محمدعلی رحیمی، پژوهشگر فرهنگ عامه خراسانجنوبی در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسانجنوبی گفت: جشن چله از معدود آیینهایی است که ایرانیان پس از اسلام آوردن، آن را حفظ کردند و اکنون پس از قرنها با برخی تغییرات کماکان بزرگ داشته میشود و نیز از معدود آیینهایی است که در شب برگزار می شود و شاید در این ویژگی تنها با چهارشنبه سوری وجه اشتراک داشته باشد.
وی ادامه داد: بنابر اعتقاد قدما شب چله درازترین شب سال است اما سوال اینجاست که مگر میتوان بر گِردِ نقطه اوج تاریکی و سیاهی به جشن نشست؟ مسلما خیر. پس دلیل جشن گرفتن این شب را باید در نکتهای دیگر جستوجو کرد و آن چیزی نیست جز غلبه روشنایی یعنی بلند شدن تدریجی روزها از فردای چله! و این اتفاق خجسته، محل به جشن نشستن است.
این پژوهشگر فرهنگ عامه خراسانجنوبی افزود: اما این بلندترین شب را به امید فردای روشن باید چگونه صبح کرد؟ و چگونه باید از اندوه سنگین و ساعات غمگنانه آن رهایی یافت؟ اینجاست که ذوق و شوق هنرمندانه ایرانیها با توسل به انواع لطائفالمیل از اندوه آن کاسته و در جدالی نفسگیر با تاریکی بر آن پیروز شده است.
رحیمی گفت: مردم خراسانجنوبی یا همان قهستان قدیم که از ریشهدارترین مردمان ایران زمینند همراه با دیگر هموطنانشان این شب بلند را گرامی داشته و با آیینهای ویژه خود از درازی اندوهیار این شب بلند میکاهند.
وی اظهارکرد: جمع شدن اقوام در منزل بزرگ فامیل و ترجیحا پدربزرگ و یا پدر و در نبود آنها در منزل برادر بزرگتر، اجرای مراسم کفزنی از جمله رسوم مردم خراسانجنوبی در شب چله است.
این پژوهشگر فرهنگ عامه خراسانجنوبی تصریح کرد: ریشه گیاهی به نام محلی "بیخ" را جوشانده و آب غلیظ شده آن را در "تغار" ریخته و با ابزاری به نام "دسته گز" آنقدر هم میزنیم که کف حاصل از یک لیوان آب تمام تغار را پر کرده و بر اثر سرمای هوا و ضربات دستهگز سفت میشود و سپس شیره شکر ا به آن افزوده و نهایتا با مغز کوبیده شده گردو و پسته تزیین میکنند.
رحیمی گفت: مصرف میوههایی بومی منطقه چون انار، خربزه و به ویژه هندوانه که انواع زمستانی آن در بندسارهای منطقه برای زمستان کشت میشود.
وی ادامه داد: مصرف آجیلهای محلی از قبیل توت خشک، زردآلو خشک، انجیر خشک، عناب، شاهدانه، کنجد بوداده همراه با خرما، مصرف نوعی هویج به رنگ زرد به نام زردک نیز در ساعات پایانی شب به همراه شیره انگور از جمله موادی است که در شب یلدا مصرف میشود.
این پژوهشگر فرهنگ عامه خراسانجنوبی اظهارکرد: در کنار خوراکیهای فوق از تغذیه روح نیز غافل نبودند و آنانکه صدای خوشی داشتند نغماتی را با عنوان "فراقی" و جواب در جواب میخواندند و بعضا تصنیفاتی را همراه با صدای نی و دایره هماهنگ با ضرب کف زدن برای حاضران اجرا میکردند که بسیار مورد اقبال واقع میشد.
رحیمی ادامه داد: از دیگر مراسم شب چله، بردن هدیه از طرف خانواده تازه دامادی بود که هنوز در دوران نامزدی یا عقد به سر میبرد. به این هدیه که برای خانواده عروس برده میشد "چلهای" میگفتند البته در گذشتهها چون ایام عقد و نامزدی معمولا تا چهار سال به طول میانجامید برای غالب عیدهای مهم و جشنهایی از این دست این آیین انجام میشد.
وی افزود: همچنان به علت نبود رسانههای امروزین تعریف کردن داستانهای تاریخی و یا خوانش آنها توسط اهل سواد از روی کتب قدیمی چون شاهنامه، حسین کرد و امیر ارسلان و همچنین تفال به حافظ از دیگر مراسم شب چله بوده است.
این پژوهشگر فرهنگ عامه خراسانجنوبی گفت: خواندن داستانهای منظوم حماسههای مذهبی چون حمله حیدری و یا خاوران نامه (ابن حسام) نیز از دوران صفویه به این سو رواج داشته است.
رحیمی ادامه داد: همه این آیینها که بخش اعظم آن در وانفسای زندگیهای پر مشغله انسان امروزی گم شده، برای این بوده تا جمع اقوام خویشان گردهمآیند و سنت تاکید شده صله رحم را به جای آورند و از دیار هم توشه بردارند و از حال هم با خبر شوند اما افسوس که دیگر نه از آن سادگی سفرههای بیپیرایه چلههای قدیم خبری است و نه از دلهای مشتاق دیدار یکدیگر.