درباره اینکه دانشجو در میدان مبارزه در سالهای قبل از انقلاب و سالهای دفاع مقدس درخشید، بسیار سخن گفته شده است که به حق غیر قابل انکار است، از آن سه دانشجوی ایرانی که روز 16 آذر در جلوی دانشگاه خونشان به زمین ریخته شده تا شهدایی چون شهید دانشجو علم الهدی همواره نامشان بر تاریخ جنبش دانشجویی ماندگار است.
اما بعد از دوران دفاع مقدس نیز دانشجو همواره نشان داد هر کجا که گره ای در اجتماع مشاهده کند، در باز کردن آن پیش قدم است و هر جا لازم باشد، بند کفشش را محکم بسته، یا علی میگوید وگامهای محکمی برمیدارد.
کافی است کمی به اطرافمان دقت کنیم. گروههای جهادی که برای محرومیتزدایی به روستاها و مناطق مرزی میروند، بیشتر از کدام قشرند؛ بی شک همواره در این آمار نام دانشجوی این سرزمین بیش از دیگران است.
کرسیهای آزاد اندیشی که بنا به گفته رهبرمان نیاز امروز ماست و گاه از کمکاری در این حوزه گلایه کردهاند، بیشتر چه قشری در برپایی آن فعال هستند و اصولا کدام قشر بیشتر از دیگران از این گفتو گوها استقبال میکنند.
کدام نهاد فرهنگی و اجتماعی بیش از دانشگاه و دانشجویان در این زمینه جلب مردم به مشارکت در عرصه های سیاسی و اجتماعی کار کرده است، زمان انتخابات را به یاد به آورید؟ آیا بیشتر شور به جوانان دانشجو برنمیگردد.
دانشجویانی که بنا بر سیرت پاک جوانی و از سر اخلاص خواستند مسیر پیشرفت کشورشان را مهیا کنند و همواره بهترینها را برای سرزمینشان خواسته اند. چقدر زیبا است وقتی جوانی و دانشجویی با هم گره میخورد. چون هر کدام از این مؤلفهها به تنهایی پر از شور و شادابی است.
دانشجویی که اگر به سمت حزبی خاص کشیده شد، بر اساس نیت صاف و صادق و خالصانهاش تصور میکرد این حزب و گروه خاص بهتر میتواند در مسیر پیشرفت و سعادت میهن قدم بردارد، اگر انتقادی کرد باز هم نیتش جز خیر نبود.
همه این را میدانیم که اگر قرار باشد در این دیار تولید علم صورت گیرد، اگر میخواهیم سیاست ما جنب و جوشی مثبت برای مشارکت همه مردم در سرنوشت ایران داشته باشد و حتی اگر قرار است اقتصادمان مقامتی شود، شروعش از دانشگاه است.
دانشجو را باید قدر دانست، فرصت جوانیاش، زمان شادابیاش را، سالهای ارتباط او با اساتید اهل علم. همه اینها میتواند از دانشجو عنصری بسازد که بی شک نامش در همه عرصهها خواهد درخشید. هر جا که گرهی است و باید گشوده شود.
حکیمه بهمن زاده