
به گزارش ایکنا، کتاب «پرسشها و پاسخها دانشجویی درباره سیره امام موسی کاظم(ع)» نمونه کوچکی از دغدغههای بزرگ و متعالی امام کاظم(ع) که در سایه سهمگین سرکوب و تقیه، در جمع پیروان خود سخن از مسائل عقایدی و اخلاق و سیاسات و روابط انسانی میگفت و آنها را در همه زمانها برای رسیدن به جامعه آرمانی اسلام و زیستن در آن مهیا میکرد.
این کتاب در چهار فصل با عناوین «شخصیت و خصوصیات فردی»، «مجاهدت سیاسی و فکری»، «پاسخهای امام موسی کاظم(ع)» و «پیامهای امام موسی کاظم(ع)» به قلم محمدمهدی رضایی تدوین شده است.
این اثر که هفتاد و سومین دفتر از مجموعه پرسشها و پاسخهای دانشجویی است، در فصل نخست به زندگی امام موسی کاظم(ع) و القاب آن حضرت پرداخته و درباره تعدد همسران و فرزندان ایشان پرسشهایی را مطرح کرده است. در فصل دوم نیز عناوینی چون آرمان حکومت اسلامی، زندانی آزادیبخش، حسین شهید فخ و میراث علمی امام کاظم(ع) مورد توجه قرار گرفته است. در فصل سوم نیز پرسشهایی درباره چند مفهوم توحیدی و وادی ولایت عنوان شده است.
در بخشی از مقدمه کتاب آمده است؛ عصر امام کاظم(ع)، عصر حساسیت شدید دستگاه حاکم و نقشههای شوم و خطرناک آنها در برانداختن نظام امامت بود. از این رو آن حضرت برنامه علمی پدر خود را پی گرفت و در حوزهای البته نه به وسعت دانشگاه جعفری به تربیت شاگردان بزرگ و رجال علم و فضیلت پرداخت. گروه زیادی از یاران و هواداران خاص امام کاظم(ع) و نیز رجال خاندان هاشمی در محضر وی گرد میآمدند و «پاسخها»ی آن حضرت به سؤالات حاضران را یادداشت و «پیام»ها و سخنان حکمتآمیز ایشان در زمینههای مختلف را ثبت و ضبط میکردند. با این حال، واقع وضعیت امام کاظم(ع) در چشم خلفای عصر به گونهای بود که هرگز از جانب وی خیالشان آسوده نبود و مطمئن بودند که اگر روزی قدرت مقابله با آنها را به دست آورد، یک لحظه در ساقط کردن حکومتشان تردید نخواهد کرد.
در بخشی از این کتاب با عنوان «تصحیح یک تصور غلط» میخوانیم؛ در واقع شخصیت و زندگی امام کاظم(ع) با تصویری که عموم مردم از آن حضرت در ذهن دارند، همآهنگ و مطابق نیست. ما میپنداریم امام(ع) فردی بوده مظلوم، بی سر و صدا، آرام و تسلیم و منفعل در مقابل حکومتهای جائر که یک روز مأمون حکومتی به خانه ایشان میریزند، وی را به بغداد میبرند و آن گاه در بصره و کوفه و جاهای دیگر زندگی میکنند و دست آخر به او زهر میخورانند و به شهادتش میرسانند. نه قضیه زندگی امام(ع) هرگز این گونه نبود. حکایت حیات پربار آن حضرت حکایت پیشوای بیدار، زمانشناس، باهوش و مدبری است که هماهنگ با شرایط زمان خویش را در سرزمینهای اسلامی نزدیک و دور، همان جا که هستند گرد هم میآورد و برای آینده اسلام و جامعه اسلامی تعلیم میدهد و تربیت میکند و تشکیلاتشان را جهتدهی و هدایت میکند.
انتهای پیام