به گزارش ایکنا؛ جهان اقتصاد نوشت: در سرتاسر جهان، وقتی که در شهر وین توافقی اتمی بین ایران و کشورهای ۱+۵ حاصل شد، همه نفسی از سر اسودگی کشیدند. بیشتر کشورهای جهان اشکارا با این براورد موسسه کنترل تسلیحاتی ایالات متحده هم نظرند که (برجام) یک دستورالعمل و فرمول بسیار موثر و قدرتمند است .
البته این شور و علاقه عمومی چند استثنای برجسته هم داشت: ایالات متحده و نزدیکترین متحدان منطقهایاش، اسرائیل و عربستان سعودی. یکی از پیامدهای همین موضوع ان است که شرکتهای امریکایی در کمال ازردگی، نمیتوانند به همراه همتایان اروپاییشان به تهران هجوم ببرند. روند برجام شکافی عمیق در منافع اقتصادی ایالات متحده در خاورمیانه ایجاد کرده بود. جمهوریخواهان تقریبا یکپارچه مخالف توافق بودند. سناتور تد کروز، هشدار میداد که ایران هنوز شاید قادر به تولید سلاح هستهای باشد و میتواند روزی یکی از انها را به کار برد تا پالسی ایجاد کند که شبکه برق کل ساحل شرقی ایالات متحده را از کار بیندازد و موجب مرگ دهها میلیون امریکایی شود. لندزی گریم، این توافق را به عنوان حکم مرگ اسرائیل میداند که مسلما سازمانهای جاسوسی و تحلیلگران استراتژیک اسرائیل را غافلگیر خواهد کرد. مخالفان توافق هستهای این اتهام را وارد میکنند که دستاوردهای توافق کافی نبوده است و فراتر از ان نمیرود. در عین حال برخی از طرفداران توافق این گفته را میپذیرند و میگویند اگر توافق وین قرار است که معنا و دستاوردی جدید داشته باشد، باید کل خاورمیانه از شر سلاحهای کشتار جمعی خلاص شود، نویسنده این کلمات جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران است که در ادامه میافزاید، جمهوری اسلامی، کنشگر است، موضوعِکنش نیست. ایران با ظرفیت ملی خود و به عنوان رئیس فعلی کشورهای جنبش غیر متعهدها، اماده است با جامعه جهانی برای رسیدن به این هدف همکاری کند و نیک اگاه است که در این راه با موانع بزرگی برخورد خواهد کرد که ناباوران و بدبینان به صلح و دیپلماسی ایجاد خواهند کرد. ایران این قرارداد هستهای تاریخی را امضا کرده است، حالا نوبت اسرائیل است. اسرائیل به همراه هند و پاکستان، جزء سه قدرت اتمی است که برنامه تولید سلاح هستهای انها با مشارکت امریکا به انجام رسیده است و هر سه نیز از امضای پیمان منع تولید و گسترش سلاحهای هسته (NPT) خودداری کرده اند. اما ایا ایندهای برای NPT وجود دارد؟ یک منطقه عاری از سلاحهای هستهای در خاورمیانه راه کاملا مستقیمی است برای برطرف کردن تهدیدات و خطرات ادعا شده در مورد ایران. با این حال برای انکه این موضوع را دقیقتر درک کنیم، بهتر است برخی از فرضیات ناگفته و پرسشهایی که به ندرت مطرح میشوند را بررسی کنیم. مورد اول که جدیترین انها است این است که “ایران بزرگترین تهدید برای صلح جهانی است”. بر اساس نظر خواهی موسسات نظر سنجی معتبر و پیشتاز امریکا (وین و گالوپ)، جایزه بزرگترین تهدید برای صلح جهانی، با فاصلهای زیاد، تعلق میگیرد به ایالات متحده امریکا، در مکان دوم پاکستان قرارد دارد و ایران پایینتر از ان دو در کنار کشورهایی مثل چین، اسرائیل، کره شمالی و افغانستان قرار میگیرد.
در واقع تهدید ایران چیست؟ چرا برای مثال اسرائیل و عربستان سعودی از تهدیدی که میگویند از جانب ایران است از ترس به خود میلرزند؟ ان تهدید هر چه که باشد نظامی نیست. طبق اطلاع سازمان جاسوسی امریکا به کنگره، ایران در مقایسه با معیارهای منطقه، هزینههای نظامی خیلی پایینی دارد، و اینکه دکترین استراتژیک این کشور دفاعی است. در ادامه این سازمانهای جاسوسی گزارش میدهند که هیچ نشانهای ندارند که ثابت کند ایران در حال پیگیری یک برنامه تولید سلاح هستهای است. طبق رتبهبندی موسسه معتبر مطالعات صلح بینالملل استکهلم (SIRRI) امریکا با بالاترین هزینههای نظامی در مقام نخست ایستاده است. چین، با حدود یک سوم هزینههای نظامی ایالات متحده در مقام دوم قرار دارد. روسیه و عربستان سعودی در مقامهای بعدی قرار دارند، که البته خیلی بالاتر از کشورهای اروپای شرقی هستند. از ایران به ندرت درگزارش نام برده شده است. نتیجهگیری قطعی این گزارش این است که کشورهای عرب حوزه خلیج فارس برتری چشمگیری نسبت به ایران، هم از نظر هزینههای نظامی و هم از نظر دسترسی به تسلیحات مدرن روز دارند. هزینههای نظامی ایران کسری از هزینههای نظامی عربستان سعودی است و همچنین بسیار پایینتر از امارات متحده عربی است . وقتی به اسرائیل نگاه میکنیم، مسلما این شکاف و ناهماهنگی بزرگتر است. اسرائیل، انبار عظیمی از تسلیحات اتمی دارد. مورد دوم “ایران حامی تروریسم است”. در نشریه موسسه سلطنتی بریتانیا (چتم هاوس)، دو تن از دانشمندان برجسته اتمی پاکستان، پرویز هودبهائی و ضیاء میان، مینویسند که ترس روز افزونی از شبه نظامیانی که ممکن است موفق شوند به جنگ افزارهای هستهای یا به مواد هستهای دست یابند و تروریسمی اتمی را به راه اندازند وجود دارد و منجر به ایجاد یک نیروی اختصاصی بالغ بر بیست هزار نیرو برای حفاظت از تاسیسات اتمی شده است. به طور خلاصه باید گفت که این تهدید واقعی است، ولی به یمن توهماتی که به دلایل دیگر جعل و تولید میشوند، ایران تهدید محسوب میشود، نه پاکستان. در عین حال، در میان کشورهای اسلامی، عربستان سعودی در تامین مالی تروریسم اسلامی پیشتاز است، داعش یکی از شاخههای افراطی از جهادگری انهاست. خب پس “چه کسی نگران قدرت بازدارندگی ایران است؟” نوام چامسکی در پاسخی ساده و روشن میگوید: کشورهای خودسر و قانون شکنی که در منطقه مشغول تاخت و تاز و وحشیگریاند و نمیخواهند هیچ عامل مزاحم و بازدارندهای را در برابر توسلشان به خشونت و تجاوز تحمل کنند. در راس چنین کشورهایی امریکا و اسرائیل قرار دارند و عربستان سعودی دست و پا میزند که وارد باشگاه انها شود. پانزده سال پیش، ساموئل هانتینگتون، تحلیلگر برجسته سیاسی، در مجله دولتی فارنافرز هشدار داد که از نظر بیشتر مردم جهان ایالات متحده درحال تبدیل شدن به یک ابر قدرت خودسر و تنها تهدید خارجی بزرگ نسبت به جوامع انهاست. دکترین کلینتون تصریح میکند که ایالات متحده حق توسل یک جانبه به نیروی نظامی، حتی به منظور تضمین دسترسی نامحدود به بازارهای مهم تامین انرژی و منابع استراتژیک را دارد، دغدغههای ادعایی امنیتی و بشر دوستانه هم باد هوا و بهانه است. وفاداری به روایتهای مختلف از این دکترین به خوبی در عمل ثابت شده است و هیچ نیازی به بحث درباره ان برای مردمی که حقایق تاریخ معاصر را مشاهده کردهاند، نیست.
حامد هدائی – اقتصاددان سیاسی