به گزاش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، شفقنا نوشت: امروزه شبهات قرآنی زیادی در جامعه رواج پیدا کرده است. با بررسی آن شبهات میبینیم که بسیاری از شبهات ناشی از عدم اطلاع از ترجمه دقیق لغات قرآنی است. وقتی فردی برای فهم کلام وحی تنها به ترجمه قرآن مراجعه میکند و کتابهای لغت یا کتب تفسیری را مورد بررسی قرار نمیدهد؛ دچار سوء برداشت شده و شبهه به سراغش میآید.
یکی از آن شبهات که طی آن، اعتبار علمی قرآن را زیر سؤال بردهاند؛ به این صورت است که بیان کردند: قرآن دارای اشتباه علمی است و ماه را نورانی و در کنار خورشید به عنوان منبع نور معرفی کرده؛ در حالی که ماه از خودش نور ندارد. قرآن گفته: «هُوَ الَّذی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیاءً وَ الْقَمَرَ نُوراً[یونس/۵] او کسى است که خورشید را روشنایى، و ماه را نور قرار داد.» پرسشگر، آیه را مخالف علم روز دانسته و این حرف قرآنی را غلط پنداشته است. برای پاسخ به این پرسش و شبهه، به بیان آیه و ریشه یابی کلمات آن میپردازیم.
۱- بیان آیه
خداوند در سوره یونس اینگونه فرمودند: «هُوَ الَّذی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیاءً وَ الْقَمَرَ نُوراً وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنینَ وَ الْحِسابَ ما خَلَقَ اللَّهُ ذلِکَ إِلاَّ بِالْحَقِّ یُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ[یونس/۵] او کسى است که خورشید را روشنایى، و ماه را نور قرار داد و براى آن منزلگاههایى مقدّر کرد، تا عدد سالها و حساب(کارها) را بدانید خداوند این را جز بحق نیافریده او آیات(خود را) براى گروهى که اهل دانشند، شرح مى دهد.» این آیه شریفه، خورشید و ماه را از آیاتی الهی و عجایب خلقت بر شمرده، آن دو را خلقتی حقیقی دانسته و نقش ماه را در محاسبه روزها و سالها بیان کرده است.
۲- دو کلمه متفاوت، دو ماهیت و کاربرد متفاوت
در این آیه خداوند دو کلمه متفاوت را برای خورشید و ماه به کار برده است. دو کلمهای که با توجه به تفاوت آنها با یکدیگر، میتوان به تفاوت ذاتی و ماهیتی بین خورشید و ماه پیبرد. خورشید بستر موجودات را گرم و روشن مى سازد، در رشد گیاهان و پرورش حیوانات سهم عمده و اساسى دارد و اصولاً هر حرکت و جنبشى در کره زمین را میتوان از برکت نور آفتاب و خورشید دانست. اگر روزى زمین از این اشعه حیات بخش محروم شود، در فاصله کوتاهى تاریکى، سکوت و مرگ، همه جا را فرا خواهد گرفت.
ماه با نور زیبایش، چراغ شب هاى تار است، شبروان را در بیابانها، رهبرى مى کند و البته روشنایى ملایمش، براى همه ساکنان زمین مایه آرامش است.[۱] به درستی بین کارکردهای ماه و خورشید تفاوتهای زیادی وجود دارد و این تفاوت به وسیله عبارات قرآنی مختلف در این آیه مورد اشاره قرار گرفته است.
۳- معنای ضیاء و نور
قرآن کریم، ضیاء را به خورشید و نور را به ماه اختصاص داده است. تفاوت مفهومی این دو لغت هرگونه شبههای را درباره ماهیت ماه پاسخگو است.
در لغت شناسی نور گفتهاند: نور، روشنایی یا اشعه و تابش آن است. و زمخشری گفته است: ضیاء از نور شدیدتر است. همچنانکه خداوند فرموده به خورشید ضیاء و به ماه نور دادیم. و گفتهاند که ضیاء، روشنایی ذاتی و مستقل است و روشنایی عرضی و اکتسابی را نور میگویند.[۲]
در تفاوت "ضوء و نور” باز گفته اند: «الضَّوْءُ ما یَکونُ لِلشَّیْءِ مِنْ ذاتِهِ، کَما لِلشَّمْسِ، وَ النُّورُ ما یَکونُ لَهُ مِنْ غَیْرِهِ، کَما لِلْقَمَرِ، وَ حَمَلُوا عَلَیْهِ قَولُهُ تَعالى جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیاءً وَ الْقَمَرَ نُوراً[۳] یعنی: ضوء، آنچنان نوری است که از خود شیء باشد، مانند خورشید. و کلمه نور، آن تابشی است که از غیر خودش گرفته باشد؛ مانند ماه. و گفتار خداوند بر این معانی حمل میشود که فرموده است: «جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیاءً وَ الْقَمَرَ نُوراً»
۴- نور معنایی عام دارد.
باتوجه به ادبیات قرآنی و حتی عرفی عرب، پیمیبریم که نور معنایی عام و گسترده دارد. به تابش ذاتی و اکتسابی، به سبب بینایی دنیوی و اُخروی، به علت دیدن مادّی و معنوی، نور میگویند. حتی درک عقلانی را نیز به نور توصیف کردهاند. مثلاً میگویند: فلانی منور به نور قرآن است. یا نور الهی را درک میکند و یا داریم: «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض[نور/۳۵] خداوند، نور آسمانها و زمین است.» مطمئناً این نور به وسیله چشم سر قابل رؤیت نیست و ابزار درک آن، عقل و قلب است.
امّا نوری که چشم سر، آن را حس میکند؛ باز مفهومی عام دارد. گاهی در مقابل ظلمات قرار میگیرد. همچنانکه در قرآن میخوانیم: «الحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَ النُّور[انعام/۱] ستایش از آن خداوندى است که آسمانها و زمین را آفرید و تاریکیها و روشنایى را پدیدار کرد.» همان طور که از این آیه معلوم میشود؛ نوری که با چشم ظاهری قابل حس است نوری عام است و اخصّ آن ضیاء یا ضوء است. همچنانکه گفتهاند: «تخصیصُ الشمس بالضّوْءِ، و القَمَرِ بالنُّور، من حیث إِنّ الضَّوْءَ أَخصُّ من النُّور. و ممَّا هو عامٌّ فیهما قولهُ: «وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ»[۴] یعنی: بیان ضوء برای خورشید و نور برای ماه به علت آن است که ضوء اخص از نور است. همچنانکه در آیه «وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ» نور معنای عام داشتن خود را اثبات کرده است.»
۵- به کلامی ساده تر
تفسیر نمونه، درباره تفاوت تعبیر ضیاء و نور آورده: «خداوند خورشید را منبع جوشش نور قرار داد، در حالى که نور ماه، جنبه اکتسابى دارد، و از خورشید سرچشمه مى گیرد. این تفاوت با توجه به پارهاى از آیات قرآن، صحیح تر به نظر مىرسد؛ زیرا در سوره نوح مى خوانیم: «وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فیهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً[نوح/۱۶] و ماه را در میان آسمان ها مایه روشنایى، و خورشید را چراغ فروزانى قرار داده است.» و در سوره فرقان مى خوانیم :«وَ جَعَلَ فیها سِراجاً وَ قَمَراً مُنیراً[فرقان/۶۱] و در میان آن، چراغ روشن و ماه تابانى آفرید!» با توجه به این که "سراج” (چراغ)، نور از خودش پخش مى کند و منبع و سرچشمه نور است، و خورشید در دو آیه فوق تشبیه به سراج شده است، روشن مى شود در آیات مورد بحث نیز، این تفاوت بسیار متناسب است.»
کلام آخر
برای بررسی قرآن کریم، مراجعه به ترجمه تنها کافی نیست. اگر حین بررسی ترجمه آیات با پرسش یا شبههای روبرو شدیم؛ قبل از هر نتیجهگیری یا خُرده گرفتن از قرآن، بسیار ضروری است به تفاسیر و کتب لغت مراجعه کنیم. چه بسا با مراجعهای ساده خیلی از پرسشها پاسخ داده شود.
پینوشت
[۱] رک: تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، ناشر: دارالکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۷۴، ج ۸، ص۲۸.
[۲] تاج العروس من جواهر القاموس، حسینی زبیدی، محمد مرتضى، ناشر: دارالفکر، بیروت، ۱۴۱۴ق، ج۷، ص۵۶۳: النُّورُ، بالضَّمّ: الضَّوْءُ أَیًّا کان، أَو شُعَاعُهُ و سُطُوعُه، کذا فی المُحْکَم، و قال الزَّمَخْشَریّ: الضیاءُ أَشدّ من النُّور، قال تعالى: «جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیاءً وَ الْقَمَرَ نُوراً» و قیل: الضِّیَاءُ ذاتِیٌّ، و النُّور عَرَضیٌّ، کما حقّقَه الفَنَاریّ فی حواشی التَّلْویح
[۳] الطراز الأول، مدنی شیرازی، على خان بن أحمد، ناشر: مؤسسه آل البیت( ع) لإحیاء التراث، مشهد، ۱۳۸۴، ص۳۴۵.
طبق قران الله نور السموات والأرض است
پس دو حالت پیش می آید
۱ الله فاقد قدرت انتشار نور است چون نور را از منبع دیگری میگیرد
۲ الله با خدا متفاوت است