کد خبر: 3569076
تاریخ انتشار : ۱۲ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۵:۰۳

شبی که شهید «هلتی» به ما آبرو داد

گروه اجتماعی: هشتم بهمن ماه سال 1366 شهید «هلتی» به ایلام آبرو بخشید.

جلال میرزابیگی، رزمنده دوران 8 سال دفاع مقدس امروز در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا) از ایلام، از شبی گفت که تلاش رزمندگان دل امام‌خمینی(ره) را شاد کرد.
وی با ارسال این مطلب به ایکنا، آن شب را این گونه توصیف کرده است.
شهید مرتضی ساده میری (هلتی) از جمله رزمندگان و فرماندهانی بود که در کوران جنگ مصداق کامل مجاهد فی‌سببل‌الله بود. همان‌ که در روزها و شب‌های سخت عملیات آرام‌بخش قلوب بسیجیان و جوانانی بود که برای پیروزی در ماموریت به رشادت‌ها و شجاعت‌های مرتضی دل‌بسته بودند.
هشتم بهمن‌ماه 1366 از گروهان رزمی مخابرات لشگر 11 حضرت امیر برای تکمیل سازمان رزم مخابرات گردان 502 امام‌حسین (ع) و شرکت در عملیات ایذایی گردان در محور «ابزیادی» مأموریت یافتم.
برای اولین بار از نزدیک با شهید مرتضی ساده‌میری آشنا شدم، پوشش لباس رزم و محاسن بلندش، اراده پولادین و ایمان مستحکم مرتضی مصداق آیه شریفه‌ی إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفّاً کَأَنَّهُم بُنیَانٌ مَّرْصُوصٌ(آیه 4 سوره صف) بود.
ناهار آن روز برابر روال همیشگی چلومرغ بود، یکی از نشانه‌های فرا رسیدن شب عملیات پخت چلومرغ و تقسیم آن بین نیروهای عمل ‌کننده بود .شاید برای نسل دهه‌های هفتاد و هشتاد با وفور نعمت‌های الهی این موضوع که پخت ناهار مرغ مخصوص شب‌های عملیات بوده است کمی غیرقابل‌ تصور باشد. اگر ذهنم یاری کند به نظرم توجیه قبل از حرکت به‌ سوی نقطه رهایی در باغ کشاورزی مهران بود.
سردار محتاج رییس ستاد کل سپاه برای نیروها سخنرانی کرد.
از بین سخنان سردار محتاج یک جمله اساسی و مهم که همیشه در ذهنم باقی‌مانده این بود که به بچه‌های گردان تأکید کرد: «در تماس تلفنی آقای محسن رضایی به ایشان گفته‌اند که حضرت امام‌خمینی فرموده است تا نتیجه عملیات رزمندگان ایلامی را دریافت نکند نخواهد خوابید و امام عزیز منتظر خبر پیروزی و فتح ظفر ایلامیان است.»
با آغاز تاریکی هوا نیروهای عمل ‌کننده با گذشتن از شیار دو انگشتی مخلوط‌کنی‌های قلاویزان به سمت «آبزیادی» و محل استقرار نیروهای عراقی سرازیر و حرکت کردیم.
برابر برنامه‌ریزی عملیاتی نیروهای عمل‌کننده با عبور از منطقه حائل و دور زدن نیروهای عراقی از دو محور یکی از گردان‌های پدافندی عراق را مورد تهاجم قرار داده و منهدم کردیم و پس از گرفتن اسیر و غنائم جنگی، قبل از سپیده به مقرهای خود بازمی‌گشتیم.
در این عملیات مثل همیشه نقطه قوت و امید برای پیروزی در ماموریت حضور سردار بی‌همتای جنگ‌های کوهستان «مرتضی ساده‌میری» فرمانده گروهان یکم بود که سخت‌ترین قسمت نبرد به ایشان واگذار شده بود.
بچه‌های تخریب معبر میدان مین را گشودند و با عبور از معبر در ساعت سه بامداد از پشت سر مواضع عراقی‌ها به انتظار فرمان آغاز عملیات نشستیم. آسمان مهتابی و روشن بود، در یک اتفاق معجزه گونه ابرهای سیاه ماه را پوشاندند و امدادهای الهی عیناً به یاری بچه‌ها آمد.
نفس‌ها در سینه حبس بود، عقربه‌های ساعت به 3 بامداد رسید، از بلندی‌های قلاویزان دستور آغاز عملیات صادر شد. سرعت عمل و توانایی منحصربه‌فرد مرتضی ساده‌میری (هلتی) نیروهای تحت امرش باعث شد تا خطوط عراق در محور مرتضی برق‌آسا درهم شکسته شود و چند اسیر هم بگیرند حالا مرتضی بر دشمن مسلط شده بود. اما در محور گروهان ما کار گره خورد، با هوشیاری تیربارچی عراقی و حضور نیروهای کمکی دشمن، ناچارا عقب نشستیم.
نیروهای گروهان که زیر آتش مستقیم دشمن قرار گرفته بود سراسیمه و آشفته به دنبال پیدا کردن معبری بودیم تا راه بازگشت به قلاویزان را پیدا کنیم. به‌ صورت پراکنده به معبر میدان مین رسیدیم اینجا دیگر مجبور بودیم ستونی و منظم از آن گذر کنیم.
در ابتدای معبر، برادر نعمان غلامی فرمانده محور عملیاتی که با یک سلاح کلاش ایستاده بود نیروها را به سکوت فراخواند. اما در ان هنگام نعمان با صدای بلند گفت: «ای برادران ایلامی مگر نمی‌دانید و نشنیدید که امام‌خمینی منتظر فتح شماست، اگر عقب‌نشینی کنید چه پاسخی به امام دارید، آیا نمی‌خواهید قلب امام را شاد کنید، آیا می‌خواهید مرتضی و نیروهایش را که بر دشمن مسلط شده‌اند در محاصره قرار دهید.»
صحبت‌های «نعمان غلامی» و جان‌فشانی و دلاوری سردار هلت «مرتضی ساده‌میری» عرق شرمساری را برپیشانی هایمان نشاند و بدون استثنا و با توکل بر خدا و بخاطر لبیک به به فرمان امام و حفظ آبرو و مجد و عظمت مرزداران غیور و عشایر استان ایلام و جلوگیری از محاصره سردار هلتی و نیروهایش، مجددا به دشمنی که در آمادگی قرار گرفته بود حمله ورشدیم. مقاومت شدید تیربارچی دشمن باعث شد تا نیروهای خودی مجددا زمین‌گیر شوند و رسیدن به سنگرهای دشمن سخت شود.
تنها مسیر برای رسیدن به پیروزی خاموش شدن آتش تیربار عراقی‌ها بود. در آن لحظات سخت و نفسگیر چیزی جز دود باروت و آتش نبود و سفیر گلوله‌ها فضای منطقه را درمی‌نوردید.
شهید شیرکول از بچه‌های رشید آبدانان با سینه‌خیز به سنگر تیربار دشمن نزدیک و با نارنجک دستی آن را منهدم و راه را برای تصرف سنگرهای دشمن و کانال‌های ارتباطی آن هموار کرد. با تصرف مواضع دشمن به یگان مرتضی الحاق انجام پذیرفت و با دلاوری، شجاعت ولایتمداری شهیدان والامقام ساده‌میری و شیرکول خبر پیروزی بچه‌های گردان قبل از سپیده به سمع و نظر مبارک امام‌خمینی رسید.
captcha