کاش اندکی در این آمدن و رفتن فصلها تأمل میکردیم، اگر درخت پاییز برگهایش را فرو میریزد و خود را به سرمای زمستان عرضه میدارد، بابت این است که میداند در بهار دوباره جوانه میزند و برگهای تازه بر او میروید.
این طبیعت زیبا بدون گلایه از باد و باران و برف تسلیم تقدیری میشود که خداوند برای او رقم زده چرا که میداند در پی همین سختیها است که شکوفههای زیبایی بهاری جلوهگری میکنند و برگهای سبز رنگ تازه ،جای خشخش برگهای زرد و رنگ و رو رفته را میگیرد.
کاش انسان از این آمدن و رفتنها درس بگیرد، کاش او نیز همچون درختان طبیعت که وقتی برگهایشان از سبزی و طراوت میافتد، آن را از خود دور میکند و میگذارد به زیر دست و پای عابران بیفتد، او نیز هر گاه روحیهاش از شور و نشاط فاصله میگیرد، آن را از خود دور کند و بگذارد به جای آن طراوات و شادابی او را فرا بگیرد.
کاش انسان که این رفت و آمد طبیعت را میبیند و مقاومت برگها را در برابر سرمای سوزناک زمستان مشاهده میکند، بداند که رشد او نیز همچون این طبیعت در اثر مقاومت در برابر سختیها است و اگر قرار است بهاری در انتظار او باشد باید باد و طوفان زمستانی را از سربگذراند.
برای ما ایرانیها پاییز درس دیگری نیز دارد، وقتی صدای سوز زمستان در آخرین روز بهار را میبیند، همه عزیزانشان را دور هم جمع میکنند و ساعات طولانی اولین شب زمستان را در کنار یکدیگر میگذرانند، حافظ میخوانند و برای هم از خاطرات زیبای گذشتهشان میگویند.
و این درس دیگر پاییز برای انسانها است، انسان ذاتا موجودی اجتماعی است و همین در اجتماع بودن به او انگیزه میدهد، چرا که میداند هر گاه سختی در پیش رو دارد، در کنار کسانی که دوستشان دارد میتواند این سختیها را از سر بگذراند.
تنهایی برای انسانی که خداوند او را طوری خلق کرده که از بودن در کنار دیگران لذت میبرد، بسیار تلخ است و زمانی که مشکلی در مسیر انسان قرار میگیرد این تنهایی بیشتر انسان را آزار میدهد و همین است که ایرانیها از هر بهانهای برای در کنار هم بودن استفاده میکنند.
این است درسهای پاییز زیبای خداوندی که با همه برگریزانش قشنگیهای بدیعی برای ما به جا میگذارد، چه شاعرانی که با دیدن این زیباییها طبعشان شگفت و واژهها را در کنار یکدیگر چیدند و شعری سرودند.
و چه نقاشان چیرهدستی که از دل این زیباییها، با هنرمندی رنگ و قلم، تابلویی تحسین برانگیز خلق کردند، این جا است که انسان به قدرت لایزال الهی پی میبرد و از صیمیم دل میگوید حقیقتا الله اکبر، خداوند بزرگت تر از آن است که وصف شود.
آری فقط این برگ درختان سبز نیست که در نظر انسان هوشیار، دفتر معرفت کردگار را میگشاید، بلکه برای انسان حقیقتنگر، در دل این رنگ و وارنگهای درختهای پاییزی نیز قدرت الهی تجلی مییابد.
حکیمه بهمن زاده