«آیتالله هاشمی براساس یک سنت هر سال
و در ماه مبارک رمضان، میزبان محافل انس با قرآن با حضور اساتید قرآنی بودند.
محافلی که درخواست بایکوت آن از سوی برخی از افراد را به دنبال داشت، اما پاسخی
منطقی به این درخواست، مانع از بایکوت جلسه شد.
آیتالله هاشمی رفسنجانی با اینکه
دارای وجود شخصیتی مختلفی از مرد سیاست تا مرد عرصه سازندگی و ... بود، اما هر ماه
رمضان، جلسات قرآن را با حضور اساتید، برگزار میکرد. جلسات قرآن آیتالله هاشمی
در زمان خود جزء جلساتی بود که به صورت مداوم و با حضور جمعی از جامعه قرآنی
برگزار میشد، جلساتی که البته عدهای تاب حضور در آن را نداشتند. بعد از اینکه
این جلسات رونق پیدا کرد و به صورت متناوب برگزار میشد، وارد مراحلی شد که برخی
از آقایان تلاش کردند تا این جلسه قرآن را بایکوت کنند.
استاد عباس سلیمی و بنده، هیچگاه این
جلسه را بایکوت نکردیم؛ چرا که دلیلی برای منطقی بودن این حرکت پیدا نکردیم و در
نتیجه در تمامی جلساتی که ایشان برگزار کردند، حضور یافتیم. به یاد دارم در همان
زمان از طرف برخی از دوستان، مورد انتقاد نیز واقع شدیم، اما جواب آنها را بارها بیان
کردیم و تا زمانی که این موضوع جریان داشت، محتوای این جلسات از سیمای قرآن نیز
پخش میشد.
آیتالله هاشمی همیشه دغدغه برگزاری
این جلسه را داشتند، اما متأسفانه با وجود برخی مسائل سیاسی، روند برگزاری جلسات
به سمتی رفت که دیگر جایی برای زمانبندی پخش آن در شبکه قرآن باقی نماند و بعد از
مدتی هم جلسات از طرف خود ایشان تعطیل شد.
محتوای این جلسات همیشه پر از احساسات
و عواطف بود که عشق به قرآن جمع زیادی از اساتید قرآنی را همراه با آیتالله هاشمی
یک جا جمع میکرد.
آنچه که در این نوشتار، لازم به
یادآوری است این که شخصیت قرآنی آیتالله هاشمی هرچند که بسیار کم به آن پرداخته
شد، اما چیزی نبود که عدهای بتوانند آن را پنهان کنند. همانگونه که همه دیدیم بعد
از رحلت ایشان بود که حتی مخالفان، اعترافهایی داشتند که در حق آیتالله هاشمی جفا
شده است.
بعد رحلت نیز باز هم شخصیت قرآنی
ایشان تا حدودی ناشناخته ماند و کمتر سخن از جفا شدن به این بُعد از شخصیت ایشان
شد. من بر این باور هستم که اتفاقاً در رابطه با شخصیت و فعالیتهای قرآنی ایشان
این جفا هم صورت گرفته است.
امیدوارم با فضای جدیدی که هرچند دیر
ایجاد شده است فرصت را غنیمت شمرده و به بیان گوشههایی از شخصیت قرآنی این
بزرگمرد بپردازیم.
در زمینه معرفی بُعد قرآنی ایشان، ارزندهترین
فعالیتی که صورت گرفته است، نگارش «تفسیر راهنما» بوده است. در این تفسیر گرانقدر،
روش بسیار جالبی وجود دارد که در آن هر آیهای که مطرح شده است، تمامی پیامهایی
که آن آیه میتواند، داشته باشد به صورت فهرستی و اشاره مطرح شده است. کسانی
که میخواهند به یک نکته خاص در هر آیهای از قرآن دسترسی پیدا کنند این تفسیر با
ویژگیهای منحصر به فردی که دارد، یکی از نمونههای تقریباً بیبدیل تفسیر قرآن است.
در پایان این نوشتار جا دارد در مورد
جامعه قرآنی مد نظر ایشان نیز گفته شود، جامعه آرمانی قرآنی مورد نظر ایشان جامعهای
بود که قرآنی ترسیم کرده و ایشان و امثال ایشان برای رسیدن به چنین جامعهای
مبارزه کردند. ایشان نیز مانند همه ما آن جامعه آرمانی که
در ذهن داشتند، تلاش کردند، محقق سازند، البته هنوز هیچکس نمیتواند، ادعا کند که
به جامعه آرمانی قرآنی دسترسی پیدا کردهایم، این یک آرزو است که امیدواریم محقق
شود.
در نهایت جا دارد برای این شخصیت
تأثیرگذار در تاریخ کشور آرزوی مغفرت الهی و حسن جوار در کنار قرآن و حضرات ائمه
معصومین(ع) را داشته باشم».