کد خبر: 3864377
تاریخ انتشار : ۲۵ آذر ۱۳۹۸ - ۰۸:۲۸

قصص قرآن مبتنی بر واقعیت هستند

قصص قرآن مبتنی بر واقعیت هستند گروه فعالیت‌های قرآنی ـ مدرس مؤسسه تدبر در کلام وحی قم گفت: قصص قرآن مبتنی بر واقعیت هستند چرا که خداوند قصد دارد از طریق آن‌ داستان‌ها به انسان‌ الگو بدهد، لذا واقعی بودن ماجرا مهم است.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین حمیدرضا پورفلاح، مدرس مؤسسه تدبر در کلام وحی قم، در گفت‌وگو با ایکنا از چهارمحال‌وبختیاری با قائل شدن سه کارکرد برای قصه و داستان، اظهار کرد: داستان دارای سه کارگرد «الگودهی»، «عبرت‌گیری» و «درس‌آموزی و معرفت‌افزایی» است.

وی در تشریح کارکرد الگودهی، گفت: داستان بد الگوی بد و داستان خوب الگوی خوب را در اختیار خواننده قرار می‌دهد، به عنوان مثال در داستان حضرت یوسف(ع) شاهد ترغیب‌سازی و در داستان‌هایی نظیر قوم عاد، ثمود و فرعون با انذاردهی مواجه هستیم و انسان با مشابه‌سازیِ فردی، خود را در مقام مقایسه با شخصیت داستان قرار می‌دهد و از او الگو می‌گیرد.

حجت‌الاسلام پورفلاح ادامه داد: در زمینه عبرت‌گیری نیز از تشابه اتفاقات داستان شبیه یک اتفاق دیگر بهره‌گیری می‌شود و شاهد مشابه‌سازی دو اتفاق و عبرت‌گیری هستیم.

وی در خصوص کارکرد درس‌آموزی، بیان کرد: در محتوای داستان تشابه معقول به محسوس اتفاق می‌افتد تا درک و فهم معقول آسان‌تر شود، برای مثال در آیه 11 سوره مبارکه تحریم «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذينَ آمَنُوا امرَأَتَ فِرعَونَ إِذ قالَت رَبِّ ابنِ لي عِندَكَ بَيتًا فِي الجَنَّةِ وَنَجِّني مِن فِرعَونَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّني مِنَ القَومِ الظّالِمينَ»، خداوند برای درک محسوس انسان‌ها از ایمان، همسر فرعون را مثال می‌زند و در اینجا شاهد تبدیل شدن امر معقول به محسوس هستیم.

حجت‌الاسلام پورفلاح با بیان اینکه این کارکردها در داستان‌های بشری موضوعیت دارد، افزود: در قرآن کریم نیز شاهد این کارکردهای داستانی هستیم که علاوه بر این موارد، باید ویژگی‌های دیگری را نیز برای قصص نقل شده در قرآن قائل شد.

قصه قرآنی بر مختصرگویی استوار است

این کارشناس مذهبی با اشاره به یکی از ویژگی‌های رمان یعنی بیان تمام جزییات، ادامه داد: در رمان تمام ریزه‌کاری‌ها و زوایا که البته مهم هم نیستند و ضرورتی ندارند، آورده می‌شود چرا که هدف رمان سرگرم کردن خواننده و پر کردن وقت او و افزایش سرانه مطالعه است.

حجت‌الاسلام پورفلاح افزود: البته در رمان هدفی نیز مدنظر است اما مراد از داستان‌پردازی نه صرفاً رسیدن به هدف بلکه طی مسیر طولانی برای رسیدن خواننده به نقطه نهایی و با طی کردن بخش‌های متنوع و ریزه‌کار‌ی‌ها است.

وی با بیان اینکه قرآن از این خصوصیت مبرا است، ادامه داد: در قرآن هدف خود داستان نیست بلکه هدف، هدایت است و در واقع، داستان قرآنی با دنبال کردن یک هدف به دنبال هدایت انسان است و خود داستان موضوعیت ندارد، بنابراین داستان قرآنی به زوایای زاید نمی‌پردازد لذا در قرآن تنها به گفتن ضروریات که هدفی را دنبال کنند، اکتفا می‌شود.

حجت‌الاسلام پورفلاح با بیان مثالی از داستان‌های قرآنی، بیان کرد: در داستان حضرت موسی(ع) نام مادر یا خواهر آن حضرت نیامده است، چرا که این موضوع تأثیری در هدایت نمی‌گذارد و به آن پرداخته نشده است، در سوره مبارکه فجر نیز در معرفی قوم عاد به دو جمله «إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ» و «الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِي الْبِلَادِ» اکتفا شده است.

وی علت نپرداختن به زوایا و جزییات داستان در قرآن را به حاشیه نرفتن اصل موضوع دانست و تأکید کرد: داستان‌های قرآن بر اصل مختصرگویی استوار هستند و به حاشیه‌ها نمی‌پردازند تا خواننده اصل مطلب را بگیرد و از موضوع دور نشود.

اثرگذاری قصص قرآنی

این کارشناس مذهبی ویژگی دوم داستان‌های قرآن را نتیجه‌بخش بودن آن‌ها برشمرد و ادامه داد: معمولاً در رمان‌ها، خود داستان اصل موضوع است و اثربخشی آن بر مخاطب چندان مهم نیست حال آنکه در قرآن داستان بدون اثرگذاری نداریم و نتیجه‌دار بودن و اثربخشی داستان در قصص قرآنی اهمیت دارد.

واقعی بودن داستان قصص قرآنی

حجت‌الاسلام پورفلاح قرآن را داستان راستان خواند و تصریح کرد: رمان یا داستان ادبی غالباً ساخته تخیلات ذهنی است و نویسنده معنایی را در قالب داستان بیان می‌کند، مثلاً مولوی در دیوان مثنوی، داستانی را در قالب شعر بیان و مطلبش را ذکر می‌کند تا به هدفش در پندآموزی برسد، حال آنکه قصه قرآن مبتنی واقعیت است چرا که خداوند قصد دارد از طریق آن داستان به انسان‌ها الگو بدهد لذا واقعی بودن داستان مهم است.

تفاوت قصه و تمثیل قرآنی

مدرس مؤسسه تدبر در کلام وحی قم با قائل شدن تفاوت میان قصص و تمثیلات قرآنی از حیث واقعی بودن، بیان کرد: در تمثیل، یک موضوع در تشابه با موضوعی دیگر قرار می‌گیرد و ضرورتی ندارد که واقعی باشد و قرآن با این شباهت‌سازی به ما در شناخت موضوع کمک می‌کند.

وی با ذکر مثالی در این خصوص تصریح کرد: مثلاً خداوند در سوره مبارکه بقره منافقان را تمثیلی از طوفان آتش می‌داند که « مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ‌، مَثل آنان (منافقان)، مَثل آن كسى است كه آتشى افروخته، پس چون آتش اطراف خود را روشن ساخت، خداوند روشنايى و نورشان را ببرد و آنان را در تاريكى‌هايى كه (هيچ) نمى‌بينند، رهايشان كند»، در این آیه الزاماً آتشی به دست منافقان برافروخته نمی‌شود بلکه غرض، ایجاد تشابه و بیان مثال است، لذا ضرورتی ندارد که تمثیل امری واقعی باشد، حال آنکه قصص قرآنی همگی واقعی هستند.

حجت‌الاسلام پورفلاح در پایان گفت: مجموع سه خصوصیت ذکر شده به علاوه کارکردها، شاکله داستان‌های قرآنی را تشکیل می‌دهد پس باید گفت که قصص قرآنی از زائده‌گویی و نیز، خیالی و بی‌نتیجه بودن مبرا هستند.

انتهای پیام
captcha