کد خبر: 3828532
تاریخ انتشار: ۲۹ تير ۱۳۹۸ - ۱۵:۵۱
انهدام پهباد آمریکایی بر فراز آبهای ایران از سوی نیروی هوایی سپاه پاسداران، توقیف سوپر نفتکش ایرانی توسط نیروی دریایی بریتانیا در آبهای بین­المللی در تنگه جبل الطارق، ادعای بریتانیا مبنی بر تلاش قایق­های تندرو ایرانی برای توقیف نفتکش این کشور در خلیج فارس، تشکیل جلسه شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی به درخواست آمریکا و بالاخره اعمال محدودیت تردد برای وزیر امور خارجه و هیأت همراه در نیویورک تنها چند مورد از اتفاقاتی است که در کمتر از یک ماه در صحنه بین­المللی شاهد آن بوده­ایم.

به گزارش ایکنا، جهان اقتصاد نوشت: در پی خروج آمریکا از برجام در تاریخ ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، تنش سراسر منطقه را فراگرفته و در حالی که هیچ یک از طرفین از جمله ایران، آمریکا و اروپا سیاست مشخصی را دنبال نمی­کنند روسیه و چین به نظاره نشسته تا در زمان مناسب بر پشت اسب برنده سوار شوند. وزیر امور خارجه ایالات متحده ۱۲ پیش شرط برای مذاکره با ایران اعلام می­کند و پس از آن رئیس جمهور آمریکا آمادگی کامل خود را برای آغاز مذاکره بدون قید و شرط اعلام می دارد. در ایران نیز بخشی از حاکمیت هرگونه مذاکره را نفی کرده و هم زمان رئیس جمهور اعلام می­کند که همین لحظه آماده مذاکره با دولت آمریکاست! از طرفی دستگاه دیپلماسی کشور عملاً از صحنه گردانی خلع ید شده و در انفعال کامل بسر می برد و شاهد آن هستیم که سایر مراکز قدرت از جمله مقامات ارشد نظامی در این زمینه اظهار نظر می­کنند.

اما چه سرّی در مذاکره نهفته است که عمیقاً جامعه را به دو دسته تقسیم کرده؟ گروهی مذاکره با آمریکا را خیانت به کشور و اسلام می دانند و بخش دیگری از جامعه بر این عقیده است که گره تمام مشکلات کشور با مذاکره باز خواهد شد.

آن چه مسلم است اینکه ادامه تنش به نفع هیچیک از طرفین نیست. سیاست رسمی ایالات متحده در مواجهه با ایران فشار حداکثری است لیکن این سیاست آشکارا نا موفق بوده و دستاوردی برای این کشور نداشته است. کسانی که آشنایی کمی با فرهنگ غرب به ویژه کشورهایی چون آمریکا و انگلستان دارند بخوبی می دانند که تمامیت خواهی یکی از ویژگی های بارز آنها در مذاکره است. البته تاریخ معاصر ایران گواهی می دهد که روسیه نیز همواره چنین روشی را دنبال کرده است. لذا برخورد قلدر مآبانه کشورهای غربی در مواجهه با ایران قطعاً یکی از مشکلات مذاکره است. سیاست مداران آمریکایی برآنند که نسخه کشورهایی چون کره شمالی و کوبا را برای ایران پیچیده و اقتصاد کشور را فلج کنند، غافل از اینکه مقایسه شرایط اقتصادی، تاریخی و فرهنگی ایران با این کشورها اشتباه بوده و به نتیجه مورد نظر آنان نخواهد انجامید.

علیرغم اینکه دولت آمریکا با اعمال سیاست فشار حداکثری به نتیجه مورد نظر نرسیده است، نمی توان ادعا کرد که ما در این نبرد پیروز شده ایم. عدم شفافیت در سیاست خارجی کشور، جامعه را به سردرگمی کشانده به طوریکه بخشی به امید عدم توفیق رئیس جمهور آمریکا در انتخابات سال آینده نشسته، عده ای به حمایت اروپا دل خوش کرده و گروهی نیز به حمایت روسیه و چین دل بسته اند. ملت از خود می پرسد اصلاً دعوا بر سر چیست؟ چرا مذاکره نکنیم؟ دلیل این سر در گمی آن است که مسئولین بجز بیان برخی کلیات آن هم به صورت مبهم شرایط، محدودیت ها و انتخاب های موجود را با مردم در میان نمی گذارند. حتی اعلام نظر کارشناسی در مورد مزایا و معایب مذاکره می تواند عواقب خطیری به دنبال داشته باشد. چه اشکالی دارد که صدا و سیما نظر کارشناسان موافق و مخالف مذاکره را به صورت شفاف به اطلاع مردم برساند؟ قدرت ایران فراتر از آن است که هراس از طرح چنین مباحثی داشته باشد. ملت ایران شعور آن را دارد که شرایط حساس کنونی را درک کرده و راه درست را تشخیص دهد. در میان گذاشتن شرایط کشور در صحنه بین المللی با مردم به صورت شفاف قطعاً کمک قابل توجهی به انسجام داخلی که مهمترین مسأله و رمز موفقیت کشور است خواهد کرد. لذا ضمن اینکه عدم موفقیت دولت آمریکا در اعمال سیاست فشار حداکثری امری بدیهی است لیکن باید قبول کرد ما نیز همه چیز را فدای مبارزه با آمریکا کرده و در این مسیرکشور از قطار توسعه جا مانده است. حکمرانی فراتر از آن است که بدون توجه به شرایط بر موضع خود اصرار ورزیده و رفاه جامعه را به مخاطره انداخت. هنر مملکت داری در آن است که ضمن پرهیز از ایجاد تنش و تقابل با سایر کشورها، امکانات کشور به بهترین وجه ممکن در راستای ایجاد آسایش، آرامش و رفاه به کار گرفته شود.

به نظر می رسد حال که غرب به اهداف خود در مواجهه با ایران نرسیده وقت آن است که با استفاده از کانال های غیر رسمی و به صورت هماهنگ پیام هایی مبنی بر مذاکره بدون پیش شرط و با رعایت کامل حقوق طرفین به طرف مقابل داده شود. کشورهای غربی چه بخواهند چه نخواهند باید این واقعیت را بپذیرند که امروز حوزه نفوذ ایران فراتر از مرزهای جغرافیایی آن است. وقت آن رسیده همان طور که فاتحان جنگ جهانی دوم یعنی چرچیل، استالین و روزولت در فوریه سال ۱۹۴۵ میلادی در یالتا و پنج ماه بعد در پوتسدام گرد هم آمده و مرزهای جدید اروپا را ترسیم کردند، این بار نیز واقعیت گسترش حوزه نفوذ ایران را قبول کرده و آن را به رسمیت بشناسند. بدیهی است ایران نیز پا را فراتر از حوزه نفوذ خود ننهاده و ضمن احترام به تمامیت ارضی همسایگان، سیاست هم زیستی مسالمت آمیز را پیش خواهد گرفت.

جان کلام اینکه دولت آمریکا به خواسته های خود در رابطه با ایران دست نیافته است لیکن نمی توان این عدم توفیق را موفقیت برای ایران برشمرد. ادامه این روند کشور را از مسیر توسعه باز داشته و می طلبد که مسئولین شرایط را به صورت کاملاً شفاف با ملت در میان بگذارند. وقت آن رسیده که موفقیت های کشور در منطقه را از طریق دیپلماسی ابزاری برای توسعه اقتصادی و رفاه مردم قرار داده و از ادامه تنش در منطقه بپرهیزیم.

هاشم اورعی- استاد دانشگاه صنعتی شریف – رئیس انجمن علمی انرژی بادی ایران

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: