به گزارش
خبرگزاری بین المللی قرآن (ایکنا) از آذربایجان غربی، به نقل از آریا اين تهاجم غير انساني، شهر مرزي کشورمان را به نخستين شهر قرباني جنگ افزارهاي شيميايي در دهه 80 ميلادي در جهان پس از بمباران هسته اي هيروشيما توسط نيروهاي آمريکايي تبديل کرد.
مجامع جهاني به دليل نفوذ حاميان منطقه اي و فرامنطقه اي صدام ، قادر به انجام اقدام قابل توجهي نبودند، ولي اين در حالي بود که در فروردين سال 1986 ميلادي ( 1365 ) ، اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد در واکنش به جنايات جنگي آشکار صدام، مصوبهاي را در محکوميت به کارگيري سلاح شيميايي توسط او گذراندند که با وتوي آمريکا بياثر شد.
ارتش تحت فرماندهي صدام با انفجار چندين بمب شيميايي در حلبچه، منطقه کردنشين کشور خود، فاجعه انساني ديگري را در اين کشور رقم زد، در اين فاجعه دست کم پنج هزار تن از مردم کرد، کشته و بيش از هفت هزار نفر مجروح شدند.
پزشکان خارجي در آن زمان اعلام کردند: بازماندگان بمباران شهر حلبچه به بيماريهاي رواني، پوستي و مغزي بسيار خطرناک مبتلا هستند و تعداد بيماران سرطاني بسيار زياد است؛ همچنين تاثير اين سلاح ها روي مردم منطقه داراي تأثير موروثي است و از نسلي به نسل ديگر منتقل ميشود.
اين حملات وحشيانه در حالي صورت ميگرفت که عراق، جزو 120 کشور امضا کننده پروتکل ژنو درباره منع استفاده از سلاحهاي سمي، خفه کننده و ترکيبات باکتريولوژيک بود. امضاکنندگان اين پروتکل تاکيد کرده بودند: «استعمال گازهاي خفه کننده و مسموم يا امثال آنها و همچنين هر قسم مايعات و مواد يا عمليات شبيه به آن حقا مورد تنفر افکار دنياي متمدن است. همچنين دول متعهد تقبل ميکنند ممنوعيت استفاده از گازهاي خفه کننده و مسموم شبيه آن را به موجب اين اعلاميه به رسميت مي شناسند و همچنين تعهد مي کنند که ممنوعيت مزبور را شامل وسايل جنگ ميکروبي نيز دانسته و خود را ملزم به رعايت مدلول مراتب فوق بدانند.»
روز هفتم تير66 يکي از فجايع تاريخي در شهر سردشت به وقوع پيوست و بمباران شيميايي شهر سردشت نقطه مشهودي در حملات شيميايي عراق بود که متاسفانه هيچ تاثيري بر افکار مردم دنيا نداشت.
در ساعت 16:30 روز يکشنبه هفتم تير ماه 1366 چند فروند هواپيماي عراقي سکوت شهر کوچک سردشت در غرب کشور را شکستند و هفت بمب خردل در نقاط مختلف شهر انداختند که 2 بمب در بازار شهر و 2 بمب ديگر در مناطق مسکوني فرو افتاد.
سه بمب ديگر نيز به مناطق باغي در حاشيه شهر اصابت کرد؛ به علت شرايط جوي مناسب ( به لحاظ نفوذ پذيري تاثير انفجار) از نظر درجه حرارت و جريان ملايم هوا ،آلودگي به تدريج تا کيلومترها دورتر از کانون هاي انفجار گسترش يافت و بوع نامطبوع خردل که مشابه بوي سير و گوگرد است از فاصله دور استشمام مي شد.
متاسفانه بيمارستان و نقاهتگاه شهر نيز در مسير جريان هواي آلوده قرار گرفت و برخي از پزشکان و پرستاران پس از چند ساعت به دليل آلوده شدن ،مجبور به ترک آنجا شدند. برق و مخابرات قطع و تمام فعاليت هاي خدماتي شهر فلج شد؛ چرا که بيشتر کارکنان محلي مصدوم شده بودند.
کادر پزشکي بهداري سپاه با کمک نيروهاي محلي توانستند از دو حمام شهر به عنوان دو ايستگاه رفع آلودگي جهت شهروندان سردشتي استفاده کنند. ماشين هاي آتش نشاني نيز مسئوليت تدارک آب حمام هاي شهر را عهده دار بودند و سالن ورزشي شهر به عنوان يک نقاهتگاه 150 تخته مورد استفاده قرار گرفت.
با توجه به ماهيت اثر گاز خردل (برخلاف گاز اعصاب که ناگهان همه بيماران در همان ساعت اول مراجعه مي کنند) ساعت به ساعت بر تعداد مصدومين افزوده مي شد. در نقاهتگاه، درمان هاي اوليه انجام گرفت و مصدومان پس از پايدارشدن نسبي علائم حياتي به شهرهاي ديگر اعزام شدند.
آلودگي موادغذايي، ميوه جات، سبزيجات، مزارع ، آب ها و حتي حيوانات باعث برخي مسموميت هاي گوارشي شده بود، گله هاي گاو و گوسفند که تنها سرمايه برخي از خانواده ها بود از بين رفتند و محصول برخي مزارع آلوده و غير قابل استفاده بود.
يک روز پس از حادثه ،مصدومان بدحال با چندين پرواز از اروميه و تبريز به تهران منتقل شدند، صحنه هاي بسيار ناراحت کننده اي در فرودگاه تهران وجود داشت که تحمل آن براي خلبانان و خدمه هواپيماهاي نظامي نيز دشوار بود. کودکاني در سنين مختلف با چشم هاي ورم کرده به سختي ناله مي کردند و سعي داشتند از مادران خود دور نشوند. تعداد زيادي از مصدومان بد حال به بيمارستان بقيه الله (عج) منتقل شدند و برخي کودکان در حال اغماء بودند.
چگونگي اين حادثه و آمار مصدومان و شهدا طي گزارش هاي متعددي به اطلاع شوراي امنيت سازمان ملل رسيد اما متاسفانه هيچ هيات کارشناسي براي بررسي حادثه اعزام نشد، حتي در يکي از گزارش ها ، تصاوير متعددي از مصدومان شيميايي سردشت نيز ضميمه شد.
طبق آمارهاي رسمي از شهر 12هزار نفري نفري سردشت، هشت هزار و 25 تن ، مصدوم شدند که اين آمار شامل مصدومان خفيف نيز مي شد. حداقل چهار هزار و 500 تن از مصدومان نياز به درمان داشتند، تعداد سه هزار تن از آنان در شهر سردشت به صورت سرپايي درمان شدند و سپس در روستاهاي مجاور مدتي را سپري کردند تا آلودگي شهر کاملا مرتفع شد.
حال مابقي مصدومان؛ يعني يکهزار و 500 نيز وخيم بود و نياز به بيمارستان براي بستري شدن داشتند؛ لذا به خارج از سردشت اعزام شدند ؛ 600 تن از اين گروه به تهران و مابقي به چند شهر شمال غربي کشور اعزام شدند. تعدادي از هموطنان شهيد شدند و بسياري از مصدومان هفته هاي زيادي را در بيمارستان گذراندند و اکنون نيز از عوارض شديد ريوي و چشمي و پوستي رنج مي برند.
کل آمار شهدا در حدود 130 تن بود( در برخي گزارش ها 110 تن قيد شده است ) که 20 تن از اين شمار در سردشت در همان دقايق و ساعات نخستين پس از بمباران شهيد شدند ، 10 تن نيز در حين انتقال از سردشت به شهادت رسيدند و يکصد تن ديگر هم پس از حادثه به تدريج در بخش هاي مراقبت ويژه بيمارستان هاي مختلف کشور به شهادت رسيدند.
استفاده از سلاحهاي شيميايي در طول جنگ تحميلي توسط عراق بيش از يکصد هزار مجروح و شهيد در بين نظاميان و مردم بيدفاع کشورمان بهجاي گذاشته است. گازهاي ارگانوفسفره (عوامل اعصاب، تاولزا و گاز خردل) در طول جنگ مکرراً توسط نيروهاي رژيم بعثي مورد استفاده قرار گرفت. پس از جنگ جهاني اول اين نخستين باري بود که از سلاحهاي شيميايي به صورت وسيع در جنگ استفاده ميشد که اين موضوع آشکارا مغاير با پروتکل 1925 ژنو بود.
آمريکاييها اولين کساني بودند که قبل از جنگ جهاني، سلاحهاي شيميايي را عليه سرخپوستان بهکار گرفتند. در جنگ جهاني اول در سال 1915 سلاح شيميايي از سوي آلمانها بهکار گرفته شد و سپس ديگر کشورها استفاده از آن را در برنامه جنگي خود گنجاندند.
انگليس پس از جنگ جهاني دوم از ماده فيتوتوکسين عليه استقلالطلبان مالايا استفاده کرد. آمريکا در جنگ ويتنام، کامبوج و لائوس مواد شيميايي و ميکروبي را بهکار برد. سال 1975 ويتناميها بمبهاي شيميايي را در کامبوج عليه خمرهاي سرخ بهکار بردند.
سال 1979 ارتش شوروي سابق براي اشغال افغانستان از سلاحهاي شيميايي بهره برد تا اينکه بالاخره از سال 1980 تا 1988 (60-1356) و در طول جنگ تحميلي، رژيم صدام هر جا که در جنگ به بنبست خورد از بمبهاي شيميايي استفاده کرد.
عراق در سال 1980 با انتقال مقاديري از عوامل شيميايي و مواد اوليه مربوط از ذخاير شوروي سابق و همچنين خريد تجهيزات ويژه از کشورهاي اروپايي و ايالات متحده به توليد مستقل جنگافزارهاي شيميايي، اقدام کرد.
در سال 1982 با کمپاني « دراي رايخ» آلمان که تأمينکننده وسايل فني شيميايي است قراردادي منعقد کرد و جهت توليد عوامل اعصاب به خريد مواد شيميايي از منابع غربي اقدام کرد.
در واقع کشورهايي که امروز داعيه طرفداري از حقوق بشر و حمايت از نوع انسان در اقصي نقاط عالم را دارند از پيشقراولان فروش کارخانجات و مواد اوليه شيميايي به عراق هستند.
رسوايي انگلستان و کشف محموله مواد شيميايي در بندر نرماندي فرانسه يکي از دلايل محکم ايران براي اثبات کمکهاي نامشروع غرب در خلال جنگ به دولت بعث عراق است.