کد خبر: 3532115
تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۷

ادبیات جنگ روی شانه‌های نویسندگان آن ایستاده است

گروه اجتماعی: مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری در نشست کتابخوان تخصصی دفاع مقدس استان گیلان و در جمع نویسندگان ادبیات دفاع مقدس گیلان گفت: ما مردمی جنگ‌دیده هستیم و بدون تردید تاریخ به ما رجوع می‌کند. ادبیات جنگ روی شانه‌های نویسندگان آن ایستاده است.

به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از گیلان، نشست تخصصی کتابخوان دفاع مقدس استان گیلان دیروز همزمان با آغاز هفته دفاع مقدس و با حضور مدیرکل امور اجتماعی استانداری گیلان، استاد مرتضی سرهنگی نویسنده برتر ادبیات دفاع مقدس کشور، یاسر تقوا مسئول اتحادیه اسلامی انجمن دانش آموزان استان، خانواده های معظم شهدای مدافع حرم، 4تن از نویسندگان مطرح استان گیلان در حوزه دفاع مقدس، کتابداران کتابخانه های عمومی استان و اصحاب رسانه در مجتمع شاهد و ایثار بنیاد شهید و امور ایثارگران استان گیلان برگزار شد.

استاد مرتضی سرهنگی نویسنده برتر حوزه ادبیات دفاع مقدس و مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری در این نشست با بیان اینکه آنچه که ما انجام می‌دهیم در حقیقت نوشتن علیه فراموشی است گفت: زیرا اینها اسناد جنگ است و نوشتن بعد از جنگ یک سنت است. یک جمله‌ای از ماکسیم گورکی دیدم که گفته بود اجازه ندهید دیگران زندگی شما را بنویسند. به نظر من خیلی از آرزوهای هنری ما می‌تواند توسط ادبیات جنگ برآورده شود.

استاد مرتضی سرهنگی اضافه کرد: ما مردمی جنگ‌دیده هستیم و بدون تردید تاریخ به ما رجوع می‌کند، اگر ما زمینه را برای رشد نویسندگان و شاعران بزرگ فراهم نکنیم، این زبان رو به زوال خواهد رفت.

مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری در بخش دیگری از سخنانش ضمن تشکر از برگزارکنندگان نشست کتاب خوان تخصصی دفاع مقدس، گفت: این محافل برای ادبیات است و این سرمایه بزرگی برای این مملکت به‌شمار می‌رود. هر اندازه نویسندگان به این طرف بیایند، ما برنده خواهیم شد. بسیاری از جاهای دنیا این ادبیات انقلاب و جنگ را می‌پسندند، زیرا شیرین است.

سرهنگی در پایان سخنانش گفت: ادبیات جنگ روی شانه‌های نویسندگان آن ایستاده است، فقط 36 هزار شهید دانش‌آموز کافی است تا بدانیم که باید قناعت کنیم و کار کنیم و این چیزی است که ما را نجات می‌دهد. بسیار مدیون همسرم هستم، زیرا سال‌ها همیشه بچه‌هایم را در خواب دیدم و تمام زحمت آنها روی دوش همسرم بود.

captcha