کد خبر: 3784639
تاریخ انتشار : ۰۷ بهمن ۱۳۹۷ - ۰۸:۱۳

روزی به بلندای تاریخ در بیرجند

گروه سیاست و اقتصاد ــ ۷ بهمن‌ماه ۵۷ برای مردمان جنوب خراسان و شهر بیرجند یکی از روز‌های خاطره‌انگیز است؛ ‌روزی که مردم از پیر و جوان و زن و مرد در خیابان‌ها به اعتراض پرداختند و علیه رژیم ستم‌شاهی شعار می‌دادند.

روزی به بلندای تاریخ در بیرجندهمزمان با آغاز بهمن‌ماه ‌عطر دل‌انگیز روزهای غرورآفرین برای ایرانیان تداعی می‌شود، در روزهایی که مردم برای رسیدن به روزهای درخشان دلاوری کردند.
بی‌شک نقش جنوب خراسان در سال 57 و پیروزی انقلاب اسلامی پررنگ است؛ مردمان خطه کویری که در تمام صحنه‌های انقلاب حضور داشتند و پشت ولایت فقیه را خالی نکردند.

نقش جنوب خراسان در بهمن‌ماه 57
7 بهمن‌ماه 57 برای مردمان جنوب‌ خراسان و شهر بیرجند یکی از روزهای خاطره‌انگیز است؛ ‌روزی که مردم از پیر و جوان و زن و مرد در خیابان‌ها به اعتراض پرداختند و علیه رژیم ستم‌شاهی شعار می‌دادند.
راهپیمایی و تظاهرات روز 7 بهمن‌ماه 57 در بیرجند برخلاف تمام تهدیداتی که مأموران ژاندارمری کرده بودند، باشکوه برگزار شد و شعارهای تندی مانند «بگو مرگ بر شاه» سر داده می‌شد.
مأموران ژاندارمری که در این روز اجازه تیراندازی داشتند به سمت مردم تیراندازی کردند که در این تیراندازی‌ها شهید علی سندروس و شهید محمود سورگی به فاصله چند دقیقه ‌مورد اصابت گلوله قرار گرفتند و قبل از رسیدن به بیمارستان به شهادت رسیدند.
روز بعد از فاجعه 7 بهمن‌ماه نیز خانواده شهید سندروس و شهید سورگی توانستند در شرایط امنیتی اجساد فرزندان شهیدشان را از بیمارستان بیرجند تحویل بگیرند و با توجه به اینکه نیروهای اطلاعاتی شهربانی تأکید کرده بودند که اجازه رسمی برای تشییع جنازه ندارند، اما با فشاری که علما و مردم وارد کردند بزرگترین تشییع جنازه شهدای بیرجند برگزار شد.

خاطره‌ای از شهید سورگی
برادر شهید محمود سورگی در گفت‌وگو با ایکنا از خراسان‌جنوبی بیان کرد: انقلاب اسلامی به کوری چشم دشمنان به ثمر رسید و امروز به درخت تنومندی تبدیل شده است.
وی افزود: برادرم در روستا زندگی می‌کرد و بنده نیز در شهر مشغول تحصیل بودم و در روز 48 محرم که همه جا تعطیل بود و حکومت نظامی برقرار شده بود می‌خواست راهپیمایی برگزار شود.
وی بیان کرد: برادرم با پای پیاده چند کیلومتری رفت و سپس با موتور سیکلت خود را به شهر رساند؛ آغاز راهپیمایی از مسجد آیت‌الله آیتی به سمت میدان خوسف(طالقانی فعلی) و میدان کوروش(ابوذر فعلی) و خیابان فرح(شهدای فعلی) بود و مأموران نظامی نیز در آماده‌باش قرار داشتند.
برادر شهید سورگی افزود: غلامان حلقه به گوش نظام ستمشاهی به صورت خشمگین با مردم برخورد می‌کردند و وقتی که شعارها تند شد و شعار «مرگ بر شاه» سر می‌دادند مأموران ژاندارمری به سمت جمعیت تیراندازی کردند.
وی تصریح کرد: به همراه شهید به یک خرابه‌ای در میدان شهدا رفتیم که آنجا ما را دستگیر کردند و همانطور که ما را کشان کشان می‌بردند می‌گفتند شعارهای ‌علیه امام بدهید ولی من و برادرم عکس این قضیه شعار «مرگ بر شاه» را سر دادیم که نظامیان با قنداق اسلحه ما را زدند و یکی از مأموران از پشت به سمت برادرم تیراندازی کرد و وی را به شهادت رساند.
وی با بیان اینکه یکی از بهترین خاطراتم از لحظه ورود امام به میهن است که تمام تلخی‌ها را فراموش کردیم و این انقلاب به ثمر نشست، ادامه داد: در بلوار انقلاب بیرجند هیچ اثری از تمثال شهدا نیست که یکی از درخواست‌های ما این است تمثال شهدا نصب شود تا نسل جوان بدانند این شهدا برای انقلاب هستند و با خون آن‌ها درخت انقلاب آبیاری شده است.

شهیدی که قبل از شهادت، غسل کرد
خواهر شهید علی سندروس نیز در گفت‌وگو با ایکنا از خراسان‌جنوبی بیان کرد: در سال 57 همواره برخی‌ها به ما می‌گفتند سیزده امامی و طعنه می‌زدند و ما نیز تمام این طعنه‌ها را گوش کردیم و به راه خود اطمینان داشتیم.
وی افزود: ما راه خود را انتخاب کرده بودیم و هر خطری را پذیرفتیم و صبح 7 بهمن‌ماه که از خواب بیدار شدیم روحیه بهتری داشتیم و شهید علی سندروس قبل از رفتن به راهپیمایی، غسل کرد.
خواهر شهید سندروس تصریح کرد: من و مادرم نیز در این تظاهرات بودیم و به سمت میدان طالقانی رفتیم و از آنجا راهپیمایی آغاز شد و وقتی که شعارهای تندی داده شد تیراندازی هوایی صورت گرفت و با کوبنده‌تر شدن این شعارها، تیراندازی‌ها نیز شدت گرفت که منجر به مجروحیت و شهادت برادرم شد.
وی گفت: در آن شلوغی جمعیت مادرم را گم کردم و نتوانستم مادرم ‌پیدایش کنم لذا راهپیمایی را ادامه دادیم و تیراندازی نیز قطع شد و وقتی که رسیدم منزل با گریه‌های مادرم متوجه شدم برادرم به شهادت رسیده است.

پسرم قبل از شهادت خواب خودش را می‌دید
مادر شهید علی سندروس در گفت‌وگو با ایکنا از خراسان‌جنوبی بیان کرد: ساعت سه بعدازظهر متوجه شهادت پسرم شدم که با این خبر شهادت پسرم انگار تیر به قلبم خورده است.
وی گفت: فرصتی برای دیدار با جنازه پسرم پیدا نشد و بلافاصله برای تشییع جنازه‌اش آماده شدم و مراسم باشکوهی برگزار شد.
مادر شهید سندروس یادآور شد: شهید می‌گفت من امروز می‌روم که تیر بخورم، پسرم از شب قبل در خواب تکان می‌خورد و وقتی بیدارش کردم گفت چرا بیدارم کردی داشتم خواب خوبی را می‌دیدم؛ پسرم قبل از شهادت خواب خودش را می‌دید.

تاریخ این ملت هیچ‌گاه یاد و خاطره این فداکاری‌ها را از یاد نخواهد برد، فداکاری‌هایی که پشتش یک مادر خونین دل شده و یا زن گریسته است.
گزارش از منصور نایبی، خبرنگار ایکنای خراسان‌جنوبی

انتهای پیام

captcha