کد خبر: 3903394
تاریخ انتشار : ۱۹ خرداد ۱۳۹۹ - ۰۷:۴۲

نقاش عاشق شهر اهل سفر شد

استاد سید حبیب آذرنگ، چهره گمنام و نجیب هنر دفاع مقدس شهرستان دزفول، در حالی پرکشید که خیابان‌ها و بلوارهای شهر، حواسشان بود «نقاش عاشق شهر» برای همیشه اهل سفر شد.

استاد حبیب

استاد سید حبیب آذرنگ، چهره گمنام و نجیب هنر دفاع مقدس شهرستان دزفول، روز گذشته در حالی به خاک سپرده شد که خیابان‌ها و بلوارهای شهر، حواسشان بود «نقاش عاشق شهر» برای همیشه اهل سفر شد. او تصویر همه شهدای شهر را کشیده بود، برای تصویرگری شهدای مدافع حرم می‌رفت که در مسیر جان به جان آفرین تسلیم کرد.

جرقه فکر تصویرگری چهره شهدا برای استاد سیدحبیب آذرنگ از بهمن 56 زده شد. پیش از پیروزی انقلاب سید حبیب با استعداد و علاقه‌ای که به نقاشی دارد، از روی عکس کوچکی از حضرت امام تصویری در ابعاد یک‌ونیم در دو متر می‌کشد و فردا همین تصویر که استاد حبیب در سه ساعت آن را نقش زده است، روی بوم بزرگی پیشاپیش تظاهرکنندگان شهر خودنمایی می‌کند.

از آن زمان، سید حبیب عهدی نانوشته با شهدا بست و کم کم هنر او بر بوم و پارچه و دیوارهای شهر نقش بست و تا شهرهای دیگر رفت. عشق و علاقه‌اش به چهره‌هایی که می‌کشد چنان بود که که گاه ظرف یک روز تصویر ۱۹ شهید را ترسیم می‌کرد.

استاد حبیب گاه شب را تا صبح کنار بوم و قلم‌مو و رنگ‌هایش بیدار می‌ماند و چشم در چشم شهدایی داشت که چهره‌هایشان را بر بوم نقش می‌زد و به خاطر نداشت آن روزها ریالی پول گرفته باشد.

او در کنار هنرش، در عملیات‌ها و جبهه‌های پدافندی هم حضوری فعال داشت و افتخارش رفاقت با بسیاری از شهداست. یکی از تابلوهای معروف او تصویری از شهید بهشتی پس از شهادت ایشان است. استاد حبیب تصویر شهید را در ابعاد ۳ متر در ۴ متر روی دیوار سیمانی بسیج می‌کشد و حیرت همگان را برمی‌انگیزد. پس از آن از شهرهای مختلف دنبال استاد حبیب می‌فرستند.

هنر استاد حبیب به دزفول منحصر نمی‌ماند. او مدت شش ماه در لبنان در پادگانی بین بعلبک و مرز سوریه نیز فعالیت کرد. در آنجا تصاویری از امام موسی  صدر، راغب حرب و بسیاری از شهدا و علمای لبنان کشید و پیشنهادهای مالی برای خرید تابلوهایش را رد کرد و فقط یک جمله گفت: «این کارها را فقط برای خدا انجام داده است. برای اسلام. همین.»

در طول این این سال‌ها استاد حبیب بیش از 3 هزار نقاشی کشید که عمده آنها تصاویر شهداست. با وجود خدمت بی‌نظیرش به فرهنگ ایثار و شهادت، همیشه در گمنامی زیست و این انتخاب خود او بود.

علی موجودی، نویسنده دفاع مقدس در غزلی که به این روح این هنرمند تقدیم کرده، چنین سروده است:

«می‌زد گره نگاه به چشمی که مست بود

او چشم نه، معجزه انگار می‌کشید

نقاش شهر اهل سفر شد، دلم شکست

عکس «حبیب» را که به دیوار می‌کشید؟»

انتهای پیام
captcha