به گزارش ایکنا از لرستان شهید علی اسدالهی در دوم تیرماه سال 32 در روستای دهجاجی از توابع شهرستان ازنا از پدری به نام باقر و مادری به نام ستاره متولد شد، تحصیلات خود را تا پایان دوره ابتدایی ادامه داد و در 23 دیماه سال 65 در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و پیکر مطهرش در گلزار شهدای ازنا به خاک سپرده شد.
در گلچینی از وصیتنامه شهید علی اسدالهی میخوانیم: «بدانید که ما بهخاطر پیروزی اسلام که مکتبی برحق و انسانساز است راهی جبههها شدهایم.ما به جبهه آمدهایم تا بشریت را از قید کفر و شرک و نفاق آزاد کنیم و آنها را در زیر پرچم پُرافتخار اسلام و توحید قرار دهیم.تا زندهایم به کوری چشم منافقان و کفار، این امام عزیز را تنها نخواهیم گذاشت.از شما امت حزبالله تقاضا میکنم که اسلام و قرآن را هرچه بیشتر به فرزندان این کشور بقیةالله العظم بیاموزید.قوانین این مکتب حیاتبخش را در جامعه پیاده کنید».
متن کامل وصیتنامه شهید علی اسدالهی
در وصیتنامه شهید علی اسدالهی آمده است: «الا بذکر الله تطمئن القلوب؛ یاد خدا آرامبخش دلهاست» با درود به همه انبیاء الهی و ائمه معصومین و با درود به امام امت و شهیدان همیشه شاهد راه حق و با سلام به همه رزمندگان اسلام و امت شهیدپرورمان.
میخواهم چند جملهای با شما امت ایثارگر و خداجو سخن بگویم تا هم پیام خون خویش را به شما رسانده باشم و هم به منافقان کوردل و جنایتکاران شرق و غرب و مزدوران داخلی آنها بفهمانیم که ما آگاهانه راه خویش را انتخاب نموده و در این راه جان خود را نثار مینماییم.
بدانید که ما بهخاطر پیروزی اسلام که مکتبی برحق و انسانساز است راهی جبهه شدهایم.ما به جبهه آمدهایم تا بشریت را از قید کفر و شرک و نفاق آزاد کنیم و آنها را در زیر سایه پرچم پُرافتخار اسلام و توحید قرار دهیم ما به جبهه روی آوردهایم تا به ندای سالار شهیدان حسین(ع) لبیک گوییم و پاسدار خون شهیدان عزیزمان از هابیل تا حسین(ع) و از حسین(ع) تا شهیدان عملیات محرم و تا شهدای سراسر تاریخ نبرد حق علیه باطل گردیم.
ما مشتاقانه در این نبرد حق علیه باطل شرکت کردهایم تا رهبر کبیر انقلاب، ابراهیم بُتشکن، موسی زمان و حسین عصر، را یاری کرده باشیم و تا زندهایم به کوری چشم منافقان و کفار، این امام عزیز را تنها نخواهیم گذاشت و این را نیز باید بدانیم که انسان سرانجام در کام مرگ فرو میرود و این زندگی را با تمام لذتها و مصیبتهایش رها خواهد کرد.پس چه بهتر که ما در راه قرآن و اسلام کشته شویم.
و اما از شما امت حزبالله تقاضا میکنم که اسلام و قرآن را هرچه بیشتر به فرزندان این کشور بیاموزید و قوانین این مکتب حیاتبخش را در جامعه پیاده کنید و ضمناً هرچه میتوانید به جان امام عزیزمان دعا کنید و همیشه مجلس دعا و نوحه برقرار نمایید که تمام این پیروزیها در سایه همین دعاها و گریهها به دست میآید.
بچههایم را اسلامی و قرآنی بار بیاورید
اگر من شهید شدم و برنگشتم زن و بچههایم را مخصوصاً بچههایم هرچه که شرع قرآن است با آنها عمل شود.بچههایم را اسلامی و از راه تربیت قرآن به دست تربیت اسلامی باربیاورید، قرآن را به آنها بیاموزید که قرآن اگر داشته باشند بههیچوجه زیر بار زور نمیروند.
پدرجان! من دو سال روزه و دو سه سال نماز قضا دارم آنها را به یک نفر بدهید که جای من قضای آنرا بنماید.خانمم اگر خواست که بماند و بچهها را بزرگ کند که بماند،ولی اگر نخواست هرچه که کتاب شرع مقدس قرآن است با او رفتار کنید.ضمناً پدر جان هیچکس از من چیزی طلب ندارد و اگر احیاناً کسی از من طلب و ناراحتی دارد از او حلالیت برای من بطلبید تا در آن دنیا روسفید شوم.
پدرجان و مادر جان و برادرجان و خواهرهای عزیزم! اگر از من خوبی یا بدی دیدهاید امیدوارم که به بزرگواری خودتان مرا میبخشید و حلالم میکنید.
پنجاه تومان عموزادهام ابراهیم از من میخواهد آنرا به او واصل کنید و پنجاه تومان هم محمد برادر ابراهیم از من میخواهد آنرا به او بدهید.بعد از من وصیتنامهام را به «پیام انقلاب» یا «امید انقلاب» دهید تا نسل آینده و نسلهای بعدی سرمشقی باشد برای ادامه راهشان».
انتهای پیام