به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قزوین، مردم تبریز پس از این، چهلم شهدای قم را برگزار کردند، رژیم با انقلابیون تبریزی هم با مشت آهنین برخورد کرد و پس از آن مردم قزوین، ورامین، تهران، قم، اصفهان و... نیز چهلم شهدای تبریز را برگزار کردند و این قیام اربعینی خاموش نشد تا به شعله مهار نشدنی انقلاب اسلامی در بهمنماه 1357 منجر شد.
یکم آبان ماه 1356، خبر شهادت آیت الله مصطفی خمینی(ره) به سرعت پخش شد. شهادت این روحانی مجاهد که در ارتباط امام و سازماندهی مبارزان انقلابی نقش مؤثری داشت باعث شد تا باری دیگر همچون 15 خرداد 1342، نام امام خمینی(ره) موجب خیزش مردمی گردد. این بار عموم مردم در سراسر کشور در مساجد مختلف برای آیت الله شهید مصطفی خمینی(ره) مجلس ختم برگزار کردند و خفقانی که حدود 14 سال رژیم در ممنوعیتِ آوردن نام امام ایجاد کرده بود شکست.
ساواک نتوانسته بود مانع برگزاری مراسم سوم، هفتم و چهلم آقا مصطفی در سراسر کشور شود، گرچه تمام تلاش خود را در تعقیب و بازداشت عاملان اصلی برگزاری مراسم ختم انجام داد، اما برگزاری یادواره این شهید بزرگ در سراسر کشور، باعث شد تا دوباره نام خمینی(ره) زمزمه زبانها شود.
در مدت 14 سال، ساواک هر نشانی از آیت الله خمینی را جرم شدیدی میپنداشت، بردن نام او، نوشتن نام او و یا همراه داشتن کتاب یا رسالههای ایشان جرم بزرگی بود و بسیاری هم تنها و تنها بخاطر ارتکاب یکی از این جرایم کارشان به کمیته مشترک ضدخرابکاری کشیده شد.
حالا این سد محکم شکسته شده بود و آشکارا در تمام کشور مراسم ختم فرزند برومند امام خمینی(ره) برگزار میشد. آنچه که مسلم بود، ساواک تصمیم گرفت این بار به شکل دیگری با موضوع برخورد کند و تلاش کرد تا با انتشار مقالهای در روزنامه اطلاعات پروژهای را آغاز کند تا شخصیت و جایگاه امام خمینی نزد افکار عمومی از بین برود. اشتباه بزرگ ساواک در گام اول انتخاب استراتژی توهین و شبهه بود. چیزی که مردم پیش از این هم نشان داده بودند که آن را در ارتباط با روحانیت بر نمیتابند. گرچه احتمالاً هیچ کس گمان هم نمیبرد حرکتی که ساواک به آن دست میزند، برای رژیم شاهنشاهی تبدیل به یک خودکشی بزرگ خواهد شد.
روزنامه اطلاعات روز هفدهم دی ماه سال 1356، در مقالهای موهون با نام «ایران و استعمار سرخ و سیاه»، به ساحت مرجع تقلید جهان تشیع و رهبر مردم ایران حمله کرد. همانطور که گفته شد مقاله مزبور دو استراتژی داشت، توهین و شبهه افکنی، برای همین هم در جای جای مقاله تلاش شده بود تا هم به امام خمینی به صورت مستقیم توهین شود و هم شبهاتی پیرامون اصالت ایرانی حضرت امام(ره) و وابستگی او به حزب توده و حتی مراکز استعماری انگلستان مطرح گردد.
درباره هویت نویسنده این مقاله هنوز هیچ قطعیتی در دست نیست، حتی در اسناد باقی مانده از ساواک نیز در باره نویسنده واقعی مقاله چیزی در دسترس نیست. آنچه مسلم است، مقاله در وزارت دربار(که آن زمان امیرعباس هویدا عهدهدارش بود) نوشته شده و در پاکتی مهر و موم شده به وزارت اطلاعات و جهانگردی وقت رفته و ابلاغ شده تا محتوی پاک جهت انتشار به روزنامه اطلاعات ابلاغ گردد. برخی معتقدند داریوش همایون وزیر اطلاعات و جهانگردی کابینه جمشید آموزگار این مقاله را نوشته و برخی هم معتقدند که نویسنده مقاله فرهاد نيکوخواه معاون و مشاور مطبوعاتي هويدا وزیر وقت دربار شاهنشاهی بوده است.
انتشار مقاله موهون در روزنامه اطلاعات باعث شد تا در روز 19 دی ماه 1356 مردم قم، خشمگین از توهین به مرجع و رهبرشان، با پرچمداری علما و روحانیون تجمع کنند. گزارشهای ساواک نشان میدهد در لحظات اولیه که جمعیت به سمت منزل آیتالله نوری حرکت کردند حداقل 5 هزار نفر بودند. لحظه به لحظه نیز به تعداد جمعیت افزوده میشد. آیتالله نوری مقابل منزل خویش برای مردم سخنرانی کردند: «هـركـجـا نـهـضـت قـابـل توجهى به وجود آمده روحانيت راستين اسلام رد پيشاپيش آن رد حركت بوده و رهبرى نهضت به دست آنان هدايت مى شد، و روحانيت در حركت جامعه نـقـش مـؤ ثـر و خـلاقـى داشـتـه اسـت . مـردم مـسـلمـان ، بـا روحـانـيـت اصـيـل هـسـتـنـد. روحـانـيـت اصـيـل بـا آيـه الله العـظـمـى آقـاى خـمـيـنـى و در پشت سر ايشان است و مبارزه دستگاه طاغوتى با اسلام و رهبرى آيه الله خمينى به جايى نخواهد رسيد».
جمعیت انبوه که دیگر چیزی حدود ده هزار نفر برآورد میشد، پس از منزل آیتالله نوری تصمیم گرفتند به منزل آیتالله طباطبایی و آیتالله مشکینی بروند. در مسیر راهپیمایی مردم به سمت بیوت علما، دژخیمان شاهنشاهی به مردم حمله میکند و اولین جرقه آتش گشوده میشود. مردم سراسیمه در خیابانها و کوچههای اطراف پناه میگیرند و سپس با هر آنچه که به دست آوردند با نیروهای مسلح رژیم به مقابله میپردازند. گرچه آمار دقیقی از تعداد کشته و مجروحان این روز در دست نیست، اما براساس مستندات تاریخی دست کم در این روز 6 نفر به شهادت رسیده و دهها نفر از مردم نیز مجروح شدند.
یادداشت از جابر
خرمنیا