کد خبر: 3569146
تاریخ انتشار : ۲۱ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۵:۲۰
خواهر شهید بیان کرد:

از کارت دانشجویی پزشکی تا ترجیح سنگر دفاع بر سنگر کلاس

کانون خبرنگاران نبأ: مریم خسروآبادی خواهر شهید بیان کرد: اما با همه موفقیت‌های علمی که کسب کرده بود سنگر دفاع را بر سنگر کلاس ترجیح داد و ما هم همچنان وام‌دار این عزت و آبرویی هستیم که از ایشان گرفتیم.

مریم خسروآبادی، خواهر شهید دکتر ابراهیم خسروآبادی در رابطه زندگی برادرش در گفت و گو با کانون خبرنگاران ایکنا، نبأ، گفت: ما خانواده 10 نفری با 8 فرزند بودیم که ابراهیم فرزند پنجم و اولین پسر خانواده در هفتم مهرماه سال 1343 به دنیا آمد. وجود ایشان در خانواده‌ایی با وضع زندگی تقریباً ضعیف ضروری بود، او از نظر علمی بسیار باهوش بود و علاوه بر رشته پزشکی شهر تبریز در چند رشته ریاضی، کشتی‌رانی و آزمون‌های دیگر نیز قبول شد و نخبه آن زمان به حساب می‌آمد. در واقع می‌توانست با موقعیت اجتماعی‌اش آینده روشنی را برای خود و خانواده به ارمغان بیاورد همچنین فعالیت‌های قرآنی‌اش در تمام دوران تحصیل و دانشگاه قطع نشد و همیشه در مسجد امام حسن مجتبی(ع) در میدان وثوق که الان میدان امامت نام دارد مشغول قرآن آموزی بود و توانست نیمی از قرآن را حفظ کند و در مسابقات قرآن آستان قدس نیز شرکت و عناوین خوبی کسب کرد.

سنگر دفاع را بر سنگر کلاس ترجیح داد

وی ادامه داد: او فرد مثبت و زنده دلی بود که در جمع‌ها حضور کاملاٌ ملموسی داشت و یک فرد موثر و تکیه‌گاه فکری خوبی برای همه اعضای خانواده بود مقلد سر سخت حضرت امام(ره) بود و قبل از انقلاب فعالیت‌های انقلابی را در مسجد انجام می‌دادند اما با همه موفقیت‌های علمی که کسب کرده بود سنگر دفاع را بر سنگر کلاس ترجیح داد و ما هم همچنان وام‌دار این عزت و آبرویی هستیم که از ایشان گرفتیم و سال‌هاست که با این عزت و آبرو در جمع‌ها حاضر می‌شویم انشاالله که در روز آخرت شرمنده نباشیم.

خواهر شهید تصریح کرد: من در زمان انقلاب دانشجو بودم و اگر مذهبی داشتم و فرایض مذهبی را رعایت می‌کردم به سنت بود ولی الحمدالله با نور قرآن و اقتدا به حضرت امام و تجلی قرآن در انقلاب توانستم این فرایض را معرفتی هم درک کنم و برادرم هم از همین نور قرآن و سایه رهبری بهره گرفتند و توانست انتخاب خوبی کند، در سن 20 سالگی رشته پزشکی را رها کرد و با حضور در منطقه به مداوای مجروحان پرداخت که سرانجام در 29 آبان ماه 1362 در عملیات والفجر 4 منطقه پنجوین مفقودالاثر شد و پیکرش بعد از 9 سال در مهرماه سال 72 در بهشت زهرا آرام گرفت. دوستان و همرزمانش می‌گفتند که او در اتر ترکش مجروح شده بود که نیروهای دشمن تیر خلاص را به او زدند.

خواست شهید از خواهرانش

خسروآبادی ادامه داد: در نامه‌هایش برایمان می‌نوشت: اینجا درس‌هایی یاد گرفته‌ام که در هیچ کدام از کلاس‌های آکادمیک دانشگاه یاد نگرفته‌ام و پیروی از امام را تکلیف ما کرده بودند و در واقع خط و مشی ما خواهران را تعیین کرده بود که در اولویت همه سفارشاتشان همین پیروی از امام بود همچنین حفظ حجاب و انجام فرایض را نیز از ما خواسته بودند انشاالله که من توانسته باشم پرچمی را که از دست برادرم و دیگر شهدا افتاده را با شغلم پای تخته کلاس به اهتزاز درآورده باشم. مسئولان لطف می‌کنند و در برنامه‌های مختلف از این بچه‌ها یاد و تجلیل می‌کنند در صورتی که ما فقط هم‌خون شهید هستیم و قابل تجلیل نیستیم شهدا متعلق به همه مردم جامعه هستند و دل مادران شهید به همین کرامات گرم است.







زینب رحیمی

captcha