به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن (ایکنا) روزنامه وقایع اتفاقیه نوشت: تالابي که مدتهاست در معرض خطر قرار دارد و ديروز برنامههاي احياي آن از سوي رئيس سازمان حفاظت محيطزيست تشريح شد. درواقع، احياي تالاب بينالمللي و ذخيرهگاه زيستکره ميانکاله در شرق مازندران با دستور رئيسجمهوري و حضور معصومه ابتکار، رئيس سازمان حفاظت محيطزيست وارد فاز اجرايي شد. رئيس سازمان حفاظت محيطزيست در اين مراسم گفت: «طرح احياي تالاب ميانکاله درقالب برنامه پنجساله عملياتي ميشود. تالاب ميانکاله يکي از 613 ذخيرهگاه زيستکره جهاني در ايران است که در سالهاي گذشته بهدليل خشکسالي و کاهش آبگيري به سمت خشکي ميرفت که با برنامه زيستمحيطي دولت يازدهم و با کليد تدبير در مسير احيا قرار گرفت. احياي محيط زيست، احياي سلامت و نجات جامعه است که تلاش شده تا نجات شبهجزيره ميانکاله که در سالهاي اخير با خشکسالي مواجه شده است با قوت دنبال شود.»
معصومه ابتکار، لايروبي و مرمت نهرها و کانال ارتباطي آبرساني به تالاب بينالمللي ميانکاله و لايروبي خليج گرگان بهعنوان يکي از مهمترين کانالهاي آبرساني به اين تالاب را برنامه اول احياي اين ذخيرهگاه زيستکره در مازندران عنوان کرد.
گفته ميشود که کاهش نزولات آسماني و خشکسالي چند سال اخير، کاهش ميزان آبگيري و عقبنشيني آب درياي خزر از دلايل اصلي خشکشدن تالاب بينالمللي ميانکاله است. طرح احياي تالاب بينالمللي ميانکاله در يک برنامه پنجساله تا سال 1400 تکميل و اين تالاب بهطور کامل از خشکي رها ميشود. احياي تالاب ميانکاله پس از احياي درياچه اروميه، هورالعظيم و هامون در جنوب و شرق کشور است که در دولت تدبير و اميد با محوريت سازمان محيطزيست با اعتبار 330 ميليارد ريال در دستور کار قرار گرفته است.
فرياد استغاثه ميانکاله
خليج چهار هزار هکتاري گرگان، يکي از بزرگترين مخازن آب شيرين متصل به درياي مازندران است و تداوم زندگي بسياري از جانداران در بزرگترين درياچه زمين به اتصال اين خليج با دريا وابسته است؛ خليجي که حالا با مشکلات متعدد دستوپنجه نرم ميکند و فعالان و مسئولان محيطزيست معتقدند که با ادامه روند کنوني ممکن است بهزودي تبديل به نسخه ديگري از درياچه اروميه شود. مديرکل محيطزيست استان گلستان دراينباره به مهر ميگويد: «دهانه خليج گرگان که محل ورود آب از درياي مازندران بوده بهشدت دچار مشکل است.» اسماعيل مهاجر توضيح ميدهد: «عمق خليج گرگان که در نقاط عميق به حداکثر سه متر ميرسيد، اکنون در اثر رژيم رسوبگذاري به 1,5 متر کاهش پيدا کرده است و بههميندليل بهسرعت به سمت نابودي پيش ميرود.» به گفته وي، چنانچه روند کنوني ادامه داشته باشد و کارهاي عاجل و فوري انجام نشود، خليج گرگان نيز سرنوشتي همچون درياچه اروميه پيدا خواهد کرد و اگر همين روال تغييرات اقليمي و پسروي آب دريا ادامه پيدا کند، در کمتر از يک دهه ديگر نتوان خليج گرگان را خليج ناميد و به يک درياچه ماندابي تبديل خواهد شد که خودش منشأ بسياري از بيماريها ميشود.
آب خليج گرگان کم و آلوده شده است
يک فعال محيطزيست در استان مازندران درباره آب اين خليج ميگويد: «اهميت تالاب ميانکاله و خليج گرگان بر کسي که اطلاعات اوليهاي از محيطزيست داشته باشد، پوشيده نيست. اين تالاب يکي از بزرگترين مخازن آب شيرين متصل به درياي خزر بوده و هست و بهدليل شکل خاص جغرافيايي و اکوسيستم خاصي که دارد محل زادآوري بسياري از گونههاي استخواني و غضروفي درياي خزر است. اگر ارتباط خليج گرگان با درياي مازندران بهواسطه کانال چپاقلي به هر دليلي محدودتر از گذشته شود، قطعا روي اکوسيستم درياي خزر تأثير بسزايي خواهد داشت چون خليج گرگان يکي از زادگاههاي اصلي خانوادههايي از ماهيان استخواني و غضروفي است.»
حر منصوري عوامل متعددي را در تهديد اين خليج و تالاب برميشمرد: «تمامي رودخانههاي جنوب درياي مازندران که از بالادست البرز شرقي، البرز مرکزي و البرز غربي به درياي مازندران يا تالابهاي اطراف آن ميرفتند و در نهايت به دريا ميرسيدند، اکنون با کاهش جدي ورودي آب مواجهند.»
به گفته او، از ۱۵ سال قبل، آرامآرام ارزانشدن گونههاي باغي مثل مرکبات و ازبينرفتن باغهاي مرکبات در سواحل اين دريا و تبديل آنها به شاليزار، توسعه ۹۰۰ کيلومتري برنجکاري را در پي داشته است. ديدبان طبيعت ميانکاله ميگويد: «برنج گونهاي است که بايد اطرافش چند سانتيمتر آب روي خاک باشد و اين آب بهدليل عمق کم و گستردگي بسيار زياد بهراحتي تبخير ميشود و بهجاي آنکه به رودخانهها و تالابها و در نهايت دريا برسد و زندگي را به بزرگترين درياچه دنيا برگرداند، متأسفانه ميزان قابلتوجهي تبخير ميشود و آنچه باقي ميماند هم بهدليلي استفاده بسيار جدي از سموم و کودهاي شيميايي مملو از فلزات سنگين و سموم و مواد شیميايي است که وارد تالاب ميشوند و خودش ميتواند به جاي زندگيبخشي، زندگي را از تالابها بگيرد.»
ورود انواع فاضلاب تصفيهنشده به تالاب
مديرکل محيطزيست استان گلستان، ورود انواع فاضلاب به ميانکاله را تأييد کرده و اضافه ميکند: «فاضلابهاي خانگي، صنعتي و کشاورزي، چه از طرف مازندران و چه گلستان، در خليج خالي ميشود که قسمت اعظم آن تصفيه نشده است. افزايش آلودگيها باعث ميشود که آلودگي آب دريا بهشدت بالاتر برود و علاوه بر ميزان تبخير شوري آب خليج و درياي خزر بهشدت افزايش پيدا کند. خليج گرگان يک دهانه ورودي ۱۷۰۰ متري در کانال چپاقلي دارد و يک کانال خروجي به نام خوزيني که باعث ميشود آب در خليج يک جريان گردش آب ساعتگرد پيدا کند. جهت چرخش آب در خود درياي خزر پادساعتگرد است و وجود کانال خوزيني باعث ميشد تجمع رسوبات در خليج گرگان بهطور طبيعي کمتر اتفاق بيفتد.»
به گفته او، ۹۵ درصد ورودي آب درياي خزر از رودخانه ولگاست که در روسيه قرار دارد و در سالهاي اخير بهدليل ساخت سد و کانالهاي متعدد جريان ورودي آب اين رودخانه به درياي خزر خيلي کم شده است. تغييرات اقليمي هم پسروي آب درياي خزر را تشديد کرده است. شيب درياي خزر هم از غرب به شرق به سمت استان گلستان است و بههميندليل خليج گرگان محل تخمريزي ماهيان خاوياري بوده است. اگرچه روي تغييرات اقليمي و تأثير احداث بنادر و ميزان رسوبي که ميتواند انتقال دهد، تحقيق مشخصي انجام نشده ولي تأثير مشهودي داشته است. بههميندليل در ساليان اخير شدت رسوبگذاري بيشتر شده و رسوبگيري بالا در دهانه خليج گرگان در کانال چپاقلي آب ورودي از درياي خزر را دچار مشکل کرده است.
يکپنجم حجم تالاب خشک شده است
حر منصوري موضوع فرسايش خاک در البرز را نيز به مشکلات خليج اضافه ميکند: «با توسعه کشاورزي و فشار به جنگلهاي هيرکاني بهدليل ازبينرفتن پوشش گياهي و جنگلهاي بالادست، فرسايش خاک بسيار زياد شده و اين خاک بهصورت سيلاب در نهايت به تالابها و درياي مازندران ميريزد. جريان پادساعتگرد آب در جنوب درياي مازندران همه اين رسوب را به خليج گرگان ميبرد و جزيرههاي رسوبي را در کنار جزيره آشوراده ميسازد؛ يعني دقيقا جايي که بايد تالاب ميانکاله يا خليج گرگان با دريا ارتباط داشته باشد و اين موضوع باعث محدود شدن رفتوآمد آب به تالاب ميشود.»
اين فعال محيطزيست با بيان اينکه احوال درياي مازندران را بايد از بزرگترين پستاندار و گوشتخوار درياي خزر پرسيد، توضيح ميدهد: «فوک خزري بزرگترين پستاندار و شکارچي درياي خزر است. به اين جانوران که در رأس هرم غذايي هستند انديکاتور ميگويند چون ميتوانند آلودگيها را نشان بدهند. آزمايشهاي انجامشده شاهد اين مدعاست که فشار بسيار بسيار جدي هم از راه آلودگي و هم کاهش آب و تنوع زيستي در بزرگترين درياچه دنيا وجود دارد. در ۱۰ سال گذشته، جمعيت سه ميليوني فوک خزري به ۷۰ هزار رسيده و اين يک کاهش بسيار جدي است که منطقه را تهديد ميکند.»
به گفته او، چيزي که در کوتاهمدت منطقه را بهطور جدي تهديد ميکند آن است که تمام خروجيهاي شاليزارها و استخرهاي پرورش ماهي که از مواد شيميايي استفاده ميکنند وارد تالاب ميشوند و محيط نسبتا بسته تالاب تجمع فلزات سنگين و مواد شيميايي را در آن باعث ميشود. به همين ميزان شاهديم که حضور کپور و ماهيهاي ديگر در تالاب کاهش پيدا کرده است. منصوري اعلام ميکند که درحالحاضر، يکپنجم حجم تالاب در ۱۰ سال گذشته خشک شده و اين روند از سمت غرب در حال رشد است. با اين اوصاف، به نظر ميرسد ورود سازمان محيطزيست براي نجات ميانکاله اگرچه تا حد زيادي با تأخير انجام شده اما همين حالا هم ميتوان براي نجات آن اقدام کرد به شرط اينکه اين تالاب هم مانند درياچه اروميه چنان اهميتي پيدا کند که نجات دادنش حيثيتي شود.