گاه این فریاد از گلوی سربداران سبزواری بلند شد و زمانی هم ستارخانها و باقرخانها ندا سر دادند که فقط زیر علم ابوالفضل سینه می زنند.
روزی نواب صفوی برای حسینی عمل کردن آغوشش پذیرای تیرباران شد و وقتی هم علامه زمانه مرتضی مطهری فریاد زد که ای انسان شمر امروزت را بشناس. چه زیبا مرتضی آوینی در روایت فتح از عشقش به کربلا گفت و از جوانانی که با سربند یا حسین(ع) جان در راه دوست دادند و نوا برآوردند هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله
این روزها همچنان نوای عاشورا بلند است..همچنان حسین(ع) ندا میدهد که تن به ذلت نمیدهد و آزادگی را با هیچ چیز معاوضه نمیکند.
باید گوشها را تیزتر کرد..دوباره به محسنهای زمانه خیره شد..از محسن خرایی شهید خبرنگاری که جرمش تنها افشاء کردن جنایت شمرهای زمانه بود تا محسن حججی که از زیباییهای زندگیاش گذشت تا زیبایی های بهتری را درک کند.
به تصاویری که از لحظه اسارتش منتشر شده بنگر..آیا شجاعت را نمیبینی؟آیا عزت و غرور نمیبینی؟آیا علی اکبر دوباره رزم نمیکرد؟ آیا ابوالفضل (ع) دوباره برای آسایش اهل حرم شمشیر نمیزند؟
و میدانم اگر این روزها خمینیکبیر زنده بود و خبر شهادت او را میشنید دوباره فریاد علوی سر می داد که بکشید ما را ملت ما بیدارتر میشود و دوباره میگفت ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد.
درود و سلام خداوند بر همه شهدای راه حق از قاسم بن علی (ع) تا بزرگ انسانهایی که در مکتب خمینی عزیز پرورش یافتند و این روزها چون کربلاییها سر از تنشان جدا میشود تا همچنان فریاد امام حسین(ع) در تاریخ زنده بماند که تن به ذلت نمیدهد.
حکیمه بهمن زاده