تر به دست می‌آید. در محیط شاد، ذهن انسان پویا، زبانش گویا و استعدادش شکوفا می‌شود.

شاد بودن جامعه یکی از عوامل بسیار موثر در توسعه‌ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است و باعث کاهش نابسامانی‌های خانوادگی، طلاق، افزایش میزان میل و رغبت تحصیلی و دل به کار دادن و افزایش تولید می‌شود.

شادی و شادمانی

وقتی آدمی نیازهایش ارضاء می‌شود و به چیزهای مورد علاقه‌اش دست می‌یابد، احساس و هیجانی در او پدید می‌آید که از آن به شادی و نشاط تعبیر می‌شود و با واژه‌هایی چون شادمانی، سرور، وجد، سرخوش، مسرت، خوشی و خوشحالی نیز هم معناست. شادی، زندگی را خوشایند می‌کند و اشتیاق برای پرداختن به فعالیت‌های اجتماعی را آسان می‌کند.

ارسطو، پروراندن عالی‌ترین صفات و خصایص انسانی را شادمانی می‌داند، یعنی شادی تنها در لذت‌های مادی گذرا خلاصه نمی‌شود، شادمانی واقعی در نزدیک شدن به هدف والای آفرینش و آراسته شدن به خصلت‌ها و خوی‌های انسانی و الهی است.

به طور خلاصه می‌توان گفت، شادی به طور مطلق امکانپذیر نیست و هر انسانی مطابق جهان‌بینی و اندیشه‌های خود اگر به چیزهای مورد علاقه‌اش برسد و از زندگی‌اش رضایت داشته باشد در خود احساس خرسندی می‌کند، که «شادی» نام دارد. شادی، از مهم‌ترین احساسات و نیازهای بشر به شمار می‌رود. هر ملتی با توجه به باورهایش به گونهای ابراز غم و شادی میکند.

اسلام نه تنها این احساسات را سرکوب نمیکند، بلکه بر اساس برخی آیهها و روایت‌ها آن را امری ضروری میداند و البته برای آنها حد و مرزی قایل شده است تا بدین طریق، کنترل مثبتی شوند.

نشاط کاذب از منظر قرآن

نشاط کاذب در ظاهر، نشاط و شادمانی است اما در باطن غم و اندوه است و چهره قیامتی این نشاط، غبار غم و تاریکی چهره و پریشانی است. در قرآن کریم این نوع نشاط هم با واژه «فرح» که مقید به «غیرالحق» شده است می‌آید و هم با «مرح» و عموماً از این پدیده روانی نهی شده است. شاید بتوان گفت صریح‌ترین آیه در این مورد در سوره غافر است که: «ذلکم بما کنتم تفرحون فی‌الارض بغیر الحق و بما کنتم تمرحون.»(7)؛ این )عقوبت( به سبب آن است که در زمین به ناروا، شادی و سرمستی می‌کردید و بدان سبب است که افراط در شادمانی داشتید». در آیه ذکر شده اشاره به آیه قبل دارد که عقوبت کافران در آن مشخص شده است (یضل الله الکافرین) و در واقع علت این عذاب را، نشاط کاذب و شادمانی غیرحق آنان بیان می‌کند. تنها در این آیه شریفه است که «فرح» و «مرح» در کنار هم ذکر شده‌اند و این عظمت مسأله را می‌رساند.

در آیات فراوانی حقیقت دنیا به تصویر کشیده شده است. تعبیراتی چون، جیفه، لهو، لعب، حباب، سراب و حکایت از کم ارزشی دنیا می‌کند و افزون بر این تعبیرها، آیاتی هست که مستقیماً قلیل بودن و ناچیز بودن دنیا را بیان می‌فرماید. در سوره رعد آمده است که: «الله یبسط الرزق لمن یشاء و یقدر و فرحوا بالحیوه الدنیا و ماالحیوه الدنیا فی الاخره الامتاع»(9) ؛ خداوند روزی را برای هر که بخواهد گشاده یا تنگ می‌گرداند ولی آنان به زندگی دنیا شاد شده‌اند و زندگی دنیا در برابر آخرت جز بهره‌ای ناچیز نیست».

و چه زیبا حضرت علی (ع) بی‌ارزشی دنیا و شادی آن را بیان می‌فرمایند که: شما را چه شده است که با به دست آوردن متاعی اندک از دنیا شادمان می‌شوید و از متاع بسیار آخرت که از دست می‌دهید، اندوهگین نمی‌شوید.

انسان‌هایی که به مال و حیات دنیا شاد می‌شوند، هنگامی که این نعمت‌ها را نداشته باشند غمگین می‌شوند و این با ویژگی‌های انسان کامل سازگاری ندارد. در سوره شوری اشاره‌ای به همین افراد شده است که: « وما چون رحمتی از جانب خود به انسان بچشانیم، به آن شاد می‌شود و سرمست و چون به سزای دستاورد پیشین آنها، به آنان بدی رسد ناسپاسی می‌کنند.» در واقع، این غفلت دنیازدگان است که مورد سرزنش قرار می‌گیرد نه نفس شادی و غم آنها.

نکته مهم دیگری وجود دارد و آن این است که گاهی خداوند نعمت‌های زیادی را به بنده‌اش عطا می‌کند تا آنان را آزمون کند و در این مورد است که شاد شدن به نعمت و رحمت الهی از آنجا که یأس به ناداری را دنبال دارد،‌ مذموم است و جزء نشاط کاذب محسوب می‌شود. در آیات 36 و 37 سوره روم با استفهام انگاری به این حقیقت اشاره شده است: «واذا اذقناالناس رحمه فرحوا بها و ان تصبهم سیئه بما قدمت ایدیهم اذاهم یقیظون . اولم یروا ان الله یبسط الرزق لمن یشاء و یقدر ان فی ذلک لایات لقوم یؤمنون.» و چون مردم را رحمتی بچشانیم به آن شاد می‌گردند وچون به سزای دستاورد گذشته آنان صدمه‌ای به ایشان برسد، بناگاه نومید می‌شوند. آیا ندانسته‌اند که (این) خدا است که روزی را برای هر کس بخواهد فراخ یا تنگ می‌گرداند؟ قطعاً در این (امر) برای مردمی که ایمان می‌آورند عبرت‌ها است.

در سوره انعام نیز با تعابیر دیگری این حقیقت بیان شده است که فراموشی آنها باعث گشودن درهای نعمت‌ها می‌شود و سپس وقتی شاد شدند به این نعمت‌ها ناگهان، گریبان آنها را می‌گیریم و یکباره نومید می‌شوند؛ بنابراین اگر خداوند را مالک هستی بدانیم و به این باور برسیم که او «یبسط الرزق» و «یقدرالرزق» است، هرگز از بودن نعمت شاد نمی‌شویم و از نبودن آن اندوهگین و در هر حالت نشاط خواهیم داشت، که او بر ما حکمفرماست و فیض اتم و اکمل او به ما می‌رسد و ناداشته‌ها و فقدان‌ها را با قاعده حکمت الهیه به راحتی برای خویش حل می‌کنیم.

حضرت علی (ع) که امیر کلام است چه زیبا در نامه‌ای به عبدالله بن‌عباس می‌نویسد: «همانا انسان از به دست آوردن چیزی خشنود می‌شود که هرگز آن را از دست نخواهد داد و برای چیزی اندوهناک است که هرگز به دست نخواهد آمد، پس بهترین چیز نزد تو در دنیا رسیدن به لذت‌ها یا انتقام گرفتن نباشد، بلکه خاموش کردن باطل و یا زنده کردن حق باشد.»

سپیده قلندری اسفدن

captcha