به گزارش ایکنا از اردبیل، به نقل از روابط عمومی کمیته امداد استان اردبیل، زن سرپرست خانوار که خود روزهای بسیار سخت و طاقتفرسایی را پشت سر گذاشته، در حال حاضر حافظ ۲۰ جزء قرآن کریم است و پس از خودکفایی و خروج از چرخه حمایتی کمیته امداد استان اردبیل، برای سایر زنان سرپرست خانوار شغل مناسب فراهم کرده و حمایت از ۱۵ یتیم بیبضاعت را برعهده دارد.
آنچه در ادامه میآید شرح زندگی این حامی طرح اکرام ایتام است:
«۵۰ ساله و ساکن شهرستان اردبیل است. قرآن را بر روی رحل سپیدی که با هنرمندی خودش آن را تزئین کرده، قرار داده است. تا سوم ابتدایی درس خوانده و به گواه اساتید، در خواندن ترتیل قرآن تبحر خاصی دارد. دانههای تسبیح را در دست میچرخاند و زیر لب ذکر میگوید. گوشه چشمی به سجاده و مهر دارد که در زمین زراعیاش همیشه پهن است و شکر پروردگار را به جا میآورد. دخترش لابهلای گیاهان در پی هرس کردن است و پسرش میکوشد سایهبانی برای مادر بسازد.
خانوار سه نفره آنها، اکنون حامی ۱۵ یتیم اردبیلی است که نگاههای منتظرشان به سوی حامیان شتابان مینگرد تا نگرانی از آینده نداشته باشند. کودکانی که پس از فوت پدر، هزاران مشکل را بر سر راه خود میبینند و همچنان به دنبال پدر و مادر معنوی خود میگردند.
باورش سخت است، زن سرپرست خانوار در ۳۵ سالگی و در حالی که دو فرزند کوچک داشت، همسر و سرپناه خود را از دست داد و کام زندگیاش تلخ شد. دست دخترش که بزرگتر بود را میگرفت و پسر خردسالش را به کمر میبست و با هم به سر زمین کشاورزی میرفتند. برای همسرش ناهار میبرد و همراه با او مشغول به فعالیت میشدند.
عرق ریزان از این سو به آن سو میرفتند و دستان هر دو پینه بسته بود. علاوه بر کار در خانه، در کشاورزی همپای همسر تلاش میکرد تا با کمک یکدیگر مشکلات را کنار بزنند و روزی فرا برسد تا گرفتاریهایشان پایان یابد.
اما این روزهای خوش نیز دوام نیاورد و تومور مغزی سرپرست خانوار را زمینگیر کرد. هر چه داشتند و نداشتند را برای درمان او به کار گرفته و هزینه کردند. دلخوش به عمل جراحی بودند که با هزار زحمت و قرض از دیگران، شرایط را فراهم کردند تا بهبودی پدر فراهم شود.
روز عمل دست به سوی آسمان گرفتند و تا میتوانستند دعا کردند. عمل موفقیتآمیز بود و خوشحالی بر چهره اعضای خانوار موج میزد. پدر پس از اینکه به هوش آمد میخندید و شادکامی همه را در بر گرفته بود. باور همه این بود که روزهای سخت به پایان رسیده و اینک نوبت شادمانی است.
شش ماه بعد، سرپرست خانوار فوت کرد و آه و حسرت را برای همسر و فرزندان خود بر جای گذاشت. رخت سیاه بر تن اعضای خانوار نشست و تاریکی به هر سوی خانه رخنه کرد. ماتم بر صورت کودکان نقش بست و آنها در غم از دست دادن پدر به سوگ نشستند.
سال ۸۲، سختترین روزهای زندگی برای این خانوار رقم خورد و دچار مسائل فراوانی شدند که هیچ انتظارش را نداشتند. حضور امدادگران کمیته امداد استان اردبیل و یاریرسانی به این خانوار موجب شد تا بخشی از گرفتاریهایشان برطرف شود و روزنههای امید در خانه آنها بدرخشد. خیران اردبیلی که همواره در کنار کمیته امداد به کمک نیازمندان میشتافتند نیز وارد عمل شده و تلاش کردند وسایل و لوازم اساسی این خانوار نیازمند را تأمین کنند تا بیش از پیش گرمابخش کانون خانوار باشند.
امدادگران کمیته امداد استان اردبیل در کنار ارائه مشاوره، برگزاری جلسههای قرآنی و مذهبی را نیز در دستور کار خود قرار داده بودند. او با اشتیاق بسیاری در این جلسهها حضور پیدا میکرد و بیش از پیش با قرآن انس گرفته بود به طوری که تصمیم گرفت در کنار روخوانی و ترتیل، حفظ قرآن کریم را نیز در زمره کارهای روزانهاش قرار دهد. حتی دختر و پسرش را نیز به یادگیری و حفظ قرآن دعوت کرد تا سعادت و خوشبختی در دنیا و آخرت را به انتظار بنشینند.
زندگی این خانوار جهش مناسبی گرفت و گرههای زندگی با توکل بر خدا و کمکهای نیکوکاران استان اردبیل یکی پس از دیگری گشوده میشد. زن سرپرست خانوار که به کار در زمینهای زراعی واقف بود، در کارگاههای آموزشی فنی و تخصصی کمیته امداد حضور پیدا کرد تا مهارتهای لازم را کسب کرده و بتواند با دریافت تسهیلات اشتغالزایی به این امر بپردازد.
در حین حضور در کارگاههای آموزشی، سال ۸۶ اتفاق بزرگ و بسیار مبارکی افتاد و ارثیه پدری به این خانوار تعلق گرفت و چالشهای زندگیشان کاهش یافت. پس از اینکه کارهای انحصار وراثت به اتمام رسید، زن سرپرست خانوار با حضور در کمیته امداد استان اردبیل از حمایتهای همهجانبه این نهاد انصراف داد تا راه برای سایر خانوار بیبضاعتی که پشت نوبت دریافت خدمات قرار داشتند، گشوده شود.
وی که کار بر روی زمینهای زراعی را با حضور در کارگاههای آموزشی کمیته امداد به خوبی فرا گرفته بود، در این عرصه وارد فعالیت شد تا چرخههای زندگی را با یاری خداوند و تلاشهای بیوقفه خود بچرخاند. گویی دوباره متولد شده بود و با انرژی بسیاری کوشش میکرد آیندهای درخشان را برای فرزندانش رقم بزند.
در مسیر خوداتکایی، شکستهای پیدرپی را تجربه کرد، اما هرگز نومید نشد و با روحیه بیشتری پیش میرفت. هر کجا به بنبست میرسید، به قرآن مراجعه میکرد و باور داشت آیات الهی گشایش در مشکلاتش را رقم میزند. حدود چهار سال از آغاز کارش گذشته بود که به سود دهی رسید و آن روز با خود ارمغان سالهای خوب و خوشیمن را آورد که دیگر لحظههای سخت و دردآور به پایان رسیده است.
پس از اینکه به خوبی از عهده کار پرمشغله و دشوار کشاورزی برآمد، فرصتهای شغلی مناسبی نیز برای دیگر زنان سرپرست خانوار ایجاد کرد تا آنها هم به نان و نوایی برسند و بتوانند بخشی از هزینههای زندگیشان را جبران کنند.
او که به خوبی از فعالیتهای خیرخواهانه مردم استان اردبیل خبر داشت و هنگامی که در مشکلات بسیار فرو رفته بود، اقدامات نیک آنها را از نزدیک لمس کرده بود، دلش میخواست به مانند آنها وارد وادی نیکوکاران شود و از نیازمندان دستگیری کند.
سال ۹۰ گام بلند خود را برای حمایت از ایتام تحت حمایت کمیته امداد استان اردبیل برداشت. ۱۵ نفر از ایتام بیبضاعت را به عنوان فرزند معنوی خود قبول کرد و از خدمات متعال خواست تا اگر شرایط اقتصادیاش بهتر شود، بر حمایت خود از ایتام بیفزاید.
از آن سال تا کنون، پس از برداشت و فروش محصولات سیبزمینی و عدس، دستمزد زنان سرپرست خانوار را پرداخت کرده و حمایتهایش را به حساب فرزندان معنوی واریز میکند و باقیمانده را به زندگی خود و فرزندانش اختصاص میدهد».
یادآور میشود، این زن سرپرست خانوار اکنون حافظ ۲۰ جزء قرآن کریم، کارآفرین و نیکوکار بهنام استان اردبیل است که نقش به سزایی در ترویج فرهنگ نوع دوستی ایفا میکند. او که سختیهای بسیاری را پشت سرگذاشته، تلاش میکند تا چهره غم را از صورت کودکان نیازمند بزداید و شادمانی و لبخند را جایگزین آن کند.
انتهای پیام