به گزارش ایکنا، شفقنا نوشت: استاد دروس خارج حوزه علمیه قم معتقد است: منحصر کردن شخصیت حضرت زهرا(س) به پوشش از نگاه بیمارگونه به زن نشأت می گیرد و اگر این نگاه کاریکاتوری به شخصیت های دینی تصحیح نشود جامعه چهره هایی را به عنوان الگو برمی گزیند که شأنیت الگو قرارگرفتن را ندارند.
متن گفت وگوی شفنقا باحجت الاسلام و المسلمین «سید صادق قادری» استاد دروس خارج حوزه علمیه قم را می خوانید:
- حضرت زهرا(س) یکی از پنج تن آل عبا هستند، اما آنگونه که در مجامع و مراسم های دینی به چهار معصوم مرد پرداخته می شود به شخصیت و سخنان ایشان پرداخته نمی شود. علت چیست؟
براساس آموزه های دینی برگرفته از کتاب و سنت؛ مانند روایتی که در وسائل الشیعه در باب استخاره از ائمه نقل شده که هر وقت می خواهید استخاره بگیرید اینگونه بخوانید که اللهم إنی أسألک بحق فاطمه و أبیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها، و مانند حدیث شریف کساء و حدیث «نحن حجج الله على خلقه وفاطمه حجه الله علینا» و روایات مشابه به دست می آید که حضرت زهرا(س) نسبت به سایر ائمه جنبه کانونی و محوری دارند؛ حتی نسبت به پیامبر اکرم(ص) و حضرت علی(ع) و این یک امر مسلم است.
اما بر فرض اینکه بپذیریم نگاه به ایشان در برخی موارد نگاه ضمنی و حاشیه ای است، این نگاه برگرفته از عواملی است. یکی از این عوامل نگاه مرد سالارانه است که در طول تاریخ وجود داشته است. این نگاه عیب ناک تاریخی حتی در بین برخی از عالمان دینی هم وجود داشته که نگاه آنان به زن، نگاه درجه دوم است و زن را جنس دوم و پایین تر نسبت به زن می دانند. یعنی نگاه مردسالارانه ناخواسته بر قرائت اهل علم تاثیرگذاشته است. این امر در نگاه به معصومان هم تاثیرگذاشته و معصومان را هم ناخواسته درجه بندی کرده است.
برخی از عالمان دینی ما می گویند «الاسلام محمدی الوجود و حسینی البقاء» و در حادثه کربلا می گویند که این حادثه «حسینی الوجود و زیبنی البقاء» است. یعنی همه زن رکن دوم فرهنگ مبارزه است و در همه عرصه های زیست مسلمانی زن رکن دوم است نه جنس دوم و پایین تر. پس این دیدگاه به نوع نگاه بیمار تاریخی بر می گردد.
علت دیگر آن، تقاضاهای عمومی است. گاهی در جامعه دیده می شود که در مراسم های مذهبی نسبت به ائمه دیگر مخاطبان تقاضای بیشتری دارند و منبری هم در آن حوزه ها عرضه های بیشتری دارد.
- از میان کمالاتی که برای حضرت زهرا(س) بیان می شود، بیشتر به بحث پوشش اشاره می شود. آیا واقعا برجسته ترین صفت کمالی ایشان پوششان بوده است؟
در بحث های علمی و فقهی عبارتی داریم که «جزء شیء، جزء آن است، نه تمام آن»؛ درخت از ریشه و ساقه و برگ و میوه تشکیل شده و هرگز ریشه به تنهایی تمام درخت نیست. اگر درخت را در برگ آن خلاصه کنیم نگاه بخشی و ناقص است و صحیح نیست.در آموزههای دینی هم باید مراقب این نگاه و این نکته باشیم. حضرات معصمومین نقشه نوشته شده از سوی خداوند متعال برای بشریت هستند و این نقشه، نقشه کاملی است.
به فرموده حضرت امام خمینی(ره) اگر حضرت زهرا مرد بود بر جای پیامبر می نشست. طبیعتاً حضرت رسول، انسان کاملی است و در همه عرصه های زیست انسانی می تواند مدل و الگو باشد. اگر حضرت زهرا را فقط در حجاب و پوشش کامل داشتن خلاصه کنیم، نمی تواند حضرت زهرایی باشد که ائمه و پیامبر علیهم السلام به جامعه معرفی کردهاند.نگاه کاریکاتوری به حضرات و شئون دینی و خلاصه کردن آنها در بخشی از شئونشان نگاه ناقصی است.
این نگاه کاریکاتوری به نوع نگاهی که ما به پدیده زن داریم، برمیگردد و فکر می کنیم زن خوب فقط زنی است که حجاب خوب دارد. اما آیا اخلاق و نوع معاشرت او با همسر و فرزندان و همسایگان و نقش اجتماعی زن در حوزه علم و اقتصاد و اجتماعی ملاک نیست؟ این نگاه بیمارگونه است که جامعه ما نسبت به زنان دارد. بزرگانی مثل شهید مطهری و شهید بهشتی و امام موسی صدر تلاش کردند این نگاه را تصحیح کنند، اما خیلی موفق نشدند.
این نگاه کاریکاتوری به شخصیت معصومین علیهم السلام درست نیست همانطور که این نگاه به دین درست نیست و آنچه که به جامعه با این نگاه عرضه می شود دین نیست. باید حضرت زهرا را در حوزه مباحث اجتماعی و سیاسی و اقتصادی فهمید و به دیگران فهماند. حضرت همان کسی است که وقتی از او سوال علمی می شود از پاسخگویی احساس ملالت نمی کند. حضرت در حوزه مباحث سیاسی و در مباحثی که قبل و بعد از رحلت پیامبر رخ داد نقش اساسی داشتند. در آن فضای رعب آمیز بعد از رحلت رسول نقش ایشان کلیدی و مشهود است و یک زن منزوی خلاصه شده در پوشش نیستند. اگر حضرت زهرا اینگونه بود که برخی معرفی می کنند، نباید هرگز به مسجد مدینه پا می گذاشت و آن خطبه غراء را با صدای رسا می خواند. خطبه های حضرت بیانگر نقش حساس و اثرگذار اوست و خلاصه کردن ایشان در پوشش به نوع نگاه ناقص ما بر می گردد که باید این نگاه را تصحیح کنیم.
- تصحیح این نگاه برای جامعه دینی چه دستاوردهایی دارد؟
اگر این نگاه تصحیح شود آنگاه حضرت می توانند برای همه جوامع و همه زمان ها الگو باشند. اگر معتقدیم دین برای همه زمانها و برای همه جغرافیای هستی است، پس باید داشته هایمان را به صورت صحیح عرضه کنیم. اگر حضرت را در زنی خلاصه کنیم که کنج خانه خزیده و مهمترین افتخار او فقط پوشش است و کسی او را ندیده است، نمی تواند برای همه عرصه ها مدل و الگو باشد.
اینکه حضرت ولی عصر(عج) می فرمایند: «ولی فی ابنه رسول الله اسوه حسنه»، حضرت زهرایی است که بر علیه ظلم ظلمان قیام می کند و از رهبری دینی با تمام وجود دفاع می کند. این حضرت زهرا، آن حضرت زهرایی نیست که برخی معرفی می کنند. ما باید حضرت زهرا را آنگونه که بوده و هست معرفی کنیم، نه آنگونه که می گویند و یا خودمان می خواهیم.
- اگر این تصویر کاریکاتوری تصحیح نشود چه آسیب هایی را در پی دارد؟
مردم نیاز به الگو دارند و اگر ما نتوانیم حضرت را به عنوان یک الگو به جامعه اسلامی و جامعه جهانی معرفی کنیم، مردم به دنبال الگوهای دیگر می روند. آسیبی که در این نوع قرائت کاریکاتوری وجود دارد این است که پیشوایان الگو قرار داده نمی شوند و در یک فرایند زمانی افرادی الگو می شوند که نمی توانند خواسته دین را محقق کنند.
انتهای پیام
