کد خبر: 3904602
تاریخ انتشار: ۲۴ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۴:۰۱

قدیمی‌ترین تماشاخانه‌های تهران / از فراز و فرودهای تالار رودکی تا رسیدن به وحدت

تالار رودکی در دوران پهلوی توسط اوژن آفتاندلیانس براساس مدل نمونه اپراهال وین ساخته شد و با اجرای دو نمایش «زال و رودابه» از ثمین باغچه بان و جشن دهقان از احمد پژمان در یک فضای کلاسیک گشایش یافت.

به گزارش ایکنا به نقل از فارس، تماشاخانه های تهران از خیلی قدیم ترها و دوران قاجار و پهلوی با فعالیت تئاترهای فرهنگ ـ تئاتر ملی ـ تئاتر فردوسی ـ تئاتر سعدی و ... هنرمندان زیادی را به خود دید تا اینکه پس از انقلاب اسلامی به تماشاخانه های مجموعه تئاتر شهر ، سنگلج و ... رسید.  در رابطه با تاریخچه برخی از این سالن های نمایشی به تفصیل در شماره های قبلی مطالبی را منتشر کردیم.

ایرانیان از لحاظ داشتن طبیعت مناسب اقلیمی، امکانات طبیعی و جسمی، گوش موزیکال، احساس موسیقیایی و سوابق کهن برپایی جشن های قومی، آیینی، مذهبی و ملی از غنی ترین ملت های جهانند. کاوش های باستانی، کتیبه ها، سفال  ها و حجاری های به دست آمده موید عمومیت آواز و مشارکت اقشار مختلف در آنها است. نشیمن های مخصوص آواز و ساز نه تنها جزء لاینفک معماری کاخ ها و خانه های اعیانی، بلکه خانه های افراد متوسط اجتماعی نیز بوده و هنوز نیز خانه های بسیاری در سراسر ایران با ویژگی جایگاه مخصوص نوازنده ها باقی مانده است.

«باربد برای هر روز از هفته نوایی اختراع کرده بود که به نام نواهای خسروانی یا الطریق الملوکیه مشهور است و نیز برای هر روزی از روزهای ماه لحن مخصوصی ساخته بود که به سی لحن باربد معروف است و هم چنین سیصد و شصت نوا برای هر روز از سال ترکیب کرده است».

 

یکی از انواع نمایش های کهن ایران که بر اثر حمله اعراب حرام  شده بود و از سده نهم به شکل نمایش اسلامی به نام تعزیه تجدید حیات یافت، به صورت آوازهای انفرادی و جمعی اجراء می شود. مزارع جالیزکاری های برنج شمال ایران که به وسیله زنان کاشت و برداشت می شود، توام با همخوانی زنان کشتگر است.  با توجه به همین ویژگی های موسیقی گرایانه است که اپرت های حاجی بیگف بلافاصله پس از ساخته شدن به زبان های ترکی و فارسی در ایران اجرا شد.

در گزارش های پیشین اشاره کردیم که نخستین دسته نمایشی اپرت به سال 1301 به نام کلوپ موزیکال به وسیله وزیری در ایران تأسیس شد. همه نمایش های موزیکال پیشین دوباره با کیفیتی تازه در دوران آزادی نیم بند 1325-1320 در صحنه های تهران و تبریز اجرا شد. در همین دوران بر اثر علاقه منیره وکیلی و فاخره صبا دو بانوی با قریحه ایرانی به آموزش اساسی و اتمام تحصیلات در پاریس دیگر پایه ای اصلی برای نخستین ستون اپرای حرفه ای به وجود آمد.

ثه وه لین و ثمین باغچه بان زوج هنری دیگر که به موازات وکیلی و صبا فعالیت های گسترده تری داشتند به تدریج در نشست هایی به کوشش حسن شیروانی، مبتکر دفتر اپرا در اداره هنرهای زیبا به تکمیل ستون اصلی برخاستند. کوشش های پرثمر جانبازیان طی یک دهه و فعالیت های زوج دیگری در ارکستر سمفونیک به رهبری حشمت سنجری اساس اپرا را برپا داشت. اجرای قطعات اپرایی در تلویزیون ایران نویدبخش شکوفایی استدادهای هنر اپرای ایران بود.

اتمام ساختمان تالار رودکی به مثابه ایجاد چهارمین ستون امکانات هنری و فنی در راستای تحقق ارزوها شد. اما واقعیت این است که در جا زدن مهارت هنری اپراهای جهان به موازات اکتشاف مهارت بازیگری، اختراعات وسایل عدیده ارتباطی و پیشرفت دستگاه های متنوع سینمایی به جایی رسید که اگر مصلحت های رسمی فرهنگی، ژست ها و تظاهرات تشریفاتی حکومت ها، مسئله سیستم و دیگر علت های جنبی در میان نبود، اکنون نشانی از اپراهای حتی در رم، پاریس و مسکو هم باقی نمانده بود.

 

اپرا به عنوان والاترین هنر صحنه ای سده نوزدهم متکی بر استعدادهای بهره ور از سه موهبت، صدا، موسیقی و بازیگری می تواند و باید هنر جاودان همه سده ها باشد. تحقق معنای واژه والاترین یعنی آرزو و خواست تکاتک افراد اپراپیشه جهان، فقط در گرو ممارست و بهره گیری از دست آوردها، دانش هنری و تجربیات صحن ای است. 

هشدار استانیس لافسکی و کار با هنرمندان اپرا و توفیق آنان در مسکو سبب شد که آموزش سیستم به عنوان ضرورت جزو برنامه درسی همه انستیتو ها و آکادمی های اپرای جهان قرار گیرد. موجودیت قرادادی هنرمندان در صحنه های اپرا حاکی از برخورد سطحی و نآاشنایی در حد لزوم حتی اساتید با اصل موضوع یعنی مهارت بازیگری است. حالا سیستم در تالار رودکی چه جایی داشته است؟ به یقین هیچ!

تالار رودکی در آبان 1346 با اجرای دو اثر زال و رودابه از ثمین باغچه بان و جشن دهقان ساخته احمد پژمان در فضای زیبا و قشنگ به گفته زعمای وقت فرهنگ و هنر محیط کلاسیک دلخواه دربار، به کارگردانی عنایت رضایی گشایش یافت. به تدریج آثاری چون ریگولتو، مادام باترفلای، تسکا، سلمانی سویل، دریاچه قو، رمئو و ژولیت، قهرمان سمند و چند مینیاتور ایرانی در این سالن اجرا شد.

با افتتاح این تالار هفت طبقه که سه طبقه آن گنجایش حدود هزار نفر را داشت، پادشاه یونان و ملکه، هیئت رئیسه اتحاد جماهیر شوروی، رییس جمهور رومانی و بانو، رئیس جمهور چکسلواکی و بانو، امیر کویت، رئیس جمهور مجارستان و بانو، رئیس جمهور بلغارستان، خواننده‌ها، موسیقیدان‌ها، خبرنگاران، عکاسان و کارگزار فرهنگی از نقاط جهان به تهران دعوت شدند. در طول این سال‌ها و تاریخ تهران، مکانی مثل تالار رودکی نتوانسته بود این همه طراح، نقاش، روزنامه‌نگار، خواننده، نوازنده، عکاس، نور پرداز و بازیگر را دور هم جمع کند.

در آمادگی هنری و فنی اپرای ایران از هر لحاظ جای هیچ شبهه و تردیدی وجود نداشت. لیکن اگر بازده این هنر و حاصل ایثار هنرمندان نامبرده حداکثر تنها لذت روحی و انبساط خاطر یک ، دو هزار نفر باشد، آیا به زحماتش نمی ارزد؟ مسئله زحمات بی حاصل نه به خاطر هنر اپرا ، نه به کم مایگی، نه به بی اطلاعی نقش پیشگان ، نه به مهارت های عملی و نه به دانش هنری هنرمندان ایرانی آن مربوط می شود. اشکال در این بود که صاحبان اپرا در برابر خود هدف عام معینی نداشتند.

 

کدام یک از نمایش ها در شاه پرستان ، کدام در میهن پرستان، کدام در مومنان، کدام در پوچ گرایان، کدام در ناسیونالیست ها، کدام در سوسیالیست ها، کدام در عیسویان، کدام در موسویان و .. خوشحالی، شادی و خرسندی پدید آورد؟اگر آثار این ستون های با استعداد اپرا رویدادهایی مثلا مذهبی، تاریخی، اجتماعی، سیاسی نظیر قیام مشروطیت، کودتای 28 مرداد، اشغال ایران، ملی شدن صنعت نفت، تیرباران افسران را تصویر می کرد، نه لیلی و مجنون، وامق و عذرا و هر عشق استوار و نمونه وار دیگر، بی گمان مردمان هنردوست و سپاسگذار ایران، هزار ، هزار از آن استقبال می کردند اما چنین نشد.

دکتر امیر اشرف آریانپور، مسئول مجله رودکی به مناسبت دهمین سالگردگشایش تالار نوشت:

«در طی 9 سال ، حاصل کار تالار 546 برنامه مختلف در 1199 اجرا است. اپرای تهران 52 اپرا و اپرت را 301 مرتبه اجرا کرد. سازمان باله ملی ایران 33 باله را در 99 شب به روی صحنه آورد. ارکستر سمفونیک تهران 94 اثر سمفونیک را 164 مرتبه اجرا کرد. گروه مجلسی 55 برنامه و سازمان برنامه های ایرانی 195 برنامه را 294 شب نواختند.

79 هنرمند و گروه بین المللی در 147 اجرا 91 برنامه را به روی صحنه تالار رودکی آوردند و 26 برنامه متفرقه از قبیل کنسرت های هنرجویان هنرستان ها 34 مرتبه اجرا شد.»

ارقام نمودار اجرای متوسر ریز و درشت هر یک از این برنامه ها حداکثر طی سه شب بوده است و این آیا حقیقتا به زحمتش می ارزیده است؟ از دیگر علل تنهایی و محصور ماندن اپرای ما، مسئله وحدت معنوی، هنری، کلکتیوی  فقدان رهبر هنری توانمند  برخوردار از هنر و تفکر پیشرو زمان بوده است. روشی که هنرمندان صحنه ای و از جمله اپرای ایتالیا و فرانسه وروسیه از آن بهره ورند. 

هنرهای نمایشی ، خواه درام، خواه اپرا اگر مرتبط و متناسب با اهداف معنوی، اجتماعی و بهره مند از کارگردان های علمی نباشند، خواه در ایران و خواه ایتالیا و روسیه، ذوق ، زحمت و بودجه و از همه مهمتر جان هنرمندن را تباه خواهد کرد. اپرای کشور ما دیگر هب ندرت عاشقان خود ساخته ای نظیر منیره وکیلی، فاخره صبا، حشمت سنجری، حسین سرشار و باغچه بان، آفرینندگان حقیقی تالار رودکی را به خود خواهد دید.

*خیزش در دانشگاه

ناکامی و بیهودگی فعالی های نمایشی اداره تئاتر وزارت فرهنگ و هنر در تئاتر دولتی 25 شهریور و تئاتر به اصطلاح غیر وابسته تئاتر کسری، مصادف بود با درگیری جناح های هیئت حاکمه و بروز تشنج در جامعه به ویژه در دانشگاه تهران. دکتر داروساز و با نفوذ، مهدی نامدار نیز که هنگام تأسیس هنرکده آناهیتا تسلیم جبر و پیشرفت شده و به انحلال هنرستان هنرپیشگی تهران تن در داده بود، از دیدن لیسانسکده شبانه دراماتیک به خود امیدوار شد و وارد گود شد.

حکومت مطلقه وزیر فرهنگ و هنر کنار گذاردن کسانی مانند دکتر برکشلی  و دکتر نامدار که در زمینه موسیقی و تئاتر صاحب نفوذ بودند و نزدیکی آنان به دربار سبب شد که شرایط تفوق و تسلط فرح پهلوی بر مواضع هنری ـ برابر پهلبد ـ دگرگونی پذیرفت. عناصر ذینفع در ایرن جریان با بهره گیری از هنردوستی فرح پهلوی و هموار ساختن جاده ریاست افتخاری دانشکده هنرهای زیبا برای وی ، رشته های هنری جدید، از جمله تئاتر و موسیقی دانشگاه را به وجود آورند.

 

رضا، پروفسور ایرانی در رأس دانشگاه تهران قرار گرفت  و برخواست های دانشجویان صحه گذاشت. این پیروزی همزمان با پیروزی دیگر یعنی اجتماع هنرمندان برای تشکیل سندیکای هنرمندان ایران به سال 1347 انجامید. برنامه رشته تئاتر به پیشنهاد مصطفی اسکویی با الهام از برنامه های پیشرفته دانشکده ای تئاتر جهان اصلاح و تصویب شد. توفیق برنامه اجرایی شش ماه اول سال تحصیلی یعنی رستم و سهراب داستانی از شاهنامه که برای نخستین بار در تاریخ نمایشی ایران با بهره گیری از جهش در همه عرصه ها از جمله تنظیم نمایشنامه، موسیقی متن، تهیه البسه و اسلحه های اصیلی برابر اساتید دانشگاه و ریاست عالیه به حدی بود که به مدت دو ماه پیاپی برابر همه دانشگاهیان شرق شناسان خارجی و فرهنگیان نمایش داده شد.

دانشجویان نقش پیشه با توجه به حقایق اوضاع و ماهیت رویدادها، در کسوت گروه آناهیتا به اجرای نمایش در خارج از محوطه دانشگاه نیز ادامه دادند. نمایش رستم  و سهراب هنگامی که با موفقیت در تالار فرهنگ تهران در دست اجرا بود، بروز حادثه ای کم مانند و شاید هم بی مانند هنرمندان ایران را بهت زده به ماتم نشاند. تراژدی شاهنمه به تراژدی گروه بدل شد. 

داستان از این قرار بود که سران دو لشکر متخاصم صف آرای می کنند، سهراب فایق می آید رستم را به خاک می برد و همین که قصد جدا کردن سر از تن او را می کند، رستم با عجز کار را ناجوانمردانه اعلام داشته و کشتی دوباره شروع می شود اما در دور دوم سهراب خاک می شود و پهلوی وی را رستم می درد و رستم با پی بردن به قضایا در صدد خودکشی بر می آید که با منع گودرز شیون کشیده و سر به سینه سهراب می نهد. نمایش تمام می شود. پرده می افتد  و غریو هورا و کف زدنها تالار فرهنگ را می لرزاند و طبق سنت بازیگران نمایش رستم و سهراب را یکبا ردیگر ایستاده در کنار هم مردم می بینند لیکن انتظار بیهود بود در چهارمین شب اجرا با همه تشویقی که از جانب تماشاگران به عمل می آید، پرده کنار نرفت و بازیگران روی صحنه ظاهر نشدند. درست در لحظاتی که تماشاچیان هیجان زده، مشغول کف زدن و هورا کشیدن بودند، پشت پرده سبز رنگ و آویخته سن ، قهرمان اول نمایش ، رستم دستان ، پهلوان سیستان روی صحنه جان بهجان آفرین تسلیم کرده بود. 

اعضای عزادار گروه سیار با حفظ غم همکار از دست رفته خوداجرای نمایش را در مان تالار به مرز سی رساندند و مدتی آن را در سایر نواحی فرهنگی شهر تهران و همچنین مراکز فرهنگی شهرهای رشت، شیراز، اهواز و مناطق نفت خیز خرمشهر، آبادان، آغاجاری، گچساران و دیگر شهرها ادامه دادند.

با توجه به ماهیت منافقانه رویدادها، گروه بازسازی شد و بنا بر عملکرد گذشته و اجرای نمایش های پرتأثیر و خارطه انگیز اتللو، خانه عروسک  و طبقه ششم در 17 شهر کوچک و بزرگ متحرک ابراز علاقه مردم هنردوست شد. مسئولین فرهنگ و هنر آن دوره که به هیچ وجه آماده برخورد با چنین شور و هیجان وسیعی میان نیروی جوان نبودند. گروه آناهیتا را مسبب برخی مشکلات قلمداد کردند. آنان در مراکز اضافه بر اعمال ودستوراعلمل های پنهانی پیشین : جدا کردن و تفرقه انداختن، از صدور پروانه جهت تالار جدید کوچک تازه ساز آناهیتا به بهانه عدم انطباق با ضوابط تعین شده ساختمانی و تجهیزاتی به گونه تالار وحدت (رودکی) جلوگیری کردند و این درست همزمان با تأسیس دو تالار کوچک مشابه، تئاتر کوچک و خانه نمایش شد.

مجموعه تالار رودکی در اصل شامل دو تالار می‌شد. بعد از انقلاب ۵۷ و پیروزی جمهوری اسلامی ایران، تالار بزرگ‌تر را به تالار وحدت و تالار کوچک‌تر را به تالار رودکی تغییر نام دادند و پس از انقلاب اسلامی در این تالار بیشتر کنسرت های موسیقی و نمایش های تئاتر اجرا شده ‌است. 

تالار وحدت (رودکی سابق که پس از انقلاب اسلامی تغییر نام داد) یکی از بزرگترین تالارهای اجرای نمایش و کنسرت می‌باشد که اداره آن توسط مجموعه‌ای با عنوان بنیاد فرهنگی هنری رودکی است. از دیگر تالارهای تحت پوشش بنیاد رودکی می‌توان به مجموعه برج آزادی و تالار حافظ و تالار فردوسی اشاره کرد. بعد از انقلاب این مجموعه زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به فعالیت خود ادامه داد و همچنین مدیر عامل بنیاد فرهنگی هنری رودکی توسط وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی منصوب می‌شود.در این تالار باشکوه بعد از انقلاب بسیاری از نمایش‌ها و کنسرت‌ها برگزار می شود و هنرمندان بسیاری در این مکان خاطره دارند.

تالار توسط اوژن آفتاندلیانس بر اساس مدل نمونه اپراهال وین ساخته شده است. زیر بنای این تالار حدود ۱۵۷۰۰ مترمربع است و شامل یک سالن همکف و سه طبقه بالکن به صورت مدور می‌شود که در مجموع گنجایش ۹۰۰ تماشاگر را دارد. این ساختمان دارای دو زیرزمین، تالار کنسرت شامل صحنه و سالن تماشاچیان در طبقه هم کف و ساختمان اداری تشکیل می‌شود..ساخت تالار در خیابان دکتر ارفع (استاد شهریار کنونی) در سال ۱۳۳۶ آغاز و پس از ۱۰ سال با بهترین طراحی داخلی و تجهیزات بی‌نظیر ماشینری نور و صدا، بهره‌برداری و در آبان‌ماه ۱۳۴۶ افتتاح شد.  زیر بنای این تالار نزدیک به ۱۵۷۰۰ مترمربع است و شامل یک سالن همکف و سه طبقه بالکن به صورت نعل‌اسبی است که در مجموع گنجایش ۷۴۰ تماشاگر را دارد. مساحت کل ساختمان در ۷ طبقه و زیرزمین‌ها به ۲۱۰۰۰ متر مربع می‌رسد. سن اصلی تالار وحدت با عرض ۱۲ متر و بیش از ۱۰ متر عمق دارای ۳ سیستم سن متحرک است.

حال سال هاست که در مکان تالار وحدت هنرمندان زیادی به اجرای اپرا و ارکسترهای ملی و سمفونیک و اجراهای موسیقی زنده و غیر زنده، نمایش های مختلف بیگ پروداکشن و اجراهایی از این دست به صورت ملی و بین المللی می پردازند.

منابع:

تئاتر در ایران، کوروس سلحشور. آبان 1374

مجله رودکی. امیراشرف آریانپور. از تالار فرهنگ تا تالار رودکی. 1356

سیری در تاریخ تئاتر ایرام. دکتر مصطفی اسکویی. تهرا 1378

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* :