به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از کهگیلویه و بویراحمد، حادثه پلاسکوی تهران هر چند اولین حادثه از این دست نبوده و اخرین نیز نخواهد بود اما این حادثه به صرف روی دادن در تهران بزرگ و وجود رسانههای خبری از جمله صدا و سیما و دیگر رسانهها، بازتابهای وسیعی را در برداشت و توانست موجی از نگرانی را در کشور ایجاد کند.
دهها و شاید صدها حادثه در گوشه و کنار کشور روی داده است که اگر به نسبت جمعیت و وسعت محاسبه کنیم شاید عمق فاجعه از آتش سوزی پلاسکوی تهران بیشتر نیز باشد اما آنچه که پس از وقوع این حادثه و عملکرد رسانههای مختلف در کشور روی داده است، وضعیت مدیریت بحران و همچنین آتش نشانیهای کشور در مقابله با حوادث احتمالی بیش از پیش نمایان شده و هر کدام از این گروهها در نظر دارند تا از همین آغاز و جایی که هنوز حادثهای روی نداده خود را تبرئه کرده و توپ را در زمین دیگران به حرکت در بیاورند.
به گزارش گروه اجتماعی روزنامه امید مردم، استان کهگیلویه و بویراحمد که خود یکی از استانهای محروم کشور است در حالی درگیر اخبار حادثه پلاسکوی تهران شده است که بوی مرگ از آتش نشانیهای آن به مشام میرسد و از همین حالا بر طبل ضعف امکانات و عدم وجود تجهیزات لازم و نیروی آموزش دیده برای مقابله با هر گونه حادثه احتمالی کوبیده و وضعیت ناامید کننده آن برای هر شهروندی زنگ هشداری است که باید از سوی متولیان امر جدی گرفته شود.
شهروندانی که هر چند باید برای ایمنی و پیشگیری از هر حادثهای، آمادگی لازم و کافی را داشته باشند اما همگان نیک میدانیم که حادثه خبر نمیکند و اتفاق در جایی و شرایطی روی میدهد که انتظارش را نداشته و آمادگی لازم و کافی برای مقابله به صورت فردی وجود نداشته و حتی در برخی موارد داشتن آمادگی نیز تاثیرگذار نخواهد بود.
در این جاست که نقش آتشنشانی و آتشنشانان آموزش دیده مجهز به وسایل و امکانات نوین و آماده به کار میتواند قوت قلبی برای شهروندان و حادثه دیدگان بعد از توکل بر خداوند متعال باشد و تا حدودی از فشارهای روانی و استرس ایجاد شده قبل و حین و بعد از حادثه بکاهد.
اما آنچه که در سیستم آتش نشانی استان کهگیلویه و بویراحمد مشهود بوده و این روزها در پی پس لرزههای پلاسکو بیشتر نمایان شده است عدم وجود امکانات و تجهیزات و همچنین عدم وجود نیروهای آموزش دیده در این مراکز است که میتواند فشارهای روانی را بر جامعه وارد کرده و نا امیدی از این سازمان را به شهروندان القا کند.
مدیرعامل آتشنشانی یاسوج حادثه پلاسکوی تهران را برای خیلی از استانها از جمله استان کهگیلویه و بویرحمد هشدار میداند و معتقد است که در صورت بروز حادثهای در یاسوج، عمق فاجعه از پلاسکوی تهران بیشتر خواهد بود. وی که تجربیات و شناخت کاملی از مناطق مختلف شهر یاسوج دارد خیابان 13 آبان، جمعه بازار و حتی برخی از خوابگاههای دانشجویی در یاسوج را از مناطقی میداند که میتواند آبستن حوادثی ناگوار و فاجعهآمیز باشد اما در عین حال که این نکات را بیان میکند از نبود امکانات و تجهیزات لازم و کافی در آتشنشانی خبر میدهد و معتقد است که از ابتداییترین امکانات و تجهیزات لازم برای مقابله با بحرانهای مختلف از جمله لباس عملیات، دستگاه تهویه، تشک نجات و … محروم هستند و توانایی لازم و کافی را برای انجام عملیات ندارند. رستمی که نمیتواند نگرانی خود را از نبود امکانات و تجهیزات پنهان کند برخی از خودروهای عملیاتی خود را مربوط به 30 سال پیش میداند.
در دهدشت دیگر شهر استان کهگیلویه و بویراحمد این وضعیت از مرکز استان نیز خرابتر است و حتی در خاموش کردن آتش سوزی ساختمان دو طبقهای که چند هفته پیش در این شهر روی داد، نمره مردودی گرفت.
هیچگاه نمیخواهیم که زحمات نیروهای آتش نشانی که جان خود را به خطر میاندازند تا جان دیگران را نجات دهند نادیده بگیریم اما ضعف امکانات، نبود نیروی آموزش دیده، عدم توجه متولیان امر به مقوله آتش نشانی، فرسوده بودن همان امکانات و تجهیزات اولیه موجود و … از جمله مواردی است که کارایی آتشنشانی دهدشت را به صفر نزدیک کرده است و نمیتواند محلی برای امیدواری و اتکای شهروندان در زمان وقوع حادثه باشد تا جایی که مسئول واحد آتش نشانی دهدشت از عدم حمایت، کمبود نیروی انسانی، عدم آموزش و تخصص لازم، نبود تجهیزات و امکانات و در حقیقت از ناتوانی آتش نشانی دهدشت در مواقع ضروری و لازم سخن میگوید.
این گفتههای سیاوش خردمند است که پمپ بنزین دهدشت، ساختمانهای تجاری و برخی از ساختمانهای شخصی و بازار روز دهدشت را ناایمن میداند و هر لحظه احتمال بروز حادثهای را دور از ذهن نمیداند اما علیرغم اینکه احتمال حادثه را میداند از ناتوانی آتش نشانی دهدشت به دلایل ذکر شده در بالا سخن میگوید.
فرماندار کهگیلویه که نماینده ارشد دولت در شهرستان است نیز بر همین عقیده است و باور دارد که امکانات و تجهیزات آتش نشانی دهدشت در زمان بروز حادثه توانایی و کارآیی لازم را ندارد. علی پوزش ناتوانی آتشنشانی و ضعف در تجهیزات، امکانات و تخصص نیروها را از دلایل از بین رفتن ساختمان دو طبقه در آتش سوزی اخیر دهدشت میداند و از بایدهایی حرف میزند که معلوم نیست چه کسی باید برای اجرای این بایدها آستین بالا بزند.
اما در این میان وجود تجهیزات و امکانات آتشنشانی شرکت بهرهبرداری نفت و گاز گچساران، این فرصت را برای گچساران فراهم کرده است تا وضعیتی بهتر از سایر شهرهای استان داشته باشد اما با این وجود باید گفت با توجه به شرایط خاص شهر دوگنبدان و وجود بافتهای فرسوده و معابر تنگ و غیرقابل عبوری که در صورت بروز هر حادثه و اتفاق ناگواری خدماترسانی را کند و شاید هم زمینگیر کند، اوضاع در این شهر نیز نامناسب و بغرنج خواهد بود.
حال جای این سؤال باقی است که آیا اگر حادثهای ناگوار در این استان روی دهد مسئولین استانی خود را حق به جانب میدانند و زمین و زمان را به هم میدوزند تا خود را مدیری توانمند قلمداد کرده و به دنبال مقصر فرضی برای این حادثه بگردند تا کم کاریها، سهل انگاریها و ندانم کاری را به گردن او بیاندازند؟ پس بیاییم تا دیر نشده است فکری کنیم، چراکه فردا خیلی دیر است.