به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، شخصیتهای برجسته و ممتاز، کسانی هستند که بر همه ابعاد زندگی انسان توجه دارند و در همه آن ابعاد، بروز و ظهور نموده و به درجه عالی آن دست مییابند، آنها در عین آنکه در میدان زهد و پارسایی یگانهاند، در میدان جهاد و مبارزه نیز یکهتاز هستند و در عین آنکه با دیدن یتیم سرافکنده، بر اثر مهر و عاطفه، اشک میریزند، با دیدن طاغوت سرکش هرچه خشم دارند، بر ضد او آشکار مینمایند و به اصطلاح «جامع اضداد» هستند، نه نسبت به همه مهربانند و نه نسبت به همه خشمگین، بهعبارت دیگر محکوم دلخواه خود نیستند، بلکه آنچه را خدا میپسندد، میپسندند.
امام موسی بن جعفر(ع)، حضرت کاظم(ع) در عین آنکه انسانی رئوف و مهربان بود، نسبت به طاغیان سرکش و خشمگین بود، در عین آنکه استاد پارسایان بود، یکهتاز میدان جهاد و عرصه سیاست بود، هرگز فریب دغلبازان را نخورد، و بیتفاوت نزیست و در یک جمله، او همچون جدش امیرمؤمنان علی(ع) یاور مظلومان و دشمن ظالمان بود و مصداق کامل این سخن خدا که: « مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا؛ محمد[ص] پيامبر خداست و كسانىكه با اويند بر كافران سختگير [و] با همديگر مهربانند آنان را در ركوع و سجود میبينى فضل و خشنودى خدا را خواستارند علامت [مشخصه] آنان بر اثر سجود در چهرههايشان است اين صفت ايشان است در تورات و مثل آنها در انجيل چون كشتهاى است كه جوانه خود برآورد و آنرا مايه دهد تا ستبر شود و بر ساقههاى خود بايستد و دهقانان را به شگفت آورد تا از [انبوهى] آنان [خدا] كافران را به خشم دراندازد خدا به كسانى از آنان كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند آمرزش و پاداش بزرگى وعده داده است».
امام موسی کاظم(ع) نهمین اختر آسمان عصمت و هفتمین ستاره درخشان فضای دلانگیز امامت، تبلوری از ارزشهای والای انسانی بود و لحظه لحظه عمر پربارش، درسهای بزرگ اسلامی را الهام میبخشید.
خداوند متعال او را در حدیث «لَوح» که پیامبر(ص) آن حدیث را از جبرئیل گرفت و به فاطمه زهرا(س) آنرا در روز ولادت امام حسین(ع) به جابر بن عبدالله انصاری اهدا نمود چنین یاد نمود: «موسی، عبدی، حبیبی و خیرتی؛ حضرت موسی بن جعفر، بنده من و دوست من و برگزیده من است».
دوشنبه 20 شهریور مصادف با 20 ذیالحجه سالروز ولادت امام موسی کاظم(ع) هفتمین امام شیعیان است این امام همام در در منطقه ابداء (بین مدینه و مکه) از مادری به نام حمیده خاتون و پدر گرامیشان امام جعفر صادق(ع) متولد شد.
پس از شهادت امام جعفر صادق(ع) پیشوایی امت را امام موسیکاظم(ع) به دست گرفت که همعصر با خلفای ظالم عباسی همچون هارونالرشید بودند که با زندانهای طولانی مدت 14 ساله شکنجههای زیادی را متحمل شدند که مستند در منابع تاریخ موجود است.
از امام موسی بن جعفر دریای بیکرانی از معارف اسلام در توحید و نبوت و امامت و معاد، و احکام و آداب تربیتی ـ اخلاقی در قالب هزاران حدیث کوتاه و بلند، و شاگردان عالم عامل، و سیره عملی ارزشمند در میدانهای مختلف، و نسلی پاک و بابرکت به یادگار مانده است.
امام موسیکاظم اسوه ارزشهای والای انسانی بودند و ایشان در ارزشهایی مانند عبادت، رسیدگی به فقرا و محرومین و حمایت از نیازمندان چنان موفق عمل کردند که در دستگاه حکومت نفوذی پیدا کرده تا حلال مشکلات مردم باشد و در مبارزه سیاسی نیز از این زندان به آن زندان اسوه صبر و استقامت است.
گوشهای از صفات امام کاظم(ع)حضرت امام موسی کاظم(ع) عابدترین و زاهدترین، فقیهترین، سخیترین و کریمترین مردم زمان خود بود، هرگاه دو سوم از شب میگذشت نمازهای نافله را بهجا میآورد و تا سپیده صبح به نماز خواندن ادامه میداد و هنگامیکه وقت نماز صبح فرا میرسید، بعد از نماز شروع به دعا میکرد و از ترس خدا آن چنان گریه میکرد که تمام محاسن شریفش به اشک آمیخته میشد و هر گاه قرآن میخواند مردم پیرامونش جمع میشدند و از صدای خوش او لذّت میبردند.
آن حضرت، صابر، صالح، امین و کاظم لقب یافته بود و به عبد صالح شناخته میشد، و بهخاطر تسلّط بر نفس و فرو بردن خشم، به «کاظم» مشهور گردید. همچنین آن حضرت در میان شیعیان به «باب الحوائج» معروف است.
شیخ مفید درباره آن حضرت میگوید: «او عابدترین، فقیهترین، بخشندهترین و بزرگمنشترین مردم زمان خود بود، زیاد تضرع و ابتهال به درگاه خداوند متعال داشت. این جمله را زیاد تکرار میکرد: «اللهم انی أسألک الراحة عند الموت و العفو عند الحساب؛ خداوندا در آن زمان که مرگ به سراغم آید راحت و در آن هنگام که در برابر حساب اعمال حاضرم کنی عفو را به من ارزانی دار».
امام موسی کاظم(ع) بسیار به سراغ فقرا میرفت. شبها در ظرفی پول و آرد و خرما میریخت و به وسایلی به فقرای مدینه میرساند، در حالیکه آنها نمیدانستند از ناحیه چه کسی است. هیچکس مثل او حافظ قرآن نبود، با آواز خوشی قرآن میخواند، قرآن خواندنش حزن و اندوه مطبوعی به دل میداد، شنوندگان از شنیدن قرآنش میگریستند، مردم مدینه به او لقب «زینالمجتهدین» داده بودند. مردم مدینه روزی که از رفتن امام خود به عراق آگاه شدند، شور و ولوله و غوغایی عجیب کردند. آن روزها فقرای مدینه دانستند چه کسی شبها و روزها برای دلجویی به خانه آنها میآمده است.
شیوه اخلاقی امام موسی کاظم(ع)امام موسی(ع) شیوهای اخلاقی را در ارتباط با مردم و حاکمیت و دیگران بنا مینهد که میتواند اخلاق سیاسی، اخلاق اجتماعی، اخلاق فردی، اخلاق مدیریتی و دیگر ابعاد آنرا بهخوبی سامان دهد و موجب کمال رشدی فرد و جامعه شود. مجموعهای که آن حضرت در سنت و سیره عملی خویش ارائه میدهد حاوی اصول اخلاقی مبتنی بر مکارم اخلاقی است.
قدرت واقعی در توکل به خداهر انسانی خواهان آن است که از همگان توانمندتر و قویتر باشد، تا بتواند با قدرت هر آنچه را میخواهد انجام داده و یا ترک کند. قوت است که قدرت را موجب میشود. اگر انسانی قوت و نیروی واقعی در اختیار نداشته باشد نمیتواند در مقام قدرت، کاری انجام دهد؛ زیرا قدرت بهمعنای انجام یا ترک کاری به خواست و اراده خودش است؛ اما اگر انسانی قوت و توان نداشته باشد، نمیتواند از قدرتی برخوردار باشد که او را به ترک و انجام براساس اراده شخصی قادر سازد.
از اینرو امام موسی کاظم(ع) میفرماید: «اگر خواهان قوت هستید، به اصل و منشأ قوت مراجعه کنید؛ چراکه منشأ قوت در تمام هستی خداوند است». پس برای اتصال به چنین منبع انرژی و قوت، بهتر است که به خدا متصل شویم.
آن حضرت همچنین میفرماید: «من أراد أن یکون أقوی الناس فلیتوکل علی الله؛ هرکه میخواهد قویترین مردم باشد بر خدا توکل کند»، بنابراین اگر بخواهیم در میان مردم دارای قوت و نیرویی باشیم که ما را قادر به انجام هر کاری به اراده خودمان کند و یا امکان ترک هر کاری را به اراده خود داشته باشیم بیآنکه کسی دیگر ما را مجبور به کاری یا ترک آن کند، میبایست به خداوند بهعنوان منشأ قوت و قدرت توکل کنیم.
خوشخویی؛ خیر دنیا و آخرتهمه آموزههای اسلامی بر آن است تا انسان را بهخوش خویی و حسن خلق سوق دهد. اگر کسی بتواند در زندگی خود از این امر بهرهمند شود، خیر دنیا و آخرت را برای خود رقم زده است؛ چراکه در بسیاری از آیات و روایات بر این نکته تاکید شده که اهل بهشت انسانهای خوش خلق هستند و کسیکه او خوش خویی بهرهای نبرده، بهشت نصیب او نخواهد بود.
امام موسی کاظم(ع) به این مهم توجه میدهد و میفرماید: «والله ما اعطی مومن قط خیر الدنیا و الآخره، الا بحسن ظنه بالله عزوجل و رجائه له و حسن خلقه و الکف عن اغتیاب المومنین؛ به خدا قسم خیر دنیا و آخرت را به مؤمنی ندهند مگر به سبب حسن ظن و امیدواری او به خدا و خوش اخلاقیاش و خودداری از غیبت مؤمنان» البته باید توجه داشت که خوشگمانی و خودداری از غیبت دیگران نیز جزیی از مصادیق خوشخویی است که امام(ع) به عللی به این موارد و مصادیق تاکید کرده است؛ چراکه یکیاز علل بدخلقی انسان، بدگمانی و یکیاز بدترین رفتارهای ناشایست، غیبت پشت سر دیگران است.
میانهروی و قناعتاز دیگر رفتارهای پسندیده در زندگی، میانهروی و عدالت در زندگی بهویژه در حوزه مصرف نعمتهای الهی است. کسیکه عدالت را در مصرف داشته باشد و میانهروی نماید و نسبت به آنچه که در اختیار دارد قناعت ورزد، هرگز گرفتار رفتارهای ضداخلاقی و ناپسند نمیشود و به زندگی دیگران حسادت نمیورزد و برای دنیا و ارضای شهوات تلاش نمیکند. چنین شیوهای موجب میشود که در زندگی از اخلاق پسندیدهای سود برد و رفتارش با دیگران بسیار متواضعانه و خوب باشد.
از اینرو امام موسی کاظم(ع) میفرماید: «من اقتصد وقنع بقیت علیه النعمه و من بذر و أسرف زالت عنه النعمه؛ هر که میانهروی کند و قناعت ورزد، نعمت بر او بپاید و هر که بیجا مصرف کند و زیادهروی کند، نعمتش زوال یابد».
انسانی که اسراف میکند نه تنها به خودش ظلم کرده بلکه به دیگران نیز ظلم کرده است، برای اینکه اجازه نمیدهد تا دیگران از آن نعمت بهرهمند شوند اما اگر قناعت ورزد میتواند از آن مال به دیگران انفاق کند و از آثار انفاق همچون افزایش مهر و محبت برادران بهرهمند شود.
پرهیز از کبر و بدگوییاز نظر اسلام کبر و بزرگی تنها از آن خداست و هیچکس نمیتواند خود را متصف به صفت کبر نماید و انسانی متکبر در درون و مستکبر در عمل اجتماعی باشد؛ چراکه بسیاری از بدبختیهای اجتماعی جامعه مرتبط با همین روحیه ضداخلاقی و پست کبر و تکبر و استکبار است.
ابلیس به سبب همین خصلت است که رفتاری زشت نسبت به حضرت آدم(ع) بلکه خدا در پیش گرفت و برای خود بدبختی و شقاوت ابدی را رقم زد. در آیات قرآنی از این صفت به شدت نهی شده است.
از دیگر رفتارهای زشت و صفات ناپسند بدزبانی است که انسان را از مسیر خوشخویی دور میکند و جامعه را دچار بدبختی و واگرایی میکند.
امام کاظم(ع) درباره تأثیر کبر در آینده بشر میفرماید: «ایاک و الکبر، فانه لایدخل الجنه من کان فی قلبه مثقال حبه من کبر؛ از کبر و خودخواهی بپرهیز، که هر کسی در دلش به اندازه دانهای کبر باشد، داخل بهشت نمیشود». آن حضرت همچنین، درباره بدزبانی میفرماید «خداوند بهشت را بر هر هرزهگوی کمحیا که باکی ندارد چه میگوید و یا به او چه گویند حرام گردانیده است».
از نظر اسلام انسان باید فردی متواضع و فروتن باشد از اینرو امام موسی کاظم(ع) نیز به بیان تواضع حقیقی میپردازد و در عبارتی در تعریف و تبیین آن میفرماید: «تواضع و فروتنی آن است که آنچه دوست داری، دیگران درباره تو انجام دهند، تو هم همان را درباره دیگران انجام دهی» این یک قاعده طلایی در زندگی اجتماعی است؛ زیرا اگر انسانها هر آنچه دوست دارند دیگران درباره آنان بگویند و انجام دهند خود در این امور پیشگام باشند، جامعه بهشت میشود و هیچکس ناراضی نخواهد شد؛ زیرا هیچ کسی بدی و زشتی و بیاحترامی و بداخلاقی برای خود نمیخواهد و از آنجایی که فطرت همگان در این اصول مشترک است، رضایت عموم پدیدار خواهد شد.
صداقت و راستی در قول و عملانسان خردمند انسانی است که به حکم عقل در قول و عمل صداقت دارد و هرگز عملی را انجام نمیدهد که او را از مسیر درستی و صداقت بیرون برد و کلامی نمیگوید که دروغ باشد؛ چراکه بنیاد بسیاری از گناهان و رفتارهای زشت و ناپسند، بیصداقتی در قول و فعل است.
امام کاظم(ع) میفرماید: «همانا شیعه علی کسی است که قول او فعلش را تصدیق کند» و در جایی دیگر عدم مطابقت قول و عمل را که شیوه منافقان است نقد کرده و میفرماید: «بد کسی است آنکه دارای دو چهره و دو زبان است که باطن و ظاهرش متفاوت باشد و در پیشرو چیزی گوید و پشت سر چیز دیگر».
آن حضرت در جایی دیگر درباره صداقت میفرماید: «هرکه زبانش صادق باشد اعمالش پاکیزه است، هرکه فکر و نیتش نیک باشد در روزیاش توسعه خواهد بود، هر که به دوستان و خانوادهاش نیکی و احسان کند، عمرش طولانی خواهد شد».
امانتدارییکی دیگر از اصول اساسی تقوای عقلانی که عقل و وحی بر فضیلت آن تأکید دارند، امانتداری است. اینکار بارها مورد تأکید آیات قرآنی قرار گرفته است.امامان(ع) در سنت و شیوه زندگی خود نشان دادند که تا چه اندازه امانتداری در کنار صداقت و عدالت در زندگی میتواند جان و جامعه را در مسیر کمال قرار دهد.امام موسی کاظم(ع) میفرماید: «امانتداری و راستگویی، هر دو موجب توسعه روزی میشوند؛ ولیکن خیانت در امانت و دروغگویی موجب فلاکت و بیچارگی و سبب تیرگی دل است».
خوشگویی و مسئولیتپذیری و خیرخواهییکی از ابعاد خوشخویی، خوشگویی و خیرخواهی در قول و عمل است. در آیات و روایات به این فضیلت اخلاقی توجه داده شده است. در آیات قرآن از بندگان خواسته شده تا همواره بیان خوش داشته باشند و حتی اگر جاهلان و سفیهان سخنان زشتی بر زبان آوردند و به دشنام پرداختند شما با سلام و کرامت از آنان عبور کنید و همواره سخنی متین، نرم، کریمانه، معروف، محکم و استوار از نظر منطق و عقل بر زبان آرید. چنانکه در آیات 102 بقره، 5،8 و 9 نساء، 123 اسراء، 57 یس به این مبحث اشاره شده است.
امام موسی کاظم(ع) نیز در عبارت کوتاهی از انسانها میخواهد که در زندگی خود همواره خیرخواه مردم بوده و بر مسئولیتپذیری در قبال مردم با آنان برخورد خوشی داشته باشند تا بهترین زندگی تحقق یابد و میفرماید: «نسبت به همنوع خود خیر و نیکی داشته باش و سخن خوب و مفید بگو و خود را تابع بیتفاوت و بیمسئولیت قرار مده».
صلوات خاصه امام موسی کاظم(ع)در صلوات خاصه امام موسی کاظم(ع) که به زیبایی به ابعاد شخصیتی این امام همام اشاره شده است میخوانیم: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ صَلِّ عَلَى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَصِیِّ الْأَبْرَارِ وَ إِمَامِ الْأَخْیَارِ وَ عَیْبَةِ الْأَنْوَارِ وَ وَارِثِ السَّکِینَةِ وَ الْوَقَارِ وَ الْحِکَمِ وَ الْآثَارِ الَّذِی کَانَ یُحْیِی اللَّیْلَ بِالسَّهَرِ إِلَى السَّحَرِ بِمُوَاصَلَةِ الاسْتِغْفَارِ حَلِیفِ السَّجْدَةِ الطَّوِیلَةِ وَ الدُّمُوعِ الْغَزِیرَةِ وَ الْمُنَاجَاةِ الْکَثِیرَةِ وَ الضَّرَاعَاتِ الْمُتَّصِلَةِ وَ مَقَرِّ النُّهَى وَ الْعَدْلِ وَ الْخَیْرِ وَ الْفَضْلِ وَ النَّدَى وَ الْبَذْلِ وَ مَأْلَفِ الْبَلْوَى وَ الصَّبْرِ وَ الْمُضْطَهَدِ بِالظُّلْمِ وَ الْمَقْبُورِ بِالْجَوْرِ وَ الْمُعَذَّبِ فِی قَعْرِ السُّجُونِ وَ ظُلَمِ الْمَطَامِیرِ ذِی السَّاقِ الْمَرْضُوضِ بِحَلَقِ الْقُیُودِ وَ الْجَنَازَةِ الْمُنَادَى عَلَیْهَا بِذُلِّ الاسْتِخْفَافِ وَ الْوَارِدِ عَلَى جَدِّهِ الْمُصْطَفَى وَ أَبِیهِ الْمُرْتَضَى وَ أُمِّهِ سَیِّدَةِ النِّسَاءِ، بِإِرْثٍ مَغْصُوبٍ وَ وِلاءٍ مَسْلُوبٍ وَ أَمْرٍ مَغْلُوبٍ وَ دَمٍ مَطْلُوبٍ وَ سَمٍّ مَشْرُوبٍ اللَّهُمَّ وَ کَمَا صَبَرَ عَلَى غَلِیظِ الْمِحَنِ وَ تَجَرَّعَ غُصَصَ الْکُرَبِ وَ اسْتَسْلَمَ لِرِضَاکَ وَ أَخْلَصَ الطَّاعَةَ لَکَ وَ مَحَضَ الْخُشُوعَ وَ اسْتَشْعَرَ الْخُضُوعَ وَ عَادَى الْبِدْعَةَ وَ أَهْلَهَا وَ لَمْ یَلْحَقْهُ فِی شَیْءٍ مِنْ أَوَامِرِکَ وَ نَوَاهِیکَ لَوْمَةُ لائِمٍ صَلِّ عَلَیْهِ صَلاةً نَامِیَةً مُنِیفَةً زَاکِیَةً تُوجِبُ لَهُ بِهَا شَفَاعَةَ أُمَمٍ مِنْ خَلْقِکَ وَ قُرُونٍ مِنْ بَرَایَاکَ وَ بَلِّغْهُ عَنَّا تَحِیَّةً وَ سَلاما وَ آتِنَا مِنْ لَدُنْکَ فِی مُوَالاتِهِ فَضْلا وَ إِحْسَانا وَ مَغْفِرَةً وَ رِضْوَانا إِنَّکَ ذُو الْفَضْلِ الْعَمِیمِ وَ التَّجَاوُزِ الْعَظِیمِ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین؛ خدایا درود فرست بر محمّد و اهل بیتش، و درود فرست بر موسى بن جعفر، جانشین نیکوکاران، و پیشواى خوبان و خزانه انوار، و وارث آرامش و متانت و حکمتها و آثار،آنکه همواره شب را با بیدارى تا سحر، با به هم پیوستن استغفار زنده مىداشت، همپیمان سجدههاى طولانى، و اشکهاى سرشار و راز و نیاز بسیار، و نالههاى به هم پیوسته، و قرارگاه خرد و عدالت و خوبى و کرم و بذل، و خوگرفته به بلا و صبر، پایمال شده به ستم، و دفن شده به بىعدالتى و معذّب در عمق زندانها و تاریکیهاى زیرزمینها، با ساق کوبیده، به حلقههاى زنجیرها، و جنازهاى که با خوارى و سبک انگاشتن بر آنجار زده شده،وارد شونده بر جدّش مصطفى و پدرش مرتضى و مادرش سرور بانوان، با ارثى غصب شده، و حکومتى ربوده، و فرمانى مغلوب، و خونى خواسته، و زهرى نوشانده، خدایا همچنانکه او بر سختى محنتها صبر کرد، جام اندوه گرفتاریها را نوشید، و در برابر خشنودىات تسلیم شد، و طاعت را برایت خالص نمود، و خشوع را بىآلایش کرد، و فروتنى را شعار خود ساخت، و با بدعت و اهلش دشمنى نمود، و ملامت ملامتگرى در چیزى از اوامر و نواهى تو در او اثر نکرد، بر او درود فرست درودى بالنده عالى، پاک،که با آن درود بارى او واجب گردانى شفاعت امتهایى از آفریدگانت، و گروههایى از مخلوقت، و از جانب ما به او تحیت و سلام برسان، و از نزد خود در موالاتش به ما فضل و احسان و آمرزش و رضوان عنایت کن،که تو داراى فضل فراگیر و گذشت فراوان هستى، به مهربانیات اى مهربانترین مهربانان».
کنیه حضرت «ابوابراهیم»، «ابوالحسن»، «ابوالحسن اوّل»، «ابوالحسن ماضی»، «ابوعلی» و «ابواسماعیل» است و القاب موسی بن جعفر عبارتند از کاظم، صابر، صالح، امین و عبدالصالح.امام موسی کاظم در میان شیعیان به «باب الحوائج» معروف است و به جهت کثرت زهد و عبادتش معروف به «العبد الصالح» و به جهت علم و فرو خوردن خشم و صبر بر مشقات و آلام زمانه مشهور به «الکاظم» شد.