وی ادامه داد: بنابراین مهمترین مبنای آگاهی مخاطبین از سیر
شکل گیری یک مطلب یا یک خبر در یک رسانه میباشد با این فرض که از ترفندهای رسانه
آگاه شود و انتخاب کند.
عباسپوردر بیان ضرورتهای سود رسانهای اظهار کرد: امروزه با وجود شبکههای اجتماعی مردم بیهدف و برنامه در
گروهها و کانالهای مختلفی عضو هستند که این یک نوع استفاده بیهدف است که با
داشتن سواد رسانهایی به راحتی میتوانند کانال و گروههایی که وقتشان را میگیرد
حذف کنند و سراغ رسانههایی بروند که بتوانند نیازهایشان را برطرف کنند.
معاون خبرگزاری رسا در پاسخ به این سوال که
چگونه می توان مخاطب را در مقابل تأثیرات منفی و ناخواسته رسانهها
حفظ کرد؟ بیان
کرد: بهترین روش، آگاهی بخشی به مخاطبین است که این آگاه کردن خود چند بخش دارد،
بخش اول آن این است که نسبت به ماهیت و انواع رسانه آشنا شوند و اینکه مطلع شوند
که رسانهها بر چه اساسی و با چه متدی خبر و مطلب تولید میکنند و هر کدام از
رسانهها چه شگردهایی را در تولیدات خود به کار میبرند.
این کارشناس رسانه با بیان این مقدمه که کانادا یکی از کشورهای پیشرفتهایی است که در سطح جهان در حوزه رسانه کار
کرده در این کشور سواد رسانهایی را در مهد کودکها به کودکانشان آموزش میدهند و
از اینکه رسانهها پیشرفت کنند و جدید شوند نیز هراسی ندارند زیرا از طریق سواد
رسانه مردم کشور از کودکی ایمن سازی شدهاند، اظهار کرد: پس با ارتقای سواد رسانهای میتوان کمک بزرگی به رشد
و تعالی دین اسلام داشته باشد زیراکه اگر مسلمانان تا حدی با سواد رسانهایی آشنا
باشند سراغ هر مطلبی نمیروند و شبهاتی که در رابطه با مسلمانان و اسلام در جهان
وجود دارد کمتر در ذهن مسلمانان وارد میشود و یا اگر وارد شود میتوانند پاسخ
مناسبی به آن شبهه بدهند.
عباسپور گفت: یکی از کارکردهای رسانهها فرهنگ سازی است به
عنوان مثال نیروی انتظامی به مدد رسانهها توانست بستن کمربند ایمنی را در بین
مردم جا بیندازد پس رسانه نقش مهمی در رشد و شکوفایی جامعه دارد همانگونه که یکی
از کارکردهای جامعه اجتماعی کردن مردم است به طور مثال یک کودکی که تازه میخواهد
وارد جامعه شود میتواند از طریق رسانه خیلی از روابطش را با جامعه منطبق کند.
تأثیر منفی برخی رسانهها و بازیگران بر اذهان مردم
عباسپور اظهار کرد: همچنین در
بحث عفاف و حجاب نیز رسانهها نتوانستند به صورت منسجم و متحد فرهنگ سازی کنند
مثلٱ رفتار برخی بازیگران که در فیلمها پوششی کامل دارند و در جامعه به گونهایی
دیگر هستند پارادوکسی را در ذهن مردم ایجاد میکند و مخاطبین نمیدانند کدام را
باور کنند و این باعث بیاعتمادی مخاطبین میشود و حتی برخی رسانهها مانند نشریه
زرد که از عکس های بازیگران زن برای پرفروش شدن نشریه استفاده میکنند به این بیحجابیها
دامن میزند و این همان فرهنگ سازی است که در زمینه عفاف و حجاب یک زن آرایش کرده
با لباس خاص را به عنوان زن مطلوب معرفی میکند که آرام آرام تبدیل به فرهنگ میشود
و چون با آموزههای دینیمان که زن را به عنوان جواهری که باید پوشید باشد تفاوت
دارد پس یک فرهنگ غلط و منفی را در جامعه رواج میدهند که برای جلوگیری از این
فرهنگهای غلط برخورد فیزیکی جواب نمیدهد و بازهم کار فرهنگی لازم است تا آن شخص
متوجه اشتباهش شود که در این صورت علاقهمندان آن بازیگر هم از آن الگو تبعیت میکنند
زیراکه در جامعه، هنرمندان و ورزشکاران از گروههای مرجع هستند که اگر از فرهنگ
بالایی برخوردار باشند یک طیفی از مردم جامعه دارای فرهنگ میشوند.
زینب رحیمی