کد خبر: 3548241
تاریخ انتشار : ۰۳ آذر ۱۳۹۵ - ۱۰:۴۸

بسیج؛ پیمانی برای گره‌گشایی از گره‌های میهن

گروه اجتماعی: بسیجی پیمان بسته که در دیارش هر گرهی را دید، برای باز کردن آن قدم در میدان بگذارند، چه این گره، گره محرومیت باشد چه درد اقتصادی که هنوز مقاوم نیست.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان‌جنوبی، بسیجی‌بودن برای خیلی‌ها حتی قبل از پر کردن فرم ثبت‌نام شروع شد. خیلی از آن‌ها حتی فرصت نکردند، نامشان را به عنوان بسیجی ثبت کنند. همان زنی را می‌گوییم که در سوسنگرد در برابر مهاجمان بعثی ایستاد و از پای درشان آورد.

همان خرمشهری‌هایی را می‌گویم که زندگی روزمره‌شان را می‌گذراندند و ورود تانک‌ها و نیروهای دشمن غافلگیرشان کرد، اما مردانه ایستادند، با کمترین اسلحه‌ای که در اختیار داشتند و بی اغراق تا آخرین قطره خون از دیارشان حفاظت کردند.

خیلی‌ها هم فرم ثبت‌نام پر کردند، اما بعد با خود عهد و قسم بستند که پای این مهر و امضایی که کردند، باقی بمانند. همان‌هایی که بعد از اعلام رهبرشان مبنی بر ضرورت تشکیل بسیج 20 میلیونی نامشان را به عنوان بسیجی ثبت کردند، بعد عازم دفاع از میهن شدند و حال سال‌هاست که گاز شیمیایی خردل و ...حتی امکان یک نفس عادی کشیدن را از آن‌ها گرفته ولی باز هم الهی شکر بر زبانشان جاری است.

وقتی دیگر از بمباران‌های دشمن خبری نبود

زمان گذشت، دیگر خبری از بمباران‌های دشمن نبود، شهدا با عزت تشییع شده بودند و آزادگان با سرافرازی به وطن برگشتند، اما هنوز کار تمام نشده بود. به روستاها و مناطق محروم که سرمی‌زدیم، یادمان می‌آمد که قرارمان آبادی وطن بود.

چه کسی می‌توانست برای محرومیت روستاها و شهرهای مرزی دل بسوزاند. و باز بسیج آستین بالا زد، او که قبلا در راه کشور از جان گذشته، بیش از هر کس عشق به آبادانی سرزمینش دارد. این بار نامش در زمره بسیج سازندگی به ثبت رسید.

چه روستاهایی که حتی از داشتن یک حمام محروم بودند، چه مناطقی که مردم در آرزوی یک معلم قرآن بودند که در مسجد کوچک منطقه‌شان برای آن‌ها کلام وحی را تلاوت کند و گره‌های دیگری که در منطقه شان بود و نا امید از رفع آن بودند اما گروه‌های جهادی بسیج سازندگی امید را به قلب آنان برگرداند.

گره‌های محرومیت با دستان بسیجی باز شد

هنوز دعای خیر آن پیرزنی که در روستای دورافتاده‌ای در خراسان‌جنوبی که بسیجی‌های جهادی برایش با دستان خود خانه‌ای ساختند، به زندگی آن بسیجی‌ها برکت می‌دهد و پشت و پناه‌شان است و در سختی‌ها به آنان مدد می‌رساند.

و باز این پایان کار نبود، این کشور نیاز به تولید علم و تفکر و اندیشه‌های ناب داشت. این بار وقتی مصطفی احمدی روشن به قافله شهدا پیوست همه دانستند که آنچه این سرزمین را تاج سر کشورهای منطقه می‌کند علم است.

و باز بسیجی‌ها پای کار آمدند. شنیده بودند رهبر این ملت بارها و بارها از نبود کرسی‌های آزاد اندیشی گلایه کرده است و توصیه نموده‌ اند که آنچه این جوانان را به تفکر اصیل می‌رساند، گفت‌وگوهای منطقی و تبادل‌نظر با دیگران است.

و این بار بسیج اساتید، بسیج دانشجویی با همکاری مسئولین دانشگاه‌ها قدم به میدان گذاشتند، جلسات مختلف برگزار کردند، از سیاست و اقتصاد و آسیب‌های اجتماعی گفتند، نظر دادند و ایده‌های نابی از دل این گردهمایی‌ها بیرون آمد.

درون خود بسیج حلقه‌های صالحین برای گروه‌های مختلف شکل گرفت، در مسجد و مدرسه و ..افراد گروه‌هایی تشکیل دادند و نظراتشان را در حوزه‌های مختلف گفتند و به آگاهی‌های هم افزودند و لذت علم‌آموزی را دریافتند.

برای روشن نگه داشتن چراغ کارخانه‌ها هم پیمان می‌شوند

اما این بار موضوع دیگری است، اقتصاد کشورمان بیمار و آسیب دیده است. اقتصادمان وابسته است به پول نفت و با بالا و پایین شدن دلار متزلزل می‌شود. به نظر می‌رسد این بار هم بسیجی‌ها می‌توانند گره بگشاند. آنان عهد بسته‌اند که به رهبرشان وفادار بمانند و این بار مقتدایشان سخن از مقاومت در اقتصاد زده است.

بسیجی‌ها در ایران چند میلیون هستند. اگر با یکدیگر عهد ببندند که جز کالای وطن نخرند، اگر پیمان ببندند که دیگر هم وطنانشان را هم نسبت به بایدها و نبایدهای اقتصاد مقاومتی آگاه سازند، این سرزمین بی‌شک آینده‌ای روشن را خواهد دید که در آن کارخانه‌های صنعتی چراغشان روشن‌تر از همیشه خواهد بود.

حکیمه بهمن زاده

captcha