بهار که میآید دشتها پر از گل لاله میشود، باران بهاری میبارد و بعد از آن آسمان رنگین کمانی میشود و صدای شرشر آب در روستاهای زیبای ایران گوش هر عاشق طبیعت را مینوازد و آرامش را به او هدیه میکند.
بهار نه فقط برای آدمیان که برای دیگر جانداران و مخلوقات الهی نیز نعمتی بیبدیل است. برای زنبورهایی که بر روی گلهای بهاری مینشینند و از شهد آن استفاده میکنند، برای چهارپایانی که در علفزارهای دشتها میچرند و پروانههایی که در باغها به پرواز درمیآیند.
چقدر صحنههای بهار زیبا و دلنشین است، چون یک تابلوی منحصر به فرد که نقاشی چیرهدست آن را کشیده است و یا یک آهنگ دلنشین که موسیقیدانی با تجربه و موی سپید برای آهنگسازی آن سالهای سال تلاش کرده است.
زمانی هم که در یک روستای سرسبر و زیبا در کنار چشمه یا یک جوی آب و شاید هم در کنار آبشاری در جنگل باشیم گویی این موسیقی و نقاشی با هم تلفیق شده است. چقدر این آرامش به دل مینشیند و انرژیبخش است.
چه کسی این همه در نقاشی چیرهدست و در موسیقی هم حرف اول را می زند، کیست که این همه قدرت را دارد که در بهار ساعتی آسمان را بارانی کند و دقایقی بعد آفتاب زیبا را با تلألو نور درخشانش بر زمین بتاباند.
آیههای قرآن را که مرور میکنیم. این آیهها برایمان از کسی میگوید که خالق همه این زیباییهای منحصر به فرد در بهاران است. در آیه 60 سوره نمل آمده است «أَمَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنْبَتْنَا بِهِ حَدَائِقَ ذَاتَ بَهْجَةٍ آيا آنچه شريك مى پندارند بهتر است يا آن كس كه آسمانها و زمين را خلق كرد و براى شما آبى از آسمان فرود آورد پس به وسيله آن باغهاى بهجتانگيز رويانيديم»
یا در سوره فاطر آیه 27 آمده است« أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ ثَمَرَاتٍ مُّخْتَلِفًا أَلْوَانُهَا وَمِنَ الْجِبَالِ جُدَدٌ .. آيا ندانستي كه خداوند از آسمان آبي فرو فرستاد . ما بدان آب ميوههايي با رنگهاي گوناگون خارج ساختيم و نيز از كوهها راهها پديدار نموديم»
و در سوره روم آیه 50 نیز به زنده شدن زمین در بهار بعد از مرگ زمستانی اشاره شده و آمده « فَانظُرْ إِلَیََّ ءَاثَـَرِ رَحْمَتِ اللَّهِ کَیْفَ یُحْیِ الاْرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَآ قَدِیرٌ ؛ پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را پس از مرگش (در بهار) زنده میگرداند.»
آری همه این لطایف و ظرایف مخلق معبودی است که خواسته در ورای رنگینکمان آسمان، طرحهای شگفتانگیز بال پروانه، نوشید شهد گل توسط زنبور و شرشر آبشار و چشمهسار و دویدنآهوها در دشتهای پر از علف قدرت خود را به نمایش بگذارد تا ما از عمق جان بگوییم فتبارک الله احسن الخالقین.

به راستی وقتی این زیبایی را میبینیم چقدر یاد معبود را در دل خویش زنده میکنیم؟ وقتی دست کودکان خویش را میگیریم و همراه همسر و یا پدر و مادر و دیگر دوستان در بهاران به دل طبیعت میرویم، برای یک بار هم در دل خدا را به خاطر این هم زیبایی شکر میگوییم؟
آنانی که دل در گرو دوست دارند، حتی تفریحات بهاری را نیز به غفلت نمیگذرانند. یک نشانش آن است که ظهر روز تعطیلی که در باغی سرسبز و یا دشتی بینظیر هستند، نیز هنگامه نماز وضو میسازند و در دل طبیعت نماز خویش را به جا میآورند.
همه این صحنهها انسان را به یاد آن شعر از سهراب سپری میاندازد که میگفت من مسلمانم/ قبلهام یک گل سرخ/ جانمازم چشمه/ مهرم نور/ دشت سجاده من / دشت سجاده من/ من وضو با تپش پنجرهها میگیرم / من نمازم را وقتی میخوانم / که اذانش را باد/ گفته باشد سر گلدسته سرو / من نمازم را پی تکبیرة الاحرام علف میخوانم / پی قد قامت موج/ کعبهام بر لب آب/ کعبه ام زیر اقاقیهاست
آری بهار فرصت به یاد آوردن و مرور آیههای الهی است. چرا که به راستی طبیعت کتاب مصور خداوند و حجت او بر انسانها است که از غرور و منیتها فاصله بگیرند و بدانند هر چقدر در هنر و علم سرآمد باشند، نمیتوانند چون موسیقی آبشار بسازند و چون گل سرخ را طراحی کرده و یا مثل آهویی که در دست بهاری میدود را خلق کنند.
حکیمه بهمن زاده