یکی از ویژگیهای قابل توجه این رمان توصیف موقعیت جنگ جهانی دوم از زبان یک حیوان و شرح زندگی گربهای است که صاحبش را در بمباران جنگ جهانی از دست داده و حالا سعی دارد او را پیدا کند.

در بخشی از این رمان آمده است: «خانم اسمایلی دست گروهبان را دید که گربه را نوازش میکرد. دستهای بزرگی داشت که با آن انگشتان ظریف، لاغر و بلندش خوشترکیب مینمودند. حالا این انگشتان گوشهای گربه را تاب میدادند، حالا این انگشتان پس گردن گربه را گرفته و همچون شانهای جاندار بر کمر منقبض شده گربه فرو میرفتند. خانم اسمایلی میتوانست قسم بخورد که گروهبان با این شدت عمل داشت به گربه صدمه میرساند، اما خُرخُر بلند گربه و ساییدن سرخوشانه گونههایش به دست چابک گروهبان شک او را باطل کرد. خانم اسمایلی با خود اندیشید چقدر عجیب است که شور و شعف تا این حد به رنج و عذاب و نزدیک است ... گروهبان از بشقابش یک استخوان گوشت دنده به گربه داد. گربه آن را روی میز خورد در حالی که دست گروهبان هنوز او را نوازش میداد. خانم اسمایلی راضی نبود، اما درست هم نبود به خاطر یک چیز کوچک و احمقانه جار و جنجال به راه بیندازد. به خصوص باتوجه به آنچه به دنبال میآمد...»
نویسنده معتقد است که «این رمان ترکیبی از واقعیت و تخیل است. کسانی که با روزشمار جنگ جهانی دوم آشنا هستند، پی خواهند برد که رخدادها را اندکی پیش و پس کردهام اما تمام آنها حقیقتا در عالم واقع رخ داده است.»
رمان «گربه بلیتس» با ترجمه مسعود امیرخانی از سوی نشر اسم در 304 صفحه با قیمت 24هزار تومان روانه بازار کتاب شد.