کد خبر: 3828536
تاریخ انتشار: ۲۹ تير ۱۳۹۸ - ۱۵:۵۰
فارغ از آنچه که این روزها در خصوص تحریم اقتصادی، اثرات آن، تهدیدات پیرامونی، افراد و شرکت های تحت تحریم، انواع اولیه و ثانویه و… گفته و شنیده می شود، تحریم اقتصادی را دستکاری در روابط و همکاری های اقتصادی دو یا چند کشور به منظورتامین اهداف سیاسی تعریف می کنند.

به گزارش ایکنا، جهان اقتصاد نوشت: در واقع تحریم اقتصادی این امکان را فراهم می آورد که کشور یا کشورهایی، مقاصد سیاسی خود را نسبت به کشور هدف به هنگام بروز اختلاف، با اعمال فشار به روش ها و گونه های مختلف و با محروم نمودن از مواهب رفاه اقتصادی تحمیل نمایند. آنان تلاش می کنند که هزینه ناشی از اعمال تحریم اقتصادی علیه کشور تحریم شونده به قدری زیاد شود که هزینه پذیرش خواسته یا خواسته های تحریم‌کنندگان کمتر باشد. تحریم های اقتصادی دارای مصداق های گوناگونی هستند و شامل وضع تعرفه ها، ایجاد موانع تجاری، محدودیت و یا سهمیه بندی واردات و یا صادرات است.

تحریم اقتصادی به مثابه ابزار سیاست خارجی در دست ایالات متحده آمریکا
بدون شک، در دنیای امروز،ایالات متحده آمریکا را به عنوان پیش قراول استفاده ابزاری از اقتصاد،برای حصول به مقاصد سیاسی، عنوان می کنند.مروری مختصر بر تاریخچه تحریم های اقتصادی، مشخص می‌کند که پس از جنگ جهانی دوم، ابزار تحریم از جمله از نوع اقتصادی آن توسط ایالات متحده آمریکا با هدف اعمال نظرات آن کشور در حوزه های سیاست همواره به کار گرفته شده است. از این رو تحریم، به هر شکل و نوع و گستره را باید به مثابه وسیله ای برای اعمال سیاست خارجی آن دولت تلقی نمود. طبیعی است از این منظر، اقتصاددانان با نقش بازی ساز و محرکان اثرگذاری زیرساخت های مربوطه و سیاستمردان بازیگران اصلی این میدان بازی بزرگ می باشند.

آمریکا بزرگترین کشور تحریم‌کننده جهان
بزرگترین تحریم کننده جهان، ایالات متحده آمریکا است.کافیست به تارنمای وزارت خزانه داری این کشور به نشانی https://www.treasury.gov مراجعه نمایید. در آنجا با فهرست بلند و بالای کشورهایی مواجه می‌گردید که مورد تحریم‌های آمریکا واقع شده‌اند. در سال ۲۰۱۹، ۶۱ مورد تحریمی برای حداقل ۱۸ کشور مختلف فهرست گردیده است. براساس یک بررسی آماری در سال ۲۰۰۵ میلادی ایالات متحده واضع ۴۲ درصد تحریم های صورت گرفته شده در جهان به تنهایی بوده است و در ۲۵ درصد تحریم های صورت گرفته شده، به عنوان یکی از شرکای دست اول حضور داشته است. این درحالیست که تنها ۳۳ درصد تحریم‌های وضع شده توسط سایر کشورها غیر از آمریکاست. به دیگر سخن، ایالات متحده، در ۶۷ درصد تحریم ها به عنوان تحریم‌کننده حضور دارد.

کارایی تحریم اقتصادی !؟

با توجه به مطالب بالا، آیا می توان نتیجه گرفت، تحریم اقتصادی به عنوان یک نسخه فوری برای دستیابی ایالات متحده آمریکا به اهداف سیاسی خود است؟ در کشوری با بنیان های سرمایه داری که همه چیز دست آخر با میزان هزینه – فایده اش مورد سنجش قرار می گیرد، آیا بکارگیری این ابزار صرفه اقتصادی دارد؟ آیا راه حل های ارزانتری برای رسیدن به اهداف آمریکا وجود ندارد؟

آثار تحریم اقتصادی از نظر سیاستمداران و اقتصاددانان
آن چه که باید بدان توجه شود؛ این است که تحریم از دو دیدگاه قابل بررسی است: نگاه تحریم کننده و نگاه تحریم شونده از این حیث، صاحب نظران دو رشته علمی، مدل سازی رفتار به هنجار و متقابل را به عهده دارند‌ : سیاست مداران و اقتصاددانان.

به لحاظ وجود تحریم اقتصادی در حوزه و دامنه اقتصاد، اقتصاددانان به مثابه حل یک مساله در دنیای اقتصاد به آن می پردازند. ازطرفی این ابزار در کلیت ماجرا در اختیار مقاصد سیاسی قرار می گیرد، لذا سیاست مداران با نگرش جهانی و حل معادله به آن ورود می‌کنند. جالب اینجاست که با توجه به ماهیت متفاوت این دو حوزه سوالاتی مانند آثار تحریم اقتصادی بر کشور تحریم شونده چیست؟ و آیا نتیجه تحریم اقتصادی مورد اثرگذار می باشد و… پاسخ های متفاوتی را بر می گرداند. و در خیلی از مواقع، پاسخ ها در تضاد کامل هستند. بررسی پاسخ های این دو گروه نشان می دهد که در بسیاری از موارد تحت هیچ شرایطی نمی توان بین پاسخ ها ارتباطی پیدا نمود. از این وجه، پرداختن به اختلاف نظر های این دو گروه در تئوری کشورهای تحریم کننده می تواند راه های جدیدی را برای مقابله با تحریم های اقتصادی شناسایی کند.

اقتصاددانان چه می گویند
در بیشتر کتابها و مقاله هایی که اقتصاددانان در حوزه تحریم ها منتشر می کنند، سر تیتری به نام «آیا تحریم ها موثر بوده اند؟» مشاهده می شود و پژوهشگران برای یافتن پاسخ این سوال به روش های مختلف علمی متوسل می شوند. قطعاً در این مقال تشریح روش های و مدل های طراحی شده آنان جایی ندارد.لیکن نتایج بررسی آنان از اهمیت فوق العاده ای برخودار است.

اقتصاددانان در بررسی های خود اعلام می کنند اعمال تحریم‌های اقتصادی بر روی کشور با در نظر گرفتن عوامل گوناگونی مانند مدیریت کلان کشور، توانایی بالقوه نهادهای اقتصادی، جو روانی حاکم بر جامعه و شرایط حاکم بر اقتصاد کشور و… می‌تواند تاثیرات و نتایج گاهاً متفاوتی را دربر داشته باشد. آنان در بررسی های خود دست به ساده‌سازی‌هایی می زنند که نتایج حاصل از تحریم را متفاوت می کند. بطور خلاصه در خصوص تحریم اقتصادی، فرضیه های ساختاری به شرح زیر قابل تامل است:

از جنبه اقتصادی ارزیابی اثر یک تحریم اقتصادی به صورت خالص امکان پذیر نمی باشد.
یک تحریم اقتصادی معین در شرایط اقتصادی مختلف، اثرات مشخص و یکسانی ندارد.
یک تحریم اقتصادی در بازه‌های زمانی مختلف بر روی کشور، اثرات متفاوتی دارد.
به دلیل ماهیت اجتماعی و انسانی اهداف تعیین شده، ممکن است هدف تحریم تغییر رژیم در یک کشور باشد، اما تحریم اقتصادی به دگرگونی جناح های حاکمیت در آن کشور منجر شود. ویا هدف تحریم های اقتصادی تغییر رفتار سیاسی حاکمیت باشد، اما لزوما این فرآیند به فروپاشی کشور، منجر نمی شود.

عدم تغییر رفتار سیاسی یک کشور، لزوما به معنای تاثیرتحریم اقتصادی نیست. و یا برعکس، نمی توان تغییر رفتار سیاسی یک بازیگر را الزاما نشانه موفق بودن آن تحریم اقتصادی ارزیابی کرد.
اثرات یک تحریم اقتصادی در کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت می تواند کاملاً متفاوت باشد.
برای مثال، عنوان می شود که در اثر یک تحریم اقتصادی، کشور تحریم شونده مجبور به پذیرش نظر دولت تحریم کننده بشود لیکن در بازه اثرگذاری تحریم، کشور تحریم شونده توسعه میدان نفتی خود را به کشور رقیب صنعتی کشور تحریم کننده واگذار نماید. و نتیجه می گیرند، نتیجه کوتاه مدت پذیرش تحریم، قابل قیاس با نتیجه بلندمدت اثر تحریم نیست.

و در این میان، نظرات کارشناسان حوزه اقتصاد با نظر سیاستمردان و فعالان حوزه سیاست، نزدیکی و قرابت خاصی ندارد. آنان به اشکالات ماهوی تحریم های اقتصادی به دیده نقص غیر قابل چشم پوشی نگرسته لیکن سیاستمردان نسبت به این موضوع حساسی خاصی نشان نمی دهند. از اینرو طراحان تحریم های اقتصادی گرچه متخصصان اقتصاد هستند لیکن برای اثر گذاری تحریم ها نیاز به یک بسته کامل تحریمی مانند تکنولوژی، تبلیغات ، رسانه، نظامی گری و سیاست ورزی می باشد.

از اینرو در تحریم ها نیاز به یک بررسی کامل و ۳۶۰ درجه ای به این موضوع می باشد و هرگز نباید از نظر دور داشت که دوره تحریم، رفتار عقلایی و همراهی مردم کشور تحریم شونده با دولت سرکار، از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بوده و دولت می بایستی همراهی کلیه ارکان کشور را با خود فراهم سازد. قطعاً موضوعات طرح شده در این مقال، با این روزهای کشور عزیزمان در ارتباط نزدیکی بوده و همراهی دولت و مردم در این مسیر از سنگینی و فشار اقتصادی بر هر دو طرف خواهد کاست. نباید فراموش کرد که اقتصاددانان در کارایی تحریم ها به دیده شک می نگرند.

 

مهرداد حاجی زاده فلاح، پژوهشگر اقتصادی

 

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: