در مجموعه سیاستگذاریهای اقتدار عمومی سیاستهای فرهنگی بالاترین اهمیت را دارد قاعدتاً از این روست که در نگاه یونسکو فرهنگ و سیاستگذاریهای فرهنگی در کانون فرآیند توسعه پایدار کشورها تعریف میشوند، فلذا برای سنجش و ارزیابی میزان موفقیت یا عدم موفقیت سیاستگذاری در حوزه فرهنگ نیازمند نگاهی واقع بینانه هستیم، نگاهی که در سایه پاتولوژی سیاستگذاریها تحصیل خواهد شد، بنابراین هدف ما ضمن تبیین رابطه فرهنگ و سیاستگذاری بررسی مهمترین آسیبهای سیاستگذاری فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران با روش توصیفی و تحلیلی با استفاده از تجزیه و تحلیل دادههای گردآوری شده به روش کتابخانهای میباشد. یافتهها حاکی از آن است که در حوزه سیاستگذاری فرهنگی مشکلات عدیدهای در بخشهای مربوط به مطالعات نظری و شکلگیری، اجرا و ارزیابی وجود دارد.
فرهنگ جوهره هستی و ذات زندگی آدمی است که انسان را صاحب هویت و شخصیت میکند و با عناصر درونی خود تنشهای درونی جامعه را کاهش میدهد فرهنگ مجموعهای از آداب و رسوم، عقاید و افکار، پندارها و باورها، گفتارها و کردارها ابداعات و اختراعات، هنجارها و اعتقادات، هنر و ادبیات بوده که طی زمان در جامعه شکل گرفته، از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و عموم اعضای جامعه آنها را بصورت عادت به منصه ظهور میرساند.
منظور از عمومی بودن آموزش، آموزش از مهدکودک تا دانشگاه نیست بلکه به نوعی بازخوانی و به معنای محدود نبودن تحصیلات در دورههای خاص از زندگی اطلاق میشود.
دکتر فرشاد کیوان بهجو، عضو هیئت علمی و مدیر فرهنگی دانشگاه محقق اردبیلی، در حاشیه کرسی دانشجویی با موضوع «ارائه الگوهای خط مشی گذاریهای فرهنگی با رویکرد تحول فرهنگی»، در گفتگو با خبرنگار ایکنا از اردبیل، اظهار کرد: نظام اجتماعی دارای کار ویژههای انسجام، همبستگی اجتماعی، نیل به اهداف و انطباق با شرایط جدید و متغییر و حل منازعات بوده و یکی از کارکردهای مهم کارکرد حفظ الگو است.
وی بیان کرد: فرایندهایی که به کمک آنها اجتماعی شدن افراد تحقق مییابد در ذیل کارکرد حفظ الگو جامعه قرار گرفته و از طریق جامعه پذیری است که فرهنگ به عاملان منتقل، توسط آنها درونی شده و عامل مهمی در انگیزش رفتار اجتماعی محسوب میشود که این کارکرد توسط نهادهای اولیه(خانواده) و ثانویه(نظام آموزشی و رسانه) صورت میگیرد.
کیوان بهجو، تصریح کرد: وقتی نهادهای متولی فرهنگ با مرجعیتهای متعدد اقدام به سیاستگذاری نمایند بدون اینکه بین مرجعیت بخشها هماهنگی باشد، نتیجه آن تناقض پرورش اجتماعی اولیه و ثانویه خواهد بود که از پیامدهای چنین تناقضی شکاف بین نسلها و گسست فرهنگی خواهد بود.
عضو هیئت علمی و مدیر فرهنگی دانشگاه محقق اردبیلی، ادامه داد: برای ایجاد تعادل بین اجزای مختلف سیستم اجتماعی بایستی ضمن بررسی آسیبهای سیاستگذاری فرهنگی راه حل هائی به دستگاههای متولی فرهنگ ارائه شود تا پس از انتخاب راه حل رضایتبخش در چارچوب مدل خردگرائی محدود به مرحله اجرا درآیند.
وی تاکید کرد: در یک نسبتسنجی میتوان نسبت میان فرهنگ و سیاستگذاری را در دو محور؛ گستره مفهومی فرهنگ و رویکردها و پارادایمهای روش شناختی سیاستگذاری در دو پارادایم روششناسی «اثباتگرایی» و «تفسیری» خلاصه کرد که باعث طرح مدلهای خاصی در خصوص سیاستگذاریهای فرهنگی شده است.
گفتنی است؛ آسیبشناسی از این جهت حائز اهمیت است که آسیب میتواند به بحران منجر شود و بحران نیز همانگونه که هابرماس اشاره میکند حاکی از بیکارکرد شدن نظام بوده که این یعنی بازماندن از تولید آنچه که باید در اختیار سایر نهادها قرار دهد.