کد خبر: 3545765
تاریخ انتشار : ۲۴ آبان ۱۳۹۵ - ۰۹:۴۴

کربلا، پای پیاده، اربعین

گروه معارف: سفر زیارتی با پای پیاده سخت است، و رنج خاص خودش را دارد، اما در بطن آن زیبایی‌هایی نهفته است که در هیچ کجای دیگر نمونه آن را نمی‌توان یافت، همچنان که برای زینب(س) سخت‌ترین روز، روز عاشورا بود، اما می‌گفت جز زیبایی ندیدم.

کوله‌بار سفر را بسته است، قرآن و مفاتیحی کوچک با تسبیحی خاکی در ساکش گذاشته و از اهل خانه و دوستان حلالیت می‌طلبد. حلاوت سفر به کربلا با پای پیاده را از دیگر دوستان شنیده و امسال خود بار سفر را بسته است تا از صفای زیارت آقای شهیدان در ایام اربعین محروم نماند.

همه خوبی‌ها انگار در مسیر نجف به کربلا و کاظمین به کربلا جمع شده است. پدر خانوادهای را می‌بینیم که شاید هزینه تأمین نیازهای اولیه خانواده‌اش را به سختی به دست می‌آورد ولی از همان اندک درآمد هر ماه مبلغی را کنار گذاشته تا اربعین از زائران فرزند رسول الله(ص) پذیرایی کند.

مادری که با چادر عربی فرزند را بر دوش گرفته و با نوای نوحه‌های عربی قدم به قدم خود را به کربلا نزدیک می‌کند، می‌گوید عشق حسین(ع) آنقدر در جانش نفوذ کرده که اصلا سختی‌های پیاده به کربلا رفتن را حس نمی‌کند.

جوان‌هایی را می‌بینیم که این روزها از همه دل مشغولی‌هایشان دل کنده‌اند و راهی کربلا شده‌اند. همین‌هایی که شاید در دیگر ایام سال با دیدنشان اصلا به ذهن خطور نکند که اهل معنویت و صفای دل باشند، این جا است که باور می‌کنیم نباید بر اساس ظاهر این جوانان آن‌ها را قضاوت کنیم، چرا که دلشان لبریز از محبت پاکان است.

دیگری را می‌بینیم که اشک در چشمانش حلقه زده، شاید خطایی کرده است و حال می‌خواهد به واسطه امام غریبش از خداوند طلب بخشش کند و چه جایی بهتر از مسیر نجف به کربلا برای توبه و بازگشت به فطرت پاک انسانی، جایی که بی‌شک خداوند عفو میکند.

شب که می‌شود و سوز سرما که تن را می‌آزارد، مهربانی بار دیگر جلوه‌گری می‌کند و اهل‌آبادی‌های مسیر راه با اصرار و تمنا از زائران می‌خواهند که شبی را در خانه آنان به سر برند تا برکت پذیرایی از زائر حسین(ع) به خانه‌شان بیاید.

چقدر خالصانه، لباس زائر را می‌شویند و و گرد و خاک از کفش‌های او می‌زدایند. به راستی به جز عشق چه چیزی می‌تواند این اخلاص را به آدمی بدهد؟ همه این زیبایی‌ها از نظر می‌گذرد، پاها تاول می‌زند و تن خسته راه می‌شود تا این می‌رسیم به آنجایی که به خاطرش عزم سفر کرده‌ایم.

چقدر رویایی و شگفت‌انگیز، ما و بین‌الحرمین که همیشه در آرزویش دست به دعا برداشته‌ایم و از خدا خواسته بودیم که روزی خود را آنجا ببینیم. گویی اکنون نامه عمل به دست راست ما داده شده و جواز عبور به بهشت را به ما داده‌اند.

اغراق نیست. کربلا قطعه‌ای از بهشت است. بهشتی که یک طرفش گنبدی است مزین به پرچمی به نام فرزند فاطمه(س) امام خوبی‌ها و سمت دیگرش گنبدی که بالایش نام قمر بنی هاشم نوشته شده است که دلاوری‌ها و رشادت‌ها و وفاداری‌ها را به یادآدمی می‌آورد.

سفر زیارتی با پای پیاده سخت است، و رنج خاص خودش را دارد، اما در بطن آن زیبایی‌هایی نهفته است که در هیچ کجای دیگر نمونه آن را نمی‌توان یافت. همچنان که برای زینب(س) سخت‌ترین روز روز عاشورا بود، اما می‌گفت جز زیبایی ندیدم.

حکیمه بهمن‌زاده

captcha