در میان هیاهوی روزهای زندگی شلوغ انسان امروزی، انسانهایی هستند که زیاد به هیاهوها کاری نداشته و با همان مفاهیم ناب انسانیت روزگار میگذرانند.
این انسانها شاید کمیاب باشند، اما معنای دیگر و وجهی جدید را از انسان به جامعه نشان میدهند، چهرهای از انسان سادهدل که در دنیای شلوغ امروزی زندگی میکند.
طلب حلال یعنی کسب روزی حلال که از برترین عبادتها است بهطوریکه پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: «عبادت ۱۰ جز دارد که ۹ جز عبادت، طلب حلال است و یک جز دیگر شامل نماز، روزه، حج و ... است» و این شاید یکی از ویژگیهای انسانهای ناب و خالص است.
مردی با محاسن جوگندمی و صورتی که خستگی از آن میبارید، با دستهای چروکیده که نشان از سالها سختکوشی داشت، نظرم را به خود جلب میکند، او گل فروش بود و برای فروش گل در سطح شهر میگشت.
میگفت سالهاست کارش این است، گلها را از مزرعه برداشت کرده و برای فروش به شهر میآید تا نان زندگیاش را درآورد.
وی در گفتوگو با ایکنا از خراسانجنوبی، با بیان اینکه سالهاست که پس از نماز صبح به مزرعه رفته گلهای نرگس را میچینم و برای فروش به شهر میآیم، افزود: پدر و مادرم جز رزق حلال کار دیگری به من یاد ندادهاند، آنها به من آموختند تمام زندگی را میتوان با نان حرام به دست آورد، اما خدا را نمیتوان از این طریق دید.
از درآمدش که میپرسم، از چهرهاش متوجه میشوم که درآمد چندانی از این کار نصیبش نمیشود، اما در کلامش اثری از غرغرهای جوانان امروزی نیست، لبخندی میزند و میگوید: خدا را شکر، راضیم، نان زن و بچهام تامین میشود.
وی تصریح کرد: شاید مشکلات زیادی در زندگی داشتم، اما هیچ گاه خداوند را فراموش نکردم، من با خداوند در تمام روزها و دقایق زندگیام نفس میکشم و معتقدم سختیها و مشکلات نه تنها من را آبدیده میکند بلکه قلبم را به خداوند نزدیکتر میسازد.
او دسته گلی به من میفروشد و با گرفتن دستمزدش که بسیار نیز در برابر دستهای خسته او ناچیز بود، از من دور میشود و به نفر بعدی نیز با همان سادگی گل تعارف میکند و این خیابان شاید مسیر رزق حلال تمام این روزهایش باشد. راهی که سالها با قامتی خمیده طی کرده تا مبادا به چاه حرام افتد.

انسانهایی که در دنیای امروزی که تنها هر کس به فکر منفعت خود است، باز هم با سادگی و بی ریا به دنبال کسب رزق و روزی حلال هستند، همان گمشدههای دنیای مدرن باشند، انسانهایی که تعدادشان اندک است، اما معنای حقیقی زندگی را به تو میفهمانند.
شاید زندگی ساده این پیرمرد به ما فهماند، زندگی چیزی جز همین سادگی و بی ریابودن نیست، زندگی را نمیشود در لابلای عکسهای مجلل و یا پستهای پست مدرن اینستاگرامی فهمید، زندگی جایی درست در دقایق حالات این پیرمرد جریان دارد.
انتظاری که خداوند از بندهاش دارد، نیز شاید همین باشد، بی ریایی و سادگی و تلاش برای خوب بودن، اصولی که امروزه با تنفس در مجاز به جای حقیقت شاید از بین رفته و یا حداقل در خاطرها مخدوش شده است.
حقیقت این است که انسان امروزی بیشتر به دنبال لایکهایی از اطرافیان خود است، تا اینکه لایکی از خداوند بگیرد، کمی فکر کنیم چه شد که خداوند را در میانههای زندگی خود جا گذاشتیم و زندگی و آرامش را در لابلای پستها و لایکهای دیگران یافتیم؟ مگر خداوند منبع آرامش نیست؟ چه شد که مفاهیم کتاب حیاتبخشش را از یاد بردیم و هریک به شیوه خود راهی پیش گرفتیم و در دنیایی غرق شدیم که دنیا و آخرتمان را از ما میگیرد؟.
زهرا حمیدی، خبرنگار ایکنای خراسانجنوبی
انتهای پیام