سفیر کربلا، زینت، ساجدین، مناجات و دعاو... واژههایی هستند که بیشک هر فرد محب اهل بیتی را به یاد بزرگ مردی میاندازد که عرفان را باید در لابهلای صحیفه سجادیهاش یافت و اخلاق را در روش و منشش بعد از حادثه عاشورا جستوجو کرد. بزرگ امامی که در بارگاه ابن زیاد و یزید عزت و غیرت یک مسلمان حقیقی را به نمایش گذاشت.
چه زیبا هدایت کرد کاروانی را که کودکانش پر از غم دوری از پدر و برادر و عمو بودند و زنانش چون زینب کبری(س) در بین این همه سختیها و ناملایمتها فقط و فقط زیبایی را میدید و زینت عبادتکنندگان در کنار این بزرگ زن شجاعانه همه پلیدیها را رسوا کرد.
مگر غیر از این است که امام علی بن حسین(ع) سید ساجدین خون مولایمان علی(ع) در رگهایش جاری بود. مگر میشود جد انسان شیر خدا باشد و اینچنین غیرتمندانه حتی در لحظاتی که به ظاهر اسیر دشمنی پلید هستی، سخن نگویی. و همین سجایای اخلاقی است که موجب میشود فرزدق شاعر بزرگ و نامی عرب درباره سید ساجدین(ع) قصیدهای بگوید و زبان به ستایش ایشان بگشاید.
امامی که بعد از آن واقعه تلخ بارها و بارها به مردم گوشزد کرد که انسان چگونه میتواند به نهایت پستی برسد که خون انسانهای بیگناهی از نسل رسول الله(ص) را به زمین بریزد، و چقدر ظریفانه وقتی گلی در باغ را میدید و از صاحبش میپرسید آیا به گلها به موقع آب میدهی؟ یاد عاشورا را زنده میکرد.
امامی که بعد از گذشت سالها از عاشورا بازهم بر این مصیبت اشک میریخت، و از ایشان پرسیدند آیا وقت آن نرسیده که گریهها به پایان برسد؟ پاسخ داد یعقوب یک یوسف داشت و با از دست دادنش آنقدر اشک ریخت که نابینا شد ولی من یوسفهای بسیاری را از دست دادم.
بزرگ فرزندی از نسل محمد مصطفی(ص) که نجواهای عاشقانهاش با معبود درسهای زیادی برای انسان دارد. کافی است دل شکسته باشد و دعایی از دعاهای این امام معصوم(ع)، چه در صحیفه سجادیه و چه در مناجات خمسه عشر و چه دعای مکارم الاخلاق را از عمق جان بخوانیم، آن وقت در خواهیم یافت که کلمات حضرت زین العابدین(ع) چه با روح و جانمان میکند و چگونه فاصلههای میان ما و خدا را برمیدارد.
چه زیبا زینت عبادت کنندگان در نجواهای با معبودش میگوید: پروردگارا آنچه شیطان به قلب من از تمناها و پندارهای باطل و حسد القاء میکند، مبدل به تذکر در عظمت و تفکر در قدرت خویش و تدبیر در محو دشمنان قرار ده، و آنچه میخواهد از لغو و بدگویی و ریختن آبروی مؤمن به ذکر و حمد و ثنای خودت و اعتراف به احسان و نعمات بی پایانت مبدل کن.
و یا در جایی دیگر سید ساجدین(ع) میفرماید: پروردگارا، مرا به زینت صالحان بیارای که خشم خود را فرو نشانم، آتش فتنه را خاموش سازم و با خلق خوش رفتار و آسانگیر باشم و به هر فضل و کما سبقت گرفته و متواضع و بی تکبر و نیکو خلق باشم.
به راستی آیا عرفان و اخلاق جز این واژهها است؟ انسانهایی که به دنبال راهی برای رسیدن به آرامش و عرفان و.. هستند اگر جایی جز در محضر سید الساجدین(ع) بروند به خطا رفته و جز سراب نخواهند دید. عرفان در لابهلای صحیفه سجادیه و اخلاق در بین جملات دعای مکارم الاخلاق است.
حکیمه بهمن زاده