به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، ادبیات کودک و نوجوان، نقش مهمی در امر تعلیم و تربیت نسل جدید دارد، هر چه این ادبیات، بالندهتر شود بیشک، زمینه برای تعلیم و تربیت هموارتر و ثمرات آن درخشانتر خواهد بود. در این راستا با علیاکبر والایی، نویسنده کتابهای کودک نوجوان گفتوگویی انجام شده که در ادامه میآید؛
تعریف شما از ادبیات کودک و نوجوان چیست؟ آیا هر نوشتهای اعم از شعر یا داستان برای کودکان و نوجوانان، ادبیات این گروه تلقی میشود؟
تحریر تمامی مفاهیمی که مورد نیاز رشد فکری، روحی و اجتماعی کودکان و نوجوانان است، در قالبهای ادبی داستان، شعر، دلنوشته و خاطره، ادبیات کودک و نوجوان محسوب میشود. منتهی مرزهایی وجود دارد که گاه این مهم از سوی برخی نویسندگان معاصر مورد توجه واقع نمیشود. تشخیص این مرزها به مهارت و تجربه نویسنده در نوشتن و عرصه ادبیات کودک بستگی دارد. با این فرض، بسیاری از نوشتههایی را میتوان سراغ یافت که اساساً به کودک و نوجوان مربوط نمیشود و بیشتر درباره کودک و نوجوان است.
ما از دو منظر میتوانیم به حوزه کودک و نوجوان ورود پیدا کنیم. یک اینکه آثاری را بنویسیم که مستقیماً مورد استفاده مخاطب کودک و نوجوان قرار بگیرد که این میشود ادبیات برای کودکان. دوم اینکه، موضوعاتی را نگارش کنیم که به مسائل خاص و مبتلا به آنان بپردازد که این میشود ادبیات درباره کودکان. این دومی مصرفی برای مخاطب کودک ندارد و مورد استفاده مخاطب بزرگسال است؛ از اینرو گاهی در تولید آثار مرتبط با این حوزه، چه به لحاظ محتوا و چه از نظر پیام، تداخل ایجاد میشود. به این معنی که آثاری تولید میشوند که موضوعیتی برای مخاطب ندارد و فیالواقع مخاطب آن کودک و نوجوان نیست و این مسئله گاه در میان پدیدآورندگان ادبیات کودک و نوجوان و منتقدین این حوزه، با عناوین مناقشهبرانگیزی همانند مخاطبشناسی و آسیبشناسی مورد بحث و جدل قرار میگیرد.
ادبیات کودک و نوجوان در چه سالی یا دورهای شکل گرفته است؟
از دورههای گذشته دور، ادبیات کودک در قالب شکلی فولکلور آن، با قصههای مادر بزرگها حیات پیدا کرد و به صورت سینه به سینه در ایران شکل گرفته است. با آثار نویسندگان و مفاخر بزرگ ما مانند عبید زاکانی با کلیله و دمنهاش، مولانا با مثنوی معنویاش و نظایر آن، اندیشمند شد و بعدها به لحاظ فرمی، توسط تعدادی از نویسندگان قوام گرفت و در نهایت به دست خیل کثیر نویسندگان امروزی ما توسعه پیدا کرد.
آیا پس از این مدت ادبیات کودک و نوجوان جایگاه شایستهای پیدا کرده است؟
در برههای از زمان و در مقاطعی، قلههای کوچکی فتح شده است؛ اما هنوز تا نیل به آن جایگاه شایسته و منزلت بایسته، تلاشهای خیلی بیشتری باید صورت بگیرد.
با توجه به اینکه داور بخش داستان کودک جایزه قلم زرین بودید، آثار این بخش را چطور ارزیابی میکنید؟ ادبیات ما هم اکنون در چه وضعیتی به سر میبرد؟
آنچه در بررسی و مطالعه آثار این دوره بیشتر برایم مشهود بود، این نکته است که متأسفانه، به دلایل مختلف تولید کتابهای جدی و ارزشمند ادبیات کودک مورد غفلت واقع شده است. سریکاری و کتابسازی برخی نویسندگان، به ادبیات کودک و نوجوان بهشدت آسیب رسانده است. این نکته را باید دانست، سریکاری چه با انگیزه رکوردزنی در کارنامه آثار نویسنده باشد و چه هدف تأمین مالی را در پی داشته باشد، و چه با هر انگیزه دیگری باشد؛ بهشدت، به حال ادبیات کودک زیانبار است.
این چه مرض مزمنی است که در ادبیات کودک ما ظاهر شده است؟ برخی از نویسندگان ما انگار با خود و دیگران، یک نوع مسابقه ماراتن تولید اثر به راه انداختهاند. با این پیش فرض ذهنی که فیالمثل تا سال 1400 تعداد آثار تألیفیشان را به یکصد عنوان برسانند. باید گفت، همین تفکر و رویکرد غلط است که ایشان را در عمل، به عرصه کتابسازی و سریکاری سوق میدهد. واضح است که این موضوع تاکنون آسیبهای جدی به ادبیات کودک وارد آورده است. از طرفی، از میان صدتاییهای آثار سریکاری، هیچ اثر و عنوان شایستهای که در کارنامه چنین نویسندگانی نمیشود سراغ یافت. و هر آنچه باقی میماند، معدود انگشت شماری اثر است که آن هم برمیگردد به زمان قبل از دوره کتابسازی نویسنده. باید گفت، این گروه از نویسندگان ادبیات کودک، اگر چه در کوتاهمدت، به اهداف آماری و مالی خود دست مییابند، اما در حقیقت این داغ و ننگ عمل سریکاری و کتابسازی، تا ابد، در کارنامه و بر پیشانیشان حک شده و باقی میماند.
از طرف دیگر، متأسفانه ما در نمایشگاههای کتاب شاهد هستیم، پدر و مادرها به دلیل عدم شناخت در حوزه تخصصی کتاب کودک، همین نوع کتابهای سریکاری شده را برای فرزندانشان خریداری میکنند. موضوعی که قطعاً در درازمدت آسیب جدی بر ادبیات کودک وارد خواهد ساخت؛ از اینرو به نظرم، ورود نهادهایی در این حوزه و مراقبت و ممانعت از تولید چنین آثاری، سطح سلامت ادبیات کودک و نوجوان ما را میتواند ارتقاء ببخشد. ضمن آنکه این هدف، مانع از آن میشود که آثار کیفی و جدی ادبیات کودک، در میان سیل به راه افتاده کتابهای بیارزش سریکاری شده و بازاری، گم شده و دیده نشوند.
اینجا در مواجهه با نویسندگان و ناشران آنها، این سؤال مهم پیش میآید؛ اگر در عصر حاضر، بنا باشد محتوا و کیفیت آثار ادبی صفر شود و در سطح بماند، مخاطب امروز چه نیازی به خواندن کتاب دارد. در دستیابی به چنین هدفی، نظایر چنین محتوایی برای ایشان، به وفور در فضای مجازی قابل دسترس است. این ادبیات یک اثر هنری است که آن را ماندگار میکند، نه کمیت و تعدد آماری آن.
چالشهای مهم این حوزه را چه میدانید؟
کمبود مطالعات گسترده در این حوزه. جدی نگرفتن ادبیات کودک، چه از سوی مسئولان فرهنگی، چه از سوی برخی نویسندگان معاصر این حوزه و چه از سوی بسیاری از ناشرانی که تنها در اندیشه رونق بازار فروش هستند و نه ارتقاء کیفی آن.
با توجه به اینکه برخی صاحبنظران معتقدند کتابهای این حوزه بهویژه حوزه دین با ضعف جدی در حوزه محتوا مواجه است، نظر شما چیست؟
این نظر درستی است. به همان میزان که کیفیت و چگونگی بیان ادبی برای کودک اهمیت دارد، طرح محتوا و اندیشه، برای کودک حائز اهمیت است. عدم مطالعه جدی در این حوزه و عدم شناخت زمان، مخاطب و نیازهای واقعی امروزش، محتوا را در ادبیات کودک با چالش جدی مواجه کرده است.