کد خبر: 3621859
تاریخ انتشار : ۰۱ مرداد ۱۳۹۶ - ۰۸:۱۲
ایکنا گزارش می‌دهد؛

اراده‌های پولادین برای کسب رزق حلال در گرمای تابستان

گروه اجتماعی: کار و کارگر در اسلام از جایگاه خاص و ویژه برخوردار است، در اسلام کار نه تنها به عنوان تأمین زندگی لازم و به عنوان استقلال اقتصادی و رهایی از وابستگی به بیگانگان ضروری و واجب است، بلکه به عنوان بهترین عبادت، مقدس‌ترین جهاد و مستمرترین تلاش مورد تأکید و سفارش قرار گرفته است.

به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن کریم (ایکنا) از خراسان جنوبی، یکی از اصول فرهنگ زندگی دنبال حلال رفتن، کسب روزی حلال بوده که در فرهنگ اسلام از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است.

طلب حلال یعنی کسب روزی حلال که از برترین عبادت‌هاست به‌طوری‌که پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: عبادت ۱۰ جز دارد که ۹ جز عبادت، طلب حلال است و یک جز دیگر شامل نماز، روزه، حج و ... است.

به‌دنبال کسب حلال بودن امری واجب است و همچنین کسب حلال ثواب جهاد در راه خدا را دارد و در روایات آمده است، اگر کسی برای کسب حلال تلاش کند ثوابش بیشتر از مجاهدت در راه خداست.

کسب روزی حلال یکی از عواملی است که باعث می‌شود انسان با شوق و رغبت کارهای پسندیده‌ای که به ظاهر دشوارند را انجام دهد و لذت آن را زمانی بیشتر احساس می‌کند که لقمه حلال بر سرسفره خانواده‌اش بگذارد.

کار و کارگر در اسلام از جایگاه خاص و ویژه برخوردار است، در اسلام کار نه تنها به عنوان تأمین زندگی لازم و به عنوان استقلال اقتصادی و رهایی از وابستگی به بیگانگان ضروری و واجب است، بلکه به عنوان بهترین عبادت، مقدس‌ترین جهاد و مستمرترین تلاش مورد تأکید و سفارش قرار گرفته است.

کار اگر با انگیزه‌ به دست آوردن مال حلال برای تأمین معاش و ارتقاء سطح زندگی فردی و اجتماعی باشد، مقدس و ستودنی است، پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايد: عبادت هفتاد پاره است و برترين آن، طلب روزي حلال است.

مقام معظم رهبري در خصوص قداست شغل مي‌فرمايد: تقدس كار و تكريم كارگر بايد در راس برنامه‌ها باشد و در منطق اسلام، كار، عمل صالح و عبادت است كه اين، جايگاه و ارزش كارگر را در نظام اسلامي نشان مي‌دهد.

در این گزارش ایکنا به سراغ مردمانی سخت‌کوش رفته که در اوج گرمای تابستان و طاقت‌فرسا با پای برهنه و روی خاک داغ، زیر آفتاب سوزان، خشت روی خشت می‌گذارد یا در کنار کوره داغ به آهنگری مشغول هستند تا نان حلالی سر سفره ببرد.

یکی از محروم ترین و در عین حال ناشناس‌ترین گروه‌های کارگری، شاغلان کوره‌های آجرپزی هستند.

اراده‌های پولادین برای کسب رزق حلال در گرمای تابستان

کارگرانی که مجبور می‌شوند برای تامین معیشت خود در ساعات طولانی و گرمای هوا و کوره کار کنند.

معمولا کارگران شاغل در کوره پزخانه‌ها در حاشیه شهرها مشغول به فعالیت هستند، بخشی از کارگران شاغل در این بخش به دلیل ماهیت کار مجبور به اشتغال خانوادگی هستند و گروه‌هایی نیز به صورت انفرادی اشتغال دارند.

درحاشیه شهر و پشت دیواری از آجرهای چیده شده مرد میانسالی را می‌بینی که با پای برهنه به سرعت خم و راست می‌شود، تا آجرها را بالا و پائین کند.

در حالی که در گرمای طاقت فرسای تابستان مشغول کار است، نفس نفس زدنش را حس می‌کنی، درکنارکوره آجرپزی ایستاده، هوا به اندازه کافی گرم است وتصورکارکردن زیرنور مستقیم آفتاب نیز کلافه کننده است.

با همان جدیت در کار و در حالی که مشغول کار کردن است زندگی‌اش را روایت می‌کند: «بیش از ده سال است که در این کار مشغولم، اما کار کردن در کوره‌های آجرپزی دیگر مقرون به صرفه نیست و به زودی تعطیل خواهد شد».

می‌گوید به دلیل اینکه آجرپزی نیازمند هوای گرم است، در 6 ماه از سال مشغول به کار هستیم و در نیمه دوم سال بخشی از افراد شغل خود را از دست می‌دهند.

از کارش با تمام سختی که دارد راضی است و میگوید همین که لقمه نانی حلال بر سرسفره می برم تا شرمنده فرزندانم نباشم خدارا شاکرم.

و شاید دیدن این کارگر ساده با وجود اینکه سخت دنبال کار است و دست از روزی حلال نکشیده، برای ما درسی باشد تا همیشه شکرگذار داشته‌هایمان باشیم و بدانیم شیرینی روزی حلال شاید به سختی بدست آید اما لذتی دوجندان دارد.

اراده‌های پولادین برای کسب رزق حلال در گرمای تابستان

همت والا براي کسب روزي حلال

حاج غلامرضا خراشادی یکی از کهنه‌کاران روستای خراشاد بیرجند است که نجار قدیمی روستا بوده و پس از 50 سال کار سخت هنوز هم کمر همت بسته و دست از تلاش برنمی‌دارد.

چهره‌اش آن قدر مهربان است که ناخودآگاه لبخند را میهمان چهره‌مان می‌کند، نگاه به چهره مهربان این پیرمرد روح زندگی را به انسان می‌بخشد به قدری که شاید چرخ زندگی گرد و خاک پیری بر چهره حاجی افکننده باشد ولی لبخند زیبایش نشانه‌های پیری را از او گرفته دستان پینه بسته‌اش نشانه کار سخت و طاقت فرسای اوست.

کارگاه نجاری غلامرضا خراشادی شاید برای جوانان و بسیاری ناخوشایند باشد، اما به قول خودش پراز روزهای تلخ و شیرین است و خاطراتی دارد که باعث شده پس از سال‌های سال هنوز انگیزه برای کار داشته باشد و دست از کارنکشد تا کارگاهش تعطیل نشود.

حاج غلامرضا با اراده پولادین که دارد روزگار سختی گذرانده روزهای تلخ و شیرین در کارگاه داشته از هنرش که میپرسی و چگونه وارد این کار شده، می‌گوید: این هنر را از پدرم یاد گرفتم و با شوق و علاقه‌ای که دارم هنوز هم ترک کارگاه نکردم.

او می‌گوید: از ۲۰ سالگی وارد حرفه نجاری شده‌ام و بسیاری از نیازمندی‌های مردم شهر و روستاهای اطراف رادر زمینه نجاری فراهم می‌کردم.

با وجود کهولت سن به لطف خداوند و همت والایش با گذشت 70 سال از عمرش هنوز کار می‌کند و به قول خودش محتاج کسی نیست.

کوکب خراشادی، کشاورز و کارآفرین نمونه و بانوی موفق باسابقه روستای خراشاد نیز 30 سالی می‌شود که به هنر پارچه بافی یا تو بافی در روستا مشغول است، او می‌گوید: بیشتر زنان روستا هنر توبافی را از او یاد گرفته‌اند.

از کارهایش که می‌پرسیم، می‌گوید: شال سر، حوله مسافرتی، حوله نوزاد، سفره نان، دستمال جیبی، دستمال آشپزخانه، صافی، چادر شب همه محصولاتی است که زنان روستا می‌بافند و استقبال زیادی از آن می‌شود.

خراشادی می‌گوید: برای راه اندازی کار هزینه زیادی صرف نمی‌شود، بعضی از دستگاه‌های سنتی استفاده می‌کنند و درآمد آن برای زنان خوب است.

اراده‌های پولادین برای کسب رزق حلال در گرمای تابستان

لذت کسب روزی حلال سختی‌ها را دور می‌کند

محمد حسین احمدی یکی از پیشکسوتان صنعت آهنگری نیز با سابقه 70 سال فعالیت در این عرصه اکنون در یک کارگاه کوچک در مرکز شهر به حرفه آهنگری مشغول است.

دستان پینه بسته و لرزان این فعالان پیشکسوت نشان از سال‌ها کار، زحمت و تلاش بسیار و بیانگر گذر زمان و عمری تجربه‌آموزی در این حرفه است.

در حالی که با دستان سیاه و ترک خورده خود کوره را روشن می‌کند، می‌گوید: امروز از صبح تا عصر فقط یک مشتری داشتم در حالی که در گذشته لحظه‌ای بیکار نمی‌نشستم و سفارشات مشتریان را انجام می‌دادم.

با اینکه عرق می‌ریزد و درکنار تنور گرم کارمی‌کند، اما امید دارد تا کارهایش به فروش برسد، صدای چکش روی تکه‌های سخت آهن شاید در نگاه اول آزاردهنده باشد و گوش خراش، اما لذت کسب روزی حلال همه سختی‌ها را از نظرش دور می‌کند.

احمدی با اینکه آهنگری را از پدرم یاد گرفتم و از وقتی یادم می‌آید پشت کوره آهنگری عرق ریختم، ادامه‌ می‌دهد: کوره آهنگری شاید در زمستان قابل تحمل باشد، اما کار در تابستان‌ بسیار سخت است.

باید گفت؛ با دورشدن جامعه و نسل جدید از آنچه در گذشته بود، هنوز هم هستند مردانی که دست از کار نکشیده‌اند و رزق و روزی خود را از اینگونه مشاغل کم درآمد طلب می‌کنند.

با زحمت فراوان به تیکه‌ای از آهن ضربه می‌زند و در کوره داغ فرومی‌برد تا شکل دلخواهش را بگیرد و عجب هنری است، هنر دست که از تکیه‌ای آهن وسیله‌ای کاربردی می‌سازد.

شرینی رزق حلال در دستان پیرمرد روشندل

عبدالحسین چهاردهی پیرمرد 89 ساله روشندل ساکن روستای چهارده بیرجند است که از دو سالگی بینایی خود را از دست داده است.

او درحال حاضر با پسر بزرگش که برای نگه‌داری از پدر و مادر پیر در روستا مانده‌، درخانه‌ای کوچک اما با صفا زندگی می‌کنند.

چهاردهی باوجود اینکه یک روشندل است، اما در نگاه اول شاید کمترکسی متوجه شود، در انجام کارش آن‌قدر موفق عمل می‌کند که اینروزها نقل زبان همه مردم شده و شاید چهارده را بیشتر با نام او بشناسند.

از پیرمرد درباره کارش که می‌پرسم با خنده روی لب می‌گوید: این هنر را از ابتدای نوجوانی یادگرفتم و از این راه برای بدست آورن روزی حلال کسب درآمد می‌کنم تا محتاج کسی نباشم.

در حالی که مشغول بافتن سبد است، به گونه‌ای صحبت می‌کند که هنوز شور و امید به زندگی و کار در او موج می‌زند.

چهاردهی با اشاره به اینکه از همان کودکی از نعمت دیدن محروم بودم می‌گوید: رنگ‌های مختلف ساقه‌های گز را با لمس کردن ساقه‌ها و جوانه‌هایش و از روی ضخامت آن تشخیص می‌دهم.

این هنرمند روشندل روستای چهارده می‌گوید: 6 فرزند دارم و هرکدام مشغول کاری هستند، اما پسر بزرگم به همراه عروسم دراین روستا مانده‌اند تا مراقب احوال ما باشند.

مدام چیزی شبیه ذکر صلوات را زیر لب زمزمه می‌کند و با دستان گرمش که از سختی چوب‌ها ترک برداشته شده با دقتی هوشیارانه به بافت حصیر می‌پردازد.

چهاردهی گفت: همه نعمات خدا تنها با چشم دیده نمی‌شود، بلکه باید آن‌ها را با دل و تمام وجود احساس کرد.بیشتر کارهایم مشتری ثابت دارد و با اینکه درآمد زیادی از سبد بافی ندارم، اما از اصفهان، شیراز، یزد و حتی به قول خودش ژاپن هم برای‌ خرید سبد آمده‌اند.

اراده‌های پولادین برای کسب رزق حلال در گرمای تابستان

و جای تامل دارد که ببینی هنوز هم هستند کسانی که کارکردن درگرمای سخت، در مشاغلی که شاید رو به فراموشی است، در سن میانسالی و کهولت، را با جان و دل بخرند تا شیرینی روزی حلال لذتی باشد بر خستگی کار طاقت فرسایشان و باید گفت خدا قوت...

عکس های این گزارش را اینجا ببینید

گزارش و عکس از سپیده قلندری اسفدن

captcha