به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) از ایلام، روحانی شهید «محمدعلی کندوله» فرزند علیاکبر در دی ماه سال 1340 در شهر ایلام دیده به جهان گشود. وی فراگیری علم و دانش را در همین شهر آغاز کرد. شهید کندوله تحصیلات خود را تا اول دبیرستان ادامه داد و پس از آن به علت درگیر شدن با صحنههای جنگ نتوانست تحصیلات خود را ادامه دهد.
شهید کندوله خدمت مقدس سربازی را در جبهههای نبرد سپری کرد. او که در عملیات ظفرمند فتحالمبین جانباز شیمیایی شد پس از پایان خدمت با همان روحیه بسیجی دانشگاه جبهه راهی حوزه علمیه نور میشود. تحصیلات حوزوی را در حوزه علمیه آشتیان آغاز کرد و در همین زمان نیز ازدواج کرد که ثمره ازدواج شهید یک فرزند پسر است، سپس برای ادامه تحصیل در سال 1364 به حوزه علمیه یزد رفت.
شهید کندوله بارها راهی جبهههای حق علیه باطل شد تا اینکه در دهم خرداد ماه سال 1365 در منطقه عملیاتی شلمچه پس از پایان عملیات مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت. شهید در شب 19 ماه رمضان به حالت اغما میرود و تا اینکه صبح دم 21 ماه مبارک رمضان سال 1365 به فیض شهادت نایل آمد. پیکر این شهید عزیز در گلزار صالحآباد از توابع شهر مهران آرام گرفته است.
فرازی از وصیتنامه شهید:
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر پدر و مادرم، بر شما که یک عمر مرا بزرگ و برایم زحمت کشیدید علیالخصوص شما، مادرم و خیلی شرمنده هستم که نتوانستم در این سنی که شما هستید عصای دست شما باشم. امیدوارم مرا عفو کرده باشید و از شما خواهش دارم که به جان امام و رزمندگان دعا کنید این وصیت را در حالی مینویسم که این کلمهها از اعماق دلم نقش بر روی این صفحه کاغذ میبندد که این جملهها با سوزی پر از درد و ناله همراه است چرا که چون واقعا شرمنده هستم که نتوانستم خدمتی برای این انقلاب انجام دهم و با چشمی گریان و رویی خجل از خانواده شهدا که یک عمر فرزندان خود را بزرگ کردند و روانه جبهه کردند و این عزیزان با خون سرخ خود ریگزارهای جنوب و غرب را شستند و درخت تنومند انقلاب را آبیاری کردند.
چطور دلخوش باشم و گریان نباشم از آن که خون دهها هزار نفر مخلص در راه این انقلاب ریخته شده و شرمنده پروردگار هستم که با کوله باری از معصیت میخواهم نزدش بروم، دیگر خسته شدم نمیخواهم در این دنیا بمانم میخواهم پرواز کنم به سوی مولایم، به سوی آقایم.
میخواهم پشت به دنیای بی وفا کنم و ان شاء الله دیگر نزدیک است که خداوند توفیق شهادت را در راهش به من عنایت کند این دنیا گذر گاهی است و زمان همانند ابرهای آسمان زودگذر. همگی شما را به نماز و روزه و دوری از محرمات میخوانم و همگی را میخوانم به اینکه این نعمت بزرگ، رهبر انقلاب را قدرش را بدانید که حقیقتا نایب بر حق آقا امام زمان (عج) است. پدرم، مادرم به همگی بگویید اگر از من ناراحتی دیدهاند مرا ببخشند و دعا برایم کنند و اگر ان شاء الله با ریختن خونم خدمت ناچیزی کرده باشم به این انقلاب و اسلام، پدر و مادرم افتخار کنید و ببالید که فرزندتان در راه اسلام رفته است.