کد خبر: 3604646
تاریخ انتشار : ۰۹ خرداد ۱۳۹۶ - ۰۸:۲۲
دیدار با خانواده شهید در یک عصر بهاری؛

وقتی روضه علی اکبر(ع) آرامش قلب پدر می‌شود

گروه فرهنگی: وقتی از او می‌خواهیم لحظه‌ای را با فرزندانش درددل کند او فقط سکوت می‌کند و با بغضی که در قلبش نهفته است دستی بر روی قاب عکس فرزندانش می‌کشد و آن‌‌ها را می‌بوسد و بعد روضه‌ حضرت علی اکبر(ع) را می‌خواند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، وقتی وارد خانه یک شهید می‌شوی عطر و بوی معنویت، صداقت و سادگی موج می‌زند و آرامشی عجیب در قلبت خانه می‌کند. آرامشی که حاصل سالها صبر و بردباری و فراق است.

شهیدان گل محمد و ابراهیم عباسی فرزندانی غیور و پاک سیرتی بودند که برای حفظ انقلاب اسلامی به شهادت لبیک گفتند. میهمان خانواده شهیدان عباسی بودیم، میهمان مادری قدخمیده بادستانی لرزان و قلبی رئوف و پدری که به علت کهولت سن کم شنواشده بود.

سکوت و یک دنیا سخن

دستان لرزان مادر و لبخند شیرین پدر نشان سالها صبوری درغم نبودن گل محمد و ابراهیم است. وقتی از پدر خواستیم درباره شهیدانش حرف بزند لحظه‌ای سکوت کرد، سکوتی که خود نشان از حرف‌های نگفته بود.

محمدعلی عباسی پدر شهیدان گل محمد و ابراهیم عباسی با لبخندی زیبا از اخلاق نیک و معنویت و علاقه فرزندانش به انقلاب و اسلام گفت و اینکه فرزندانش بااشتیاق فراوان برای حفظ انقلاب و اسلام تلاش می‌کردند او گفت آنها در آرزوی شهادت بودند .

محمد علی عباسی گفت: در سن 17 سالگی طی یک مراسم ساده با حاج خانم در روستای رومنجان ازدواج کردم و آن زمان شغل من کشاورزی و دامداری بود و بعد از مدتی خداوند اولین فرزندمان را به ما هدیه کرد.

وی ادامه داد: بعد از مدتی با خانواده‌ام به زاهدان رفتم و به شغل نانوایی مشغول شدم و دومین فرزندم گل محمد به دنیا آمد.

وقتی روضه علی اکبر(ع) آرامش قلب پدر می‌شود

فرزندانم را با نان حلال بزرگ کردم

پدر شهیدان گل محمد و ابراهیم از روزی حلال و تاثیر آن بر زندگی خود و فرزندانش سخن گفت و در مورد خصوصیات اخلاقی گل محمد بیان کرد: او بسیار متواضع و مهربان بود و از همان کودکی منشی مردانه داشت و به من و مادرش احترام می گذاشت.

عباسی اظهار کرد: فرزندم به تحصیل مشغول بود اما در نانوایی به من نیز کمک می‌کرد هشت ماه از سربازی‌اش مانده بود که با اشتیاق وارد میدان‌های جنگ شد و فعالیتش در جبهه را آغاز کرد.

پدر شهید گفت: او در سال 61 در ایلام غرب به درجه رفیع شهادت نائل گشت. سخن که به این جا رسید، لحظه‌ای فضای خانه شهید در سکوت فرو رفت و اشک چشمان مادر و پدر فرو ریخت .

از وزنه‌برداری تا مقابله با اشرار در سیستان و بلوچستان

پدر گل محمد و ابراهیم عباسی در وصف ابراهیم گفت: ابراهیم نیز مانند گل محمد بسیار متواضع و مهربان بود ابراهیم به رشته وزنه‌برداری می‌پرداخت و به شغل جوشکاری مشغول بود و بعد از مدتی با مراسمی ساده ازدواج کرد و صاحب سه فرزند شد.

وی ادامه داد: ابراهیم یک جهادگر بود و بسیار علاقه مند به نظام و انقلاب و سرانجام در عملیاتی در ایرانشهر در درگیری با اشرار در سال91 به درجه رفیع شهادت نائل گشت.

فاطمه حسینی مادر شهیدان گل محمد و ابراهیم عباسی باصدایی لرزان و قلبی پر از بغض و چشمانی که پر از اشک و آه است از مردانگی و مهربانی فرزاندانش می‌گوید و ادامه می‌دهد: گل محمد و ابراهیم خیلی متواضع و مهربان بودند و من همیشه حضورشان رادر لحظات زندگی حس می‌کنم اما برای من که مادرم، نبودنشان داغ بزرگیست.

وقتی روضه علی اکبر(ع) آرامش قلب پدر می‌شود

او دستان لرزانش را نشان داد و گفت داغ فرزندانم با من چنین کرد اما با همه این داغ خوشحالم که فرزندانم درراه انقلاب و اسلام پاگذاشتند و به شهادت رسیدند.

پدر شهیدان گفت: پدر و مادر شهید بودن یک افتخار است و خداوند به هرکسی این موهبت را نمی‌دهد و من افتخار می‌کنم که پسران در راه انقلاب اسلامی در میدان‌های جهاد به شهادت رسیدند .وقتی از او می‌خواهیم لحظه‌ای رابا فرزندانش درددل کند او فقط سکوت می‌کند و با بغضی که در قلبش نهفته است دستی بر روی قاب عکس فرزندانش می‌کشد و آنها را می‌بوسد و بعد روضه‌ای حضرت علی اکبر را می‌خواند.

در لحظاتی که پدر شهید روضه می‌خواند مادر نیز با چشمان پر از اشک در فراغ فرزندانش گریه می‌کند و او نیز با نوازش قاب عکس فرزندانش و بوسه بر آن نام فرزندانش را زمزمه می‌کند.

رها صلاحی مقدم

captcha