به گزارش ایکنا از اردبیل، نجفنژاد، مشاور و روانشناس بالینی امروز، ۱۶ مردادماه در سمینار بایدها و نبایدهای ازدواج و زندگی مشترک در محل استانداری اردبیل گفت: زندگی مشترک جرأت میخواهد و باید و نبایدهای ازدواج و زندگی مشترک را باید دانست. آنجا که ازدواجی بدون عشق صورت میگیرد حتماً عشقی بدون ازدواج در آن رخنه میکند. در زندگی امروزه ما اگر متعهدان و متأهلان زندگی خود را با عشق شروع نکردهاند مشکلساز خواهد بود، پس مطمئن باشید یک عشق دیگری در کنار این زندگی خواهد بود و در جامعه کنونی این عامل باعث افزایش آمار طلاق و کاهش آمار ازدواج شده است و در حال حاضر اگر با این روند بخواهیم پیش برویم متأسفانه یک جامعه بیمار و مریض گونه خواهیم داشت و همه این مشکلات بخاطر عدم آگاهی ما از خود، اطرافیان خود و جامعه است که باید من آن را با آموزش یاد بگیرم.
نجفنژاد بیان کرد: اگر آموزش نبینیم و یاد نگیریم قطعاً با شکست روبهرو خواهیم شد، مانند: دوچرخهسواری، شنا، و... یعنی اگر منی که اصلاً شنا بلد نیستم اگر یکدفعه به ۴ متری استخر بروم قطعاً غرق خواهم شد و ما هم توی عمق زندگیهایمان اینگونه غرق شدهایم.
وی افزود: ما سه نوع زندگی داریم؛ هم جوش، مستقل، مکمل. اگر زندگی را مانند دو دایره در کنار هم در نظر بگیریم بهصورتی که دایره اول انتخابها و علایق خود باشد و دایره دوم انتخابها و علایق همسر خود باشد، در زندگی همجوش میتوان گفت اگر عشقی آتشین و بدون منطق و استقلال در نظر بگیریم این دو دایره کم کم روی هم دیگر منطبق میشوند و فرصت هیچگونه استقلال فکری را به طرفین نمیدهیم و رفته رفته دچار جدایی این دو دایره از یکدیگر میشود، یعنی من نیازهای خود را نمیبینم و همسرم هم نیازهای خود را نادیده میگیرد.
نجفنژاد با اشاره به اینکه در زندگی مشترک بعد از مدتی من علایق و انتخابهای خود را میخواهم و همسرم هم انتخابهای خود را میخواهد، افزود: در زندگی دوم یعنی مستقل، این دو دایره از ابتدای زندگی فقط به دنبال علایق و انتخابهای خود هستند بدون هیچگونه نقطه مشترک با یکدیگر و حتی تفریحها و سرگرمیهای خود نیز متأسفانه جدا از یکدیگر است، اما در سبک زندگی سوم من به انتخابهای خود ارزش قائلم و همسرم هم به انتخابهای خود ارزش قائل است و با معادله «۳=۱+۱» یعنی من به عنوان خانم خونه از دست همسرم میگیرم تا باعث پیشرفت و ارزش بخشیدن او در زندگی مشترک بشوم و او بشود یک و نیم و همسرم هم به عنوان تکیهگاه و مرد زندگی من باعث ارزش بخشیدن به جایگاه من در زندگی بشود و من هم یک و نیم میشوم، این یعنی ارزش بخشیدن در زندگی مشترک و حل و اثبات این معادله در زندگی و پیشرفت دوجانبه زوجین.
روانشناس بالینی بیان کرد: آن چیزی که جوانان را کمتر به هم مرتبط میکند، این است که از خودشان تعریف ویژهای ندارند؛ یعنی جوانی که هنوز نتوانسته با خودش گفتوگو کند نمیتواند با جنس مخالف وارد گفتگو و تعامل شود؛ بنابراین با نوعی بحران هویت مواجه میشود که نمیتواند در مورد پیوند و ازدواج با دیگری فکر کند.
وی با اشاره به سوال کاهش آمارهای ازدواج که عدهای آن را مربوط به مسائل اقتصادی میدانند، بیان کرد: عوامل مختلفی باید در این روند کاهش اثرگذار دانست و نمیتوانیم آن را تنها به عوامل اقتصادی تقلیل دهیم. از این رو باید تأثیر هر کدام از عوامل را مجزا دانست. افرادی که مسائل را ساده میبینند مسائل اقتصادی در کاهش ازدواج برجسته میکنند و برای حل این مسئله به پرداخت تسهیلات ازدواج و اشتغال روی میآورند، زیرا بر این باور هستند که با افزایش توان اقتصادی آمار ازدواج هم بالا میرود که ممکن است این اتفاق در شهرهای کوچکتر و نواحی که فرهنگهای همگون دارند عملی شود، اما در شهرهای بزرگ با پیچیدگیهایی که وجود دارد و تنوع فرهنگی و نوع نگاههای جدید به زندگی و جامعه، عامل اقتصادی در وهله نخست قرار ندارد و عوامل دیگری که به هویت یابی جوانان در سطح خُرد، میانه و کلان مربوط میشود، تأثیرگذار هستند؛ بنابراین آن چیزی که جوانان را کمتر به هم مرتبط میکند این است که از خودشان تعریف ویژهای ندارند؛ یعنی جوانی که هنوز نتوانسته با خودش گفتگو کند نمیتواند با جنس مخالف نیز وارد گفتوگو و تعامل شود؛ بنابراین در شرایط کنونی جوانان با نوعی بحران هویت مواجه هستند که نمیتوانند در مورد پیوند و ازدواج با دیگری فکر کنند.
انتهای پیام