
امّتی كه در پرتو دین واحد و تحت امامت و ولایت واحد آخرین حجت الهی، آرمانشهر بشری را تشكیل میدهند، به گونهای رشد میكنند، که قلههای بلند فرهنگ و دانش را تسخیر میكنند و به پیشرفتهای کلانی در صنعت، تكنولوژی و توسعه همهجانبه دست مییابند و در همه عرصهها، به گونهای فزاینده رو به كمال میروند. امیر مؤمنان(ع) هدایت عقلانی و وحیانی مردم، گسیختن زنجیرهای اسارت، مؤاخذه ستمکاران، تفرقه ستمگران و اتحاد مؤمنان، خروج گنجینههای زمین، احیای قرآن و سنت پیامبر(ص) و گسترش عدالت را برخی از این رویدادهای مبارک در دوران پس از ظهور میدانند.
با ظهور خورشید حاكمیت مهدوی(عج) به بركت وجود آن حضرت، عقلِ اسیر هواپرستی، آزادی خویش را بازیافته چون گنجی نهفته اثاره میشود، شكوفه میدهد و به بار مینشیند؛ آنگاه حضرتش دلهای تشنه كمال را از سرچشمه وحی سیراب میكند. حضرت علی(ع) در خطبه 138 اشاره دارند «یعْطِفُ الْهَوى عَلَى الْهُدى اِذا عَطَفُوا الْهُدى عَلَى الْهَوى، وَ یعْطِفُ الرَّأْىَ عَلَى الْقُرْآنِ اِذا عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَى الرَّأْى ... و یُحیی مَیّتَ الکتابِ و السّنّةِ؛ خواسته دل را پیرو هدایت میکند، در زمانی که مردم هدایت را تابع خواسته خود میکردند، و اندیشه را پیرو قرآن میکند، در زمانی که مردم قرآن را تابع اندیشه (رأی) خود نمودهاند... و آنچه از کتاب خدا و سنت پیامبر متروک شده را زندهگرداند».
آن حضرت در زمانی که مردم بهخاطر هواپرستی، عقل و هدایتهای خردمندانه را به فراموشی سپردهاند، پردههای هواپرستی را کنار زده، هدایت عقلانی را جایگزین آن میسازد و در آن زمان که توجیهگران برای رسیدن به مطامع ناپسند خود قرآن را از طریق تفسیر به رأی بر خواستههای خود تطبیق میدهند، او فرمان وحی را معیار سنجش و برنامه کار خود قرار میدهد. آری، همه انحرافاتی که تا کنون دامان اسلام را فرا گرفته بهخاطر همین دو انحراف است و طریق اصلاح نیز همین است.
حقیقت آن است که با ظهور مصلح کل، حضرت مهدی(عج)، عدالت و اصلاح در تمام شئون هستی پدید میآید و پیشه و اندیشه بشری اصلاح میشود و عقل انسانها در هر دو بعد علمی و عملی تعدیل میشود. با ظهور ذخیره هستی، مهدی موعود(عج)، همه مکتبهای غربی و شرقی و مذاهب گوناگون افراطی و تفریطی در هم پیچیده میشوند و بشر در سایه احکام و دستورات آسمانی، از گرداب هوا و هوس نجات مییابد و فکر و فرهنگ او اصلاح میشود.
ابن ابی الحدید در ذیل این کلام حضرت مینویسد «این سخن امیرمؤمنان اشاره است به امامی که در آخرالزمان خواهد آمد و در روایات فراوان، از آمدن او خبر داده شده و با ظهور او، هدایت قاهره پدید آمده و عمل به رأی و قیاس از میان رفته، برابر قرآن کریم رفتار میشود».
عصر ظهور و حاكمیت آخرین حجت الهی(عج) را میتوان عصر عزت و سربلندی مظلومان و خواری و شكست نهایی ستمگران دانست، در اعصار گذشته، در اثر سیاستهای حاكمان جور و كفر، عرصه بر مظلومان تنگ شده بود. آن حاکم الهی هیچ بیعتی از كسی بر عهده ندارد و در برابر هیچ طاغوتی متعهد نیست؛ از اینرو امیر مؤمنان(ع) در خطبه 150 نهجالبلاغه فرمودند «لِیحُلَّ فِیهَا رِبْقاً وَ یعْتِقَ رِقّاً؛ او میآید تا گرهها را بگشاید و بردگان را از قید اسارت آزاد سازد». «ربق» طناب چند رشتهای و چند حلقهای است که از چند جهت طرف به بند کشیده شده است و شغل، بیکاری، بیماری، قرض و زورگویی شنیدن ازجمله این گرههاست و امام این گرهها را باز میکنند.
گسسن پیوند نامبارک معاندان لجوج و دشمنان عنودی كه منطق فرعونی دارند و در برابر منادی یگانهپرستی و احیاكننده عدالت همدست شدهاند و در هم پیچیدن طومار استثمار و خودكامگی فراعنه عصر ظهور كه برای اطفای نور الهی از هیچ جنایتی فروگذار نمیکنند، در دستور كار منجی الهی است؛ البته رسیدن به این نصرت الهی، نیازمند فداكاری، نبرد، اتحاد و جانفشانی است.
حضرت در خطبه 150 بیان دارند «یصْدَعَ شَعْباً وَ یشْعَبَ صَدْعاً؛ و میآید تا ستمگران متحد را پراکنده و حقجویان متفرق را گرد هم آورد». همچنین در کلام غریبی به گردهمایی یاران حضرت اشاره نموده، اجتماع مؤمنان و مطیعان را به جمع شدن ابرهای پراکنده تشبیه میفرمایند «نفرات و گروههایی که هیچ ارتباطی با هم ندارند وحدت میکنند و در نهایت به نفع اسلام تمام میشود. نفرات و گروههایی که با هم متحد شدند یا میخواهند که متحد باشند امام اختلاف بین آنها میاندازد و اینها کارهای امام زمان(عج) است». همچنین در نهجالبلاغه آمده است «فَیجْتَمِعُونَ إِلَیهِ كَمَا یجْتَمِعُ قَزَعُ الْخَرِیفِ؛ مؤمنان(یاران) به سوی او گرد میآیند؛ آنچنان که ابرهای پاییزی بهسرعت به هم میپیوندند».
امام مهدی(عج) در صبح پیروزی، جنگ افروزان و ستمگران را محاکمه و کیفر خواهد کرد و فرصت هر ضرر و اضراری را از آنان خواهد ستاند و بدین ترتیب مرز دین الهی و سعادت بندگان خدا را را پاس میدارد؛ طاغیان را رسوا و خوار میسازد و شرّ آنان را دامنگیر خودشان میكند؛ همان رهزنانی كه امام صادق(ع) درباره آنان فرمود «أَمَا إِنَّ قَائِمَنَا لَوْ قَدْ قَامَ لَقَدْ أَخَذَ هم وَ قَطَعَ أَیدِیهُمْ وَ طَافَ بِهِمْ وَ قَالَ هَؤُلَاءِ سُرَّاقُ اللَّهِ؛ اگر قائم ما قیام كرده بود، ایشان را میگرفت و دستانشان را میبرید و به خواری در كوی و برزن میگرداند و میفرمود: اینان دزدان خدایند». امیر مؤمنان(ع) نیز به این خبر بشارت میدهند «یأْخُذُ الْوَالِی مِنْ غَیرِهَا عُمَّالَهَا عَلَى مَسَاوِئِ أَعْمَالِهَا؛ او عمال حکومتهای ظالم پیشین را بر اعمال بدشان کیفر میدهد».
یکی از رهاوردهای دولت کریمه مهدی موعود(عج) که در نهجالبلاغه مورد اشاره قرار گرفته، تأمین رفاه و آسایش اقتصادی بشر در زمان حکومت آن حضرت است که از طریق وفور نعمت و برکتهای زمینی و آسمانی تأمین میشود.
بهرغم زعم باطل گروهی كه تشكیل حكومت مهدوی(عج) را مایه ارتجاع بشر به شیوههای زندگی بدوی معرفی میكنند، عصر نورانی حكومت حضرتش دوران شكوفایی فزاینده و رو به كمال بشریت خواهد بود. اوضاع رضایت بخش و پر خیر و برکت دوران ظهور چنان است که مردم از نظر مادی نیز در مسیر تکامل قرار میگیرند. امام علی(ع) در خطبه 138 در این باره میفرمایند «وَ تُخْرِجُ لَهُ الْأَرْضُ أَفَالِیذَ كَبِدِهَا وَ تُلْقِی إِلَیهِ سِلْماً مَقَالِیدَهَا؛ در آن زمان زمین گنجهای خود را بیرون میریزد و کلیدهایش را تسلیم وی میکند». در کتاب پیام امیرالمؤمنین نیز آمده است «در حکومت مهدی(عج)، معادن گرانبهای درون زمین به آسانی کشف میشود و کلید این منابع یا کلید حکومت سراسر زمین در اختیار او قرار میگیرد».
در روایتی از امام باقر(ع) آمده است «وَ یُجْمَعُ إِلَیْهِ أَمْوَالُ الدُّنْیَا مِنْ بَطْنِ الْأَرْضِ وَ ظَهْرِهَا، فَیَقُولُ لِلنَّاسِ تَعَالَوْا إِلَى مَا قَطَعْتُمْ فِیهِ الْأَرْحَامَ، وَ سَفَکْتُمْ فِیهِ الدِّمَاءَ الْحَرَامَ، وَ رَکِبْتُمْ فِیهِ مَا حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ، فَیُعْطِی شَیْئاً لَمْ یُعْطِهِ أَحَدٌ کَانَ قَبْلَهُ؛ خداوند همه اموال را از روی زمین و درون آن برای حضرت جمع میکند پس او به مردم میفرماید: بیایید به سوی چیزی که به خاطر آن قطع رحم کردید و خونها ریختید و مرتکب حرام الهی شدید؛ آنگاه خداوند به او از ثروت دنیا آنقدر میدهد که به احدی پیش از او نداده است».
مسئله وفور نعمت و رفاه اقتصادی مردم در زمان حکومت حضرت مهدی (عج)، حقیقتی است که در روایات فراوان به آن اشاره شده است پیامبر اکرم(ص) میفرمایند «و تزیدُ المیاهُ فی دولته و تمدُّ الانهارُ و تُضعّفُ الارضُ اُکُلَها و سَتُخرجُ الکنوزُ؛ در زمان برقراری دولت مهدی، آبها فراوان میگردند و نهرها کشیده میشوند، برکات زمین افزایش مییابند و گنجها استخراج میگردند».
شهروندان این دولت كریمه از هر ستمی در اماناند؛ آنچنان كه در پرتو این عدالت، دشمنیها به دوستی، نزاعها به صلح، و كینهها به محبّت بدل میشود. صفا و مهر نه تنها میان بشر بلكه بین حیوانات نیز شایع میگردد و میوه شیرین امنیت عمومی، محصول عدالتگستری حكومت مهدوی(عج) خواهد بود. در این فضای عدالتگستر، اثری از بیعدالتی در عرصههای اقتصادی یا سیاسی نخواهد ماند و حق هر صاحب حقی، بیهیچ كم و كاستی یا ضایع شدنی به او عطا میشود. امیرمؤمنان(ع) در خطبه 138 در این باره فرمودند «فَیریكُمْ كَیفَ عَدْلُ السّیرَةِ؛ آنگاه او روش عدالت گستری را به شما مینمایاند».
خداوند به برکت امام عصر(عج) زمین را پر از عدل و داد میکند همانگونه که پر از ظلم و جور شده بود و عوامل ظلم و ستم برای همیشه برچیده خواهد شد. خداوند سبحان در آن روزگار همه نیروهای زمین را در اختیار کسی قرار میدهد که آن را در مجرای عدالت به ثمر برساند. اگر پرسیده شود فعل «یریکم» دلالت بر آن دارد که مردمی که طرف خطاب هستند، وقایعی را که آن حضرت خبر داده، درک خواهند کرد، حال آنکه گفته شده این حوادث در آخرالزمان رخ خواهد داد، سبب چیست؟ پاسخ آن است که خطاب به حاضران امت به منزله خطاب به همه امت است، مانند خطابهای قرآنی که ظاهراً مخاطب آنها، مردم زمان پیامبر(ص) هستند ولی همه انسانها را تا روز قیامت شامل میشود.
امام عصر(عج) احیا كننده آموزههای نورانی قرآن و معارف پیامبر اكرم و ائمه هدی(ع) است. رهاورد انقلاب او همان اسلام ناب و معارف والای پیامبر بزرگ اسلام است كه از خزائن الهی عرضه داشت و امامان معصوم(ع) یكی پس از دیگری، آن را در بیان و سیره خویش پاس داشتند. در خطبه 138 نهجالبلاغه آمده است «وَ یحْیى مَیتَ الْكِتابِ وَ السُّنَةِ؛ کتاب خدا و سنت را زنده میکند».
اصبغ بن نباته از امیر مؤمنان(ع) نقل میکند «کَأنِّی بِالعَجَمِ فَسَاطیطِهِم فِی مَسجِدِ الکوفَة یُعلِّمونَ النّاسَ القُرآنَ کَما اُنزِلَ؛ اقوام فارس را میبینم که گروه گروه در مسجد کوفه نشسته و به مردم قرآن را آنگونه که نازل شده میآموزند» از آن حضرت سؤال کردم «یا أمیرَالمؤمنین! أوَ لَیسَ هُوَ هَذا کَما اُنزِلَ؟؛ یا امیرالمؤمنین! آیا اکنون قرآن چنان که نازل شده، نیست؟» فرمودند «مَحَی مِنهُ سَبعُونَ مُن قُرَیشٍ بُأسمائهِم وَاسمَاء آبائهِم، وَما تَرَکَ أبولَهَب إلّا لِلأزراء عَلی رَسُول اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلِهِ؛ نامهای قریش و پدرانشان از آن محو شده و نام ابولهب بهخاطر آزاری که به پیامبر(ص) مینمود، باقی مانده است».
از امام صادق(ع) نقل شده است «یَصْنَعُ مَا صَنَعَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) یَهْدِمُ مَا کَانَ قَبْلَهُ کَمَا هَدَمَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) أَمْرَ الْجَاهِلِیَّةِ وَ یَسْتَأْنِفُ الْإِسْلَامَ جَدِیدا؛ مهدی(عج) چنان میکند که پیامبر(ص) کرد. آنچه پیش از اوست ویران میکند؛ چنان که پیامبر(ص) جاهلیت را ویران نمود و او اسلام جدیدی میآورد». حجت خدا با ظهور خویش، تعالیم و ارزشهای فراموش شده قرآن و سنت پیامبر(ص) را بار دیگر زنده میکند و مردم را از نظر معنوی نیز در مسیر تکامل قرار میدهد.
امیرمؤمنان(ع) در نهجالبلاغه اشاراتی گویا به موضوعات مهدویت دارند و با بیان سرّ غیبت آخرین حجت الهی، ظهور آن حضرت و بازگشت دنیا به اهل بیت(ع) را بشارت داده، اوصاف بیبدیلی؛ همچون حراست از حکمت و جویندگی حکمت، پیروی از سلف صالح و ... برای حضرتش برمیشمارند. همچنین یاران نیکبخت آن حضرت را با ویژگیهایی چون آمادگی و برّندگی، روشنی چشم و گوش به نور قرآن، نوشیدن جامهای حکمت در صبح و شام، معروف بودن در آسمان و مجهول بودن در زمین و...ستودهاند. آنگاه به بسیاری از حوادث دشوار آخرالزمان مانند عقب گردی در کارها و گسیختگی پیوندها، مدیریت خردسالان، گمراهی فراگیر، دشوارتر بودن درآمد حلال از ضربت شمشیر و... اشاره کردهاند.
سپس توصیههایی مشفقانه به منتظران راستین میفرمایند «و آنان را از دامن زدن به فتنهها و دور دانستن ظهور بر حذر میدارند و به جدا نشدن از امام و ملازمت با دین و عترت پیامر(ص) سفارش میکنند». سپس در کلامی سراسر امید و نوید، رخدادهای پس از ظهور را که شامل هدایت عقلانی و وحیانی مردم، تفرقه ستمگران و اتحاد مؤمنان، خروج گنجینههای زمین، گسترش عدالت و احیای قرآن و سنت است، برمیشمارند.
محسن حقشناس، کارشناس ارشد نهجالبلاغه و دبیر بنیاد بینالمللی غدیر در قزوین
انتهای پیام