
حجتالاسلاموالمسلمین منصور کیانی، مدرس حوزه علمیه، در گفتوگو با ایکنا از خوزستان، درباره جایگاه شب قدر و چگونگی تقدیر سرنوشت انسان در این شب گفت: شب قدر یک بخش از زمان است و زمان همانطور که میدانید از اعراض لازمه جسم مادی است و نیز ظرف زمان است، همانطور که ظرف مکان هم داریم.
وی توضیح داد: مکانها هیچگاه با هم فرق ندارند. هیچ مکانی بر مکان دیگر از نظر ذاتی برتری ندارد؛ اما اگر مکین و آنچه در این مکان قرار گرفت خجستگی و میمنتی داشت، مکان هم به تبع آن یک نوع تقدس پیدا میکند. تمام زمین مخلوق خداست: «الارض لله» اما گاهی مکان به دلیل مکین خود تقدس پیدا میکند؛ چنانچه بیتالله الحرام تقدس دارد و هر کاری را نمیشود در آن انجام داد و همچنان که بقعه مبارکه مدینه منوره به وجود جسم مقدس رسول اکرم(ص) و اهل بیت(ع) تقدس پیدا کرده است. اما به خودی خود مکانها هیچ برتریای بر یکدیگر ندارند.
این مدرس حوزه علمیه افزود: در زمان هم همینطور است. هیچ آنی بر آنِ دیگر فضیلت ذاتی ندارد و همه آنها ظرفی برای جسم مادی هستند؛ اما چرا برای شب قدر این همه فضیلت و برکات ذکر شده است؟ چرا این قدر این شب بزرگ است که خداوند میفرماید: «خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» بهتر از هزار ماه است؟ لیله القدر آن طور که در نص قرآن آمده، به وجود قرآن تقدس و عظمت و نورانیت پیدا کرده است.
کیانی با بیان اینکه این تقدس و نورانیت در اسلام مانند دیگر ادیان یک چیز خیالی نیست، اظهار کرد: این تقدس در همه اطراف خود نورافشانی و بروز دارد؛ مثل خورشیدی است که جسمهای دیگر را چه بخواهد و چه نخواهد روشن میکند. پس لیله القدر ظرف زمان است؛ اما چون مظروفی مانند قرآن در آن نازل شده است، هالهای از یک تقدس حقیقی برای آن به وجود آورده است؛ تقدسی که نورانیت آن جاری است. لذا هر کس خود را در پرتو لیله القدر قرار داد از برکات آن بهرهمند میشود. قلبهای آماده از لیله القدر بهره میبرند.

وی ادامه داد: خود ماه مبارک رمضان از ابزارهای فوقالعاده موثر و مجرب در تزکیه نفس است. شاید هیچ چیزی به جای روزه ماه رمضان در پرورش روح موثر نیست. به عبارتی نماز هم که ستون دین است گاهی جای صیام را نمیگیرد. در روزه چیزهایی نهفته است که با هیچ عبادتی جبران نمیشود. در روزه و مخصوصا روزه ماه رمضان مشترکات انسان با حیوانات به حداقل میرسد و مشترکات انسان با ملائک به حداکثر میرسد.
به گفته این مدرس حوزه، در روزه انسان با خودداری از خوردن و نوشیدن و دوری از شهوات خود را از سطح حیوانات ممتاز میکند. در بسیاری از چیزهایی که مبطلات روزه هستند گویی ما وجه اشتراکی با بهایم داریم و روزه میخواهد این جنبه حیوانیت بشر را که در دنیا لاجرم با او همراه است، کم کند تا جنبه فرشتگی انسان قوت پیدا کند. هر چه از حیوانیت کم میکنیم بر روح اضافه میشود. این یکی از کارهای ظریف اسلام است که انسان سی روز دست از این کارها بردارد تا مشترکات او با حیوانات به حداقل برسد و روحانی شود.
کیانی اظهار کرد: لیله القدر فقط شب نزول قرآن نیست. خداوند در سوره قدر چند نکته را به صورت سربسته درباره فوقالعادگی این شب بیان کرده است. اولا با پرسش «وَمَا أَدْرَاكَ ما لیله القدر» گویی به انسان شوک وارد میکند. این تلنگری برای انسان است. این شب را قدر بدانید، آن را کوچک نکنید. عبارت «وَمَا أَدْرَاكَ» در قرآن کریم علاوه بر روز قیامت تنها برای شب قدر به کار رفته و این نشان میدهد که چه شب بزرگی است که قیاسش با قیامت است.
این مدرس حوزه درباره تعیین شب قدر، گفت: ممکن است پرسیده شود شب قدر کدام روز است؟ شبی که در قرآن کریم این همه عظمت دارد، روز معین آن کدام است؟ در روایات داریم امام صادق(ع) فرمودند: «التَّقديرُ في لَيلَةِ تِسعَ عَشرَةَ و الإبرامُ في لَيلَةِ إحدى و عِشرينَ و الإمضاءُ في لَيلَةِ ثلاثَ و عِشرينَ»: مقدّرات در شب نوزدهم تعيين، در شب بيست و يكم تأييد و در شب بيست و سوم امضا مىشود.
وی ادامه داد: گویا در این روایت یک نوع به ما تفضل کرده است که اگر یک شب از دست ما رفت، اینطور نباشد که خسران و زیانی به ما وارد شود. مطابق این روایت، شب نوزدهم سرنوشتها تقدیر میشود. در شب بیست و یکم آن را ثبت میکنند. در شب بیستوسوم امضا میشود؛ یعنی قابل محو نیست. چه اشکال دارد که در این سه شب خود را به تدریج آماده کنیم؟ شب نوزدهم یک قدری خود را آماده کنیم، شب بیست و یکم قدری آمادهتر و شب بیست و سوم حقیقتا آلایشها و ناپاکیها را از دل خود بزداییم.
این مدرس حوزه در ادامه گفت: ممکن است سؤال شود چه طور میشود در شب قدر سرنوشت آینده ما که هنوز نیامده است، تعیین میشود؟ ما مجبوریم؟ پس ما از خود اختیاری نداریم؟ از قرآن بر میآید که عوالم هستی سه عالم هستند. این عالمهای سه گانه شامل: عالم لاهوت، عالم ملکوت و عالم طبیعت. عالم لاهوت یا عالم خدایی از نظر علم و قدرت محیط و مسلط بر عالمهای مادون خود است. عالم ملکوت عالم میانه طبیعت و عالم لاهوت است که مأمن و محل سکنای فرشتگان است. عالم ملکوت که ذره ذره زیر نظر عالم لاهوت و عالم ربوبی است یک احاطهای بر عالم طبیعت هم دارد. عالم طبیعت، عالم حرکت، عالم قوه و فعل، عالم اجسام و ابعاد است که مرتب از قوه به فعل در میآیند. آیا پدیدههای مادی این حرکتها را خودشان انجام میدهند؟ آیا به خودی خود حرکت میکنند؟ چنین چیزی معنا ندارد. هر متحرکی محرکی دارد. برگشت این محرک به عالم فوق طبیعت و ملکوت است.