کد خبر: 3573041
تاریخ انتشار : ۲۳ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۹:۳۳
فرازی از وصیت‌نامه شهید نعمتی؛

روح خود را با دعا زنده نگه دارید

گروه اجتماعی: دوران کودکی را در دامان مادری مؤمن و مهربان گذرانید، ارتباط برادر بزرگش با حوزه علمیه قم و نهضت امام‌خمینی(ره) موجب شد تا علی‌اشرف از همان کودکی با نام امام و خیزش انقلابی مردم آشنا شود.

به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن (ایکنا) از ایلام، طلبه شهید «علی‌اشرف نعمتی» فرزند سهراب در اول شهریور سال 1345 در شهر ایلام و در خانواده‌ای مذهبی و معتقد دیده به جهان گشود.
دوران کودکی را در دامان مادری مومن و مهربان گذرانید. ارتباط برادر بزرگش با حوزه علمیه قم و نهضت امام‌خمینی(ره) موجب شد تا علی‌اشرف از همان کودکی با نام امام و خیزش انقلابی مردم آشنا شود.
حضور در مسجد جامع ایلام در همان دوران کودکی فصل نوینی از زندگی او را گشود. او که جزو گروه سرود مدرسه علمیه باقریه ایلام در قبل از انقلاب بود پیوند خود را با انقلابیون ایلامی در این مسجد مستحکم کرد و با همان سن کم در جرگه مبارزین انقلاب قرار گرفت.
پخش اعلامیه‌ها، شعارنویسی بر دیوار و شرکت پر شور در راهپیمایی‌ها، برنامه روزانه او تا پیروزی انقلاب به شمار می‌رفت، علی‌اشرف نعمتی پس از پیروزی انقلاب، فعالیت‌های ضد گروهکی خود را نخست در مدرسه راهنمایی فردوسی و سپس در دبیرستان شریعتی ایلام بر علیه سمپات‌های آنان آغاز کرد.
در انجمن اسلامی دبیرستان شریعتی ایلام عضو بود که با جمع دیگری از دانش‌آموزان انقلابی و ولایی با یکی از روحانیون اعزامی از قم آشنا شد. این آشنایی فصلی تازه در زندگی وی گشود و وی را به سوی هجرت به حوزه علمیه آشتیان ترغیب کرد. در ایام تحصیل در حوزه علمیه بیشتر اوقات با حضور در جبهه به جهاد بر علیه متجاوزان بعثی برخاست.
روحیه ترحم و رسیدگی به مستضعفان و حساسیت نسبت به معضلات اجتماعی و موضع‌گیری قاطع در برابر ابتذال و التقاط از ویژگی‌های بارز این شهید بزرگ بود. سرانجام این روحانی مبارز پس از سال‌ها مجاهده نفسانی و مبارزه خستگی ناپذیر و پس از حضور مستمر در جبهه‌های حق علیه باطل در تاریخ 30 بهمن ماه سال 1362 در عملیات والفجر 5 در منطقه چنگوله به شهادت رسید و پیکر پاکش در مزار شهدای صالح‌آباد و در جوار امامزاده علی‌صالح (ع) به خاک سپرده شد.
خواهر شهید می‌گوید:
در بحبوحه سال‌های حضور شوم منافقین در جامعه همواره پیش می‌آمد که علی‌اشرف علیرغم سن کمش افراد مسافر و مستضعف را موقتا به مسجد آورده بعد از ادای فریضه نماز (به ویژه بعد از نماز مغرب و عشاء) به منزل می‌آورند و پای درد دل آنها می‌نشست و غذای خود را با آنها میل می‌کرد و هر گاه به دلیل عدم اعتماد به افراد ناشناس (چون در آن زمان منافقین به شدت مشغول فعالیت بودند از طرفی من چند بار تهدید به ترور شده بودم و در جنب منزل یکی از برادرانم مورد حمله نارنجک یکی از اعضا گروهک منافقین قرار گرفته بود) به این عمل ایشان ایراد می‌گرفتم و به او می‌گفتم در دعوت از این گونه افراد به منزل احتیاط لازم را بنماید. اما او بی‌اعتنا به مصلحت اندیشی‌های من از انجام وظایف شرعی همچون دیگر تکالیف خود هرگز غفلت و شک و تردید به خود راه نمی‌داد و این رویه را هم در برخورد با همکلاسی‌های مستضعف خود نیز اعمال می‌کرد و این را ما در مراسم شهادت ایشان زمانی متوجه شدیم که مشاهده کردیم خانمی با لباس‌های بسیار مندرس و کهنه که هیچ گونه نسبت فامیلی با ما نداشت به شدت گریه می‌کرد و به سر و روی خود می‌زد، فهمیدیم که این خانم مادر یکی از همکلاسی‌های شهید است و علی‌اشرف بارها برای کمک به فرزندش (هم از نظر درسی و هم از لحاظ مادی) به منزل آنها رفت و آمد داشته است.
حالا هم هر وقت آن خانم یکی از اعضا خانواده ما را می‌بیند بی اختیار در فراق علی‌اشرف چشم‌هایش پر از اشک می‌شود و با حسرت از آن عزیز سفر کرده به نیکی یاد می‌کند.
فرازی از وصیت‌نامه شهید علی‌اشرف نعمتی:
«به دعا متوسل شوید مخصوصا دعای کمیل را زنده نگه دارید و شرکت نمایید و با این کار خود، در حقیقت روح خود را زنده نگه دارید و توصیه دیگری که به برادران عزیزم دارم این است که در زندگی هدف داشته باشید. برنامه داشته باشید و تمام ساعات خود را با مطالعه و فراگیری علوم اسلامی پر کنید و خود را به مسایل اخلاقی اسلام وفق دهید. در پایان از شما می‌خواهم که مسایل را در نظر داشته باشید».
captcha