به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از کهگیلویه و بویراحمد، به نقل از وبسایت شخصی حجتالاسلام امرالله اندرزیان، حجتالاسلام امرالله اندرزیان، عضو هیئت علمی دانشگاه یاسوج روز گذشته، 22 آبانماه در یادداشتی نوشت: در گذشته دور و نزدیک و در زمان کنونی بعضی از مدّعیان روشنفکری یا همان منوّرالفکرها، قلم و قدم و بیان و بنان خود را مصروف پیشرفتهای اعجاب برانگیز دنیای مادی کرده و در کوی و برزن صلا میدهند که احکام اسلامی کهنه و توان پاسخگویی به نیازهای بشر را ندارد و باید برگردیم به دنیای شاهان ستمگر و خائن و یا با اروپا و آمریکا پیوند خویشاوندی برقرار کنیم تا ما هم پیشرفته و متمدّن باشیم بنابراین نکاتی را از منظر وحی الهی ذکر و از این آقایان سئوال میکنیم که آن دنیایی که شما مقهور آن شدهاید کدامیک از این مؤلفههای تمدّن را دارد؟
دنیای مادی منهای معنویت و تهی از معارف وحیانی بر خواستگاه اکثریت آنهم بنحو قراردادی و بدون از اینکه غیبت خارجی پیدا کند، سبک زندگی خویش را منظم و مقرر میدارند در حالی که خداوند اکثریت مردمی را که پیام آسمانی او را نپذیرفتهاند خالی از گوهر ایمان (وَ ما کانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنین – شعراء 26) و درون آنها را خالی (وَ أَفْئِدَتُهُمْ هَواء – ابراهیم 43) و وجود آنها را تهی از عقل و عقلانیت بلک سفیه و بی خرد (وَ مَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهیمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَه – بقره 130) معرفی میکند.
به پیشرفتهای مادی صرف و تنظیم قرارداد برای داشتن زندگی خوب در دنیا بدون از نیم نگاهی به جهان عقبی در حقیقت تمدّن و پیشرفت نیست چراکه برنامهریزی و چشم انداز تا چهاردیواری دنیا و به هنگام مرگ و اعتقاد به نابودی و هلاکت، از انسانهای عاقل و متمدّن بدور است آیه مبارکه (إِنْ هِیَ إِلاَّ حَیاتُنَا الدُّنْیا نَمُوتُ وَ نَحْیا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثین – مؤمنون 30) زبان حال و قال افراد امروزی و دیروزی است که بدون اعتقاد به جهان پس از مرگ که یک روز آن معادل پنجاه هزار سال دنیاست (فی یَوْمٍ کانَ مِقْدارُهُ خَمْسینَ أَلْفَ سَنَة – معارج 4) مدّعی تمدّن و پیشرفت هستند در حالی که رسول خدا (ص) اینگونه افراد را بی عقل بلکه دیوانه معرفی کرد پس حیف از مدّعیان فهم و فکر و عقل که الگوی خود را دیوانگانی قرار دادهاند که پایان کار را هلاکت میدانند.
از این منوّر الفکرها میپرسیم مؤلفههای تمدّن و پیشرفت کدام است؟ آنچه از معارف قرآن و عترت بدست میآید با نگاه به دنیا و آخرت و پیوستگی آنها مؤلفههای تمدّن و پیشرفت حقیقی را بهرهمندی از سرمایههای مشترک انسانی همانند فطرت الهی، عقل و عقلانیت، عدالت اخلاقی و اجتماعی، حسن خلق، معنویت، سبک زندگی الهی، فضیلت و سعادت، عشق و محبّت به خدا، احسان و خدمت به بندگان او و ... پرسش این است که کدامیک از اینها را دنیای پر از ظلم و ستم که منشأ آنها از آمریکا و اروپاست دارا هستند اینها که هر کدام کشوری را مستعمره خود داشتند، در ظلم و ستم به مردم مسلمان منطقه شریک و رفیق اند، در غارت منابع و سرمایههای مسلمانان سهیماند، در حمایت از حکومتهای دیکتاتور و مستبد از هم سبقت میگیرند، در نابودی مردم مظلوم یمن، بحرین، فلسطین، عراق، سوریه، افغانستان و پاکستان همداستان و همکارند.
اهل تمدّن و پیشرفت کسانیاند که نه تنها عاقلاند (آنگونه که از آیه 164 سوره بقره بر میآید که خلقت آسمانها و زمین، رفت و آمد شب و روز و ... را ادلّهای بر علم و قدرت خداوند میدانند) بلکه به تعبیر استاد علّامه جوادی آملی بر اساس آیه پنج سوره جاثیه قائم به عقلاند یعنی نه تنها خود عاقلاند بلکه بستر شکوفایی عقل و عقلانیت دیگران را مهیا میکنند. متمدّن پیشرفته نه تنها بهرهمند از گوهر عدل و احسان است (إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسان – نحل 90) بلکه شایسته زینت و زیور قائم به عدل و قسط است (لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط – حدید 25) و بالاتر از اینها قوّام به عدل و قسط هستند(یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامینَ بِالْقِسْط – نساء 135) پرسش ما این است جوامعی که از مراتب عقل و عقلانیت و همینطور عدل و قسط بی بهره اند چگونه میتوانند مدّعی تمدّن باشند، چراکه آنجا که عقل نیست سفاهت و آنجا که عدالت نیست ظلم و فسق است مگر با سفاهت و ظلم تمدن حاصل میشود؟
مطالب فوق نه پیشرفتهای مادی که مقدمه و تقویت کننده معنویات باشد نادیده میگیرد و نه از حسن فعلی صاحبان خدمتهای بزرگ به بندگان خدا غافل است بلکه سخن ما این است که چرا عدهای از منبع لایزال الهی یعنی معارف قرآن و عترت که به دنبال تمدّن و پیشرفت و رستگاری همه انسانهاست غفلت کرده و به دنبال علم محدود و ناقص و معیوب و متغیر بشری که فقط در چهارچوب دنیای مادی تدوین و تألیف شده اند، حریصانه میروند و نسخه نجات دنیا و آخرت که (یجری مجری الشّمس والقمر) است را نادیده و یا کهنه معرفی میکنند؟
تمدّن و پیشرفت وقتی ظهور و بروز دارد که دولت و ملت کشور خود را بر احیای هویّت و داشتن استقلال در همه عرصههای فکری، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و همینطور آزادی الهی و انسانی نه آزادی حیوانی، مادی و شیطانی، برپا کنند آیات و روایات ما مشحون بر عدم پذیرش سلطه بیگانگان (وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرینَ عَلَى الْمُؤْمِنینَ سَبیلا – نساء 141) بر عدم ذلّت پذیری و حفظ عزّت و شرف و کرامت انسانی (وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنین – منافقون 8) و شعار تاریخی سالار شهیدان که هیهات منّا الذّلّة و بر توجّه به قدرت و نیروهای داخلی (وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة - انفال 60) اما شاهان نگون بخت بخاطر فقدان ایمان به خدا و احساس ذلّت و دلبستگی به دنیا واگذارکردن بخشی از ایران به دیگران اقدام کوچکی از اقلام خیانتهای آنهاست و روشنفکران سکولار و تهی از ایمان با قلم ها و بیانهای سمّی و زهرآلود خود همیشه نقش پیاده نظام غارتگران بی تمدّن را بازی کرده و در صدد وابسته نمودن و از بین بردن کرامت و شرافت ملت ایران بودهاند و گرچه شعار ملّیت سر میدهند اما هیچگاه دفاع حقیقی از این ملّت را بهخصوص به هنگام تجاوز و تعدّی دشمنان وظیفه ندانستهاند که دفاع مقدس هشت ساله یک نمونه از آن است. .
تمدّن بدون بهرهمندی از حیات حقیقی انسانی تحقق پیدا نمیکند و حیات حقیقی بدون اجابت دعوت خدا و پیامبر (ص) امکان پذیر نیست (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُم – انفال 24) بنابراین دنیایی که از سر حسادت (حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِم – بقره 109) پیام خدا و رسول (ص) را نمیپذیرند چگونه به حیات حقیقی و بعد به تمدّن انسانی دست پیدا میکنند؟