کد خبر: 3571510
تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۶:۲۸

سینمای سیاه؛ عنوانی درخور برای جشنواره سی‌وپنجم فیلم فجر

گروه هنر: بهترین عنوانی که برای جشنواره فجر در دوره سی‌وپنجم به ذهن می‌رسد سینمای سیاه است؛ زیرا در بیش از 80 درصد فیلم‌ها تنها نشان دادن بدبختی‌های مردم سوژه و موضوع اصلی آثار است.

همیشه قبل از اینکه جشنواره آغاز شود، مدیران سینمایی در اظهار نظرهای متفاوت به روی این مسئله تاکید دارند که در جشنواره فجر تنوع و تعدد ژانر مد نظر قرار گرفته است اما هر سال شاهدیم که این گفته‌ها تنها دروغ‌های پوشالی هستند که هیچ رنگی از واقعیت به خود ندارد.

در دوره سی و پنجمین و مراسم افتتاحیه حجت‌الله ایوبی، رئیس سازمان سینمایی در اظهار نظری عجیب ادعا کرد در سینمای ایران امید متبلور شده است! این گفته و ادعا هر انسان مطلع از فیلم‌های سینمایی را به فکر فرو می‌برد که شاید وی رئیس سازمان سینمایی کشوری دیگر است و الا فیلم‌هایی که در جشنواره شاهد هستیم هیچ نشانه‌ای از امید ندارند و بهترین عنوانی که می‌توان برای آن پیدا کرد سینمای سیاه و تاریک است.

در سینمای سیاه تنها چیزی که دیده می‌شود مشکلات و سختی‌هاست بدون اینکه به داشته‌ها توجه شود. برای اثبات این گفته نیز به‌راحتی می‌توان بیش از 80 درصد فیلم‌های جشنواره سی‌وپنجم فیلم فجر را مثال زد. در این فیلم‌ها تنها مشکلات آن هم به صورت غلو، مطرح می‌شود و به هیچ‌وجه نشانی از امید و رهایی در آن نیست؛ برای مثال چند فیلم را می‌توان مثال زد؛ «زیر سقف دودی»، «ماجان»، «دریاچه ماهی»، «سارا و آیدا»، «یک روز به‌خصوص» و ... کارهایی هستند که تصمیم دارند تماشاگر را دق دهند، بدون اینکه بدانند سینما در وهله اول رسانه‌ای برای سرگرم کردن مردم است اما آنچه که امروز در دست سینماگران است وسیله‌ای برای از بین بردن روح و روان تماشاگر است.

این خصیصه منفی در سینمای خودمان را مقایسه کنیم با سینمای کشور هند که به لحاظ صنعتی بعد از هالیوود بزرگترین تولیدکننده فیلم‌های سینمایی است. هند به واسطه جمعیت بسیار زیادی که دارد کشوری فقیر محسوب می‌شود اما این فقر را به هیچ‌وجه در سینمای هند مشاهده نمی‌شود، هر چند در محدود کارهایی به این موضوع اشاره شده است اما 90 درصد تولیدات کارهایی هستند که در آن امید و زندگی موج می‌زند؛ به همین دلیل یک فردی که در آمد مالی بسیار پائین دارد در کشور هند وقتی پولی دستش می‌رسد حتما بخشی از آن را برای فیلم دیدن صرف می‌کند چون بسیاری از رویاها و آرزوهایش را در آن می‌بینند. این ویژگی در حقیقت امید و انگیزه به مردم یک کشور می‌دهد تا برای رسیدن به یک جامعه آرمانی بیشتر تلاش کنند. اما در فیلم‌های ایرانی مصیبت نشان داده می‌شود اما راه رهایی این مصیبت به هیچ‌وجه تصویر نمی‌شود حتی در بسیاری مواقع تماشاگر به حال خود رها شده تا به‌نوعی با بدبختی‌های فیلم کنار بیاید.

درباره چرایی به وجود آمدن این وضعیت باید گفت که متأسفانه ما در سینمای کشور عادت کرده‌ایم هرگاه فیلمی به موفقیت می‌رسد موجی ایجاد می‌شود تا همه از آن تقلید کنند؛ برای همین بعد از موفقیت فیلم‌هایی چون «جدایی نادر از سمین» و «ابد و یک روز» موج فیلم‌های سیاه به شدت در کشور باب شد. عامل دیگر تشویق‌هاست که جشنواره خارجی برای این دست از فیلم‌ها در نظر می‌گیرد؛ منظور اینکه وقتی فیلم‌ساز جوان می‌بیند فیلم‌هایی که تصویر سیاه از کشور ترسیم می‌کنند با استقبال جشنواره‌های اروپایی مواجه می‌شویم آنها برای رسیدن به قله موفقیت بهترین مسیر را سیاه‌نمایی می‌یابند غافل از اینکه این رویکرد خیانتی فرهنگی محسوب می‌شود که هیچ‌گونه توجیهی برای آن وجود ندارد.

اما در کنار نقدهایی که مطرح شد باید راهکاری نشان دهیم تا ما نیز تنها از وضعیت موجود ایراد نگرفته باشیم. اگر در جشنواره فجر هیئت انتخاب به‌درستی تنوع ژانر را رعایت کنند و در کنار گزینش 5 فیلم اجتماعی، 5 فیلم کمدی در نظر بگیرد مطمئنا توازن مناسبی در آثار برقرار خواهد شد؛ چون اگر در مجموع 30 فیلم قرار باشد در جشنواره فیلم فجر نمایش دهند به گونه‌ای می‌باید عمل شود که از هر ژانر حداقل 5 فیلم وجود داشته باشد. البته این پیشنهاد را به‌شخصه به دبیر جشنواره سی‌وپنجم ارائه کردم اما وی با این توجیه که سینمای ایران تنوع و توان برآورد کردن چنین خواسته را ندارد، آن‌را رد کرد؛ در صورتی که اگر تنها یک سال به خود سخت بگیریم بهتر از آن است که همیشه بابت جشنواره‌ای تلخ و سیاه زیر سوال باشیم. همچنین می‌باید نگاه خود را به دیگر ژانرها مثبت‌تر کنیم چون بسیاری از مواقع سینماگران یا منتقدان به اصطلاح سطح بالا نمره خوب دادن به فیلم‌های کمدی یا دینی را کسر شان می‌دانند!

در پایان این مطلب باید تاکید شود که سینمای ما با چنین فیلم‌هایی که در جشنواره فجر به نمایش در می‌آید هیچ‌گاه روی صنعتی شدن را به خود نخواهد دید و تنها باید با کمک‌های دولتی به حیات خود ادامه دهد. این در حالی است که کشورهای شرق آسیا تنها با پشتوانه‌ای ده یا بیست‌ساله امروز برای خود از سینما و تلویزیون درآمدزایی دارند اما ما تنها به دل به جایزه‌هایی خوش کرده‌ایم که برای نشان دادن بدبختی‌هایمان از طرف غربی‌ها به ما داده می‌شود.

captcha