کد خبر: 3580405
تاریخ انتشار : ۱۴ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۲:۱۵

«آوای ماتم» خاطرات یک دمام‌زن کرمانشاهی

گروه فرهنگی: مقدار پولی که از مراسم عروسیم برایم باقی مانده بود را صرف خرید وسایل گروه کردم در راه با ناملایماتی برخورد و برای بهبود اوضاع آغاز به نگاشتن خاطرات یک دمام‌زن کرمانشاهی کردم.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از کرمانشاه، روزگار در ماهشهر خوزستان به تندی می‌گذشت و من با آئین عزاداری متفاوت‌تر با گذشته خود در دیارم کرمانشاه آشنا می‌شدم، آئینی که هرساله در ماه محرم عزاداران حسینی را از دیگر نقاط کشور به شهرهای جنوبی استان خوزستان می‌کشاند تا در این آئین شرکت داشته باشند.
«آوای ماتم» خاطرات یک دمام‌زن کرمانشاهی
عرفان فداکار از دسته‌های سنج و دمام و سینه‌زنی می‌گوید در اینجا مکثی و در ادامه تصمیم به معرفی بیشتر خود دارد، سرپرست گروه «آوای ماتم» کرمانشاه ابتدا به معرفی گروه 50 نفره که سبکی جدید را از دمام‌زنی ارائه می‌کند پرداخت و به علائق کودکی خود اشاره کرد«محرم و نوای زنجیر و طبل و سنج» مگر می‌شود محرم باشد و این نوا نه.
از کودکی عاشق عزاداری‌های جنوب بودم، صدای سنج و دمام که به گوش می‌رسد یعنی محرم رسید و این قضیه از کودکی در ما جوانه زده و اکنون ریشه دوانده است.
سنج و دمام و طبل که می‌کوبند انگار دل آدم را تکان می‌دهد و این کاری است که گروه «آوای ماتم» انجام می‌دهد.
«آوای ماتم» خاطرات یک دمام‌زن کرمانشاهی
مرور خاطرات
سال 86 مجبور به ترک شهر خود برای ادامه تحصیل شدم، روزگار به سرعت در ماهشهر خوزستان می‌گذشت، محرم 88 و آشنایی بیشتر با نوای سنج و دمام، نوایی که مرا با خود به کودکیم می‌برد تا بیشتر به رؤیای آن سال‌ها که برپایی یک هیئت عزای حسینی بود فکر کنم.
از نوجوانی به‌دنبال تحقق رؤیای کودکیم بودم تا یک هیئت عزاداری راه بیاندازم اما مشکلاتی که پیش پایم گذاشتند این اجازه را به تحقق رؤیایم نداد تا سال 86، و اینجا قدم به قدم نزدیکتر به تحقق این رؤیا.
سال 90 بعد از اتمام تحصیل به دیار خود بازگشتم تصمیم به راه‌اندازی گروهی گرفتم که شیوه و نوایی جدید را برای مردم این دیار به‌همراه داشت شیوه‌ای از عزاداری که تا قبل از سال 90 در کرمانشاه باب نبود.
سال 91 و میزان پولی که از مراسم جشن عروسیم باقی مانده بود را صرف خرید سنج، دمام و یک شیپور معمولی کردم و با 11 نفر کار را شروع کردم در این بین به‌دنبال اسمی برای این گروه بودم که به‌همراه دوست صمیمی خود محمدعلی رضوانی نام «آوای ماتم» را انتخاب کردیم.
«آوای ماتم» خاطرات یک دمام‌زن کرمانشاهی
شروع کار گروه
شروع کار با استقبال مردم آغاز شد برخی از مردم می‌گفتند که ارتباط خوبی با مراسم شما گرفتیم و برخی که با نوای«آوای ماتم» لحظه‌ای اشک از چشمانشان قطع نمی‌شد و من دلیل را کار خالصانه گروهی می‌دانم که برای کار کردن در گروه پولی دریافت نمی‌کنند و به هر هیئتی که دعوت می‌شویم پول دریافت نمی‌کنیم.
ناملایمات در راه
بعد از تشکیل گروه روزها با تمرینات سخت و سنگین روبه‌رو بودم و در کنار آن با نامهربانی‌هایی از جانب برخی، که احساسم را به دیارم سردتر می‌کرد اما توسل به حضرت سیدالشهدا(ع) و عشق خدمت به آن حضرت مرا بیشتر تشویق به تلاش در این راه می‌کرد که پایبندتر و پایدارتر در این راه حرکت کنم.
«آوای ماتم» خاطرات یک دمام‌زن کرمانشاهی
تلاش برای معرفی بیشتر گروه «آوای ماتم»
تلاش برای بهبود گروه را تا آنجا ادامه دادم که اکنون شروع به نوشتن کتابی با نام«خاطرات یک دمام‌زن کرمانشاهی» کرده‌ام که به شرح برنامه‌های این گروه در کرمانشاه می‌پردازد.
و در پایان
عرفان فداکار از پایه‌گذاری یک سبک جدید نیز به‌نام «سورنام» گفت و آن را حاصل دام‌نوازی دمام و سورنا دانست که برای اولین‌بار در ایران این اتفاق می‌افتد.
captcha