بنواخت نور مصطفی آن استن حنانه را
کمتر ز چوبی نیستی حنانه شو، حنانه شو
ای مجسمه و تندیس عشق و محبت و دلدادگی و ای رحمت واسعه الهی، عشقت خمیره جانمان شده. روزانه در چند نوبت نماز واجب و مستحب و هنگام گفتن اذان و اقامه و بیش از همه در وقت سلام نماز، خود را در برابر تو می بینیم و گویا در روضه بهشتی ات قرار گرفتهایم. اگرچه جسممان از تو دور است، اما جانمان از شوق حرم تو پرواز کرده و خود را در کنار ستون توبه و وفود و حرس مییابد و با جان و دل به تو سلام میکند.
سلامهای مسجد النبی به یاد ماندنی است که لذتش از یاد نمیرود و میدانیم که سلام به تو سلام به پاره تن تو زهرا(س) نیز هست، چرا که سلام به کل؛ سلام به جزء نیز هست و او پاره تن تو و دلداه و دلباختهات بود.
مسجد النبی هنوز از حضور گامهای خمسه آل عشق بخود میبالد.
ای پدر مهربانم، گوشم را به شنیدن جواب سلامهایت باز کن یا حداقل بهنگام مرگ و وداع سنگین با این دنیا ؛ سختی مرگ را با دیدن روی زیبایت تسکین بخش. ما عاشقانه منتظر این جوابیم، چرا که عمری در نماز و غیر نماز به تو سلام دادهایم و با عشق، دوری راه را به جان خریده به زیارتت آمدیم.
این برهان احسانی و برهان سلامی را خدایت یادمان داده که: «هل جزاء الاحسان الا الاحسان»
و یا این برهان قویتر: «وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ حَسِيبًا»: هر گاه شما را تحیت و سلامی گفتند شما نیز باید به تحیت و سلامی بهتر از آن یا مانند آن پاسخ دهید، که خدا به حساب هر چیزی کاملاً خواهد رسید. و چه محاسبه گر خوبی است این خدای مهربان و رسولش.
ای محمود حق، بگذار تو را پدر صدا کنم که تو و مولایمان علی پدر امتیید و ما یتیمهای توایم. ما همان یتیمهایی هستیم که خدایت امر فرمود با همه بدیمان با ما قهر نکنی «و اما الیتیم فلاتقهر». ما همان گدایانی هستیم که خدایت فرمود آنان را از در خانه ات رد مکن «و اما السائل فلا تنهر»
ما یتیمهایی هستیم که پدر خود را ندیدهایم و حسرت جانکاه دیدنش را همه عمر با خود داشته و خواهیم داشت و شکوه نبودنت را تنها به نزد خدا میبریم که: «اما نشکو الیک فقد نبینا و غیبة ولینا». خدایا عذر ما را در یتیمی و نداریمان بپذیر.
ای حبیب خدا، تو عاشقی بودی که به بلال گفتی «یا بلال ارحنا» بلال زود ما راحت کن و اذان را بگو که وقت ملاقات با محبوبم فرا رسیده و دلتنگ او شدهام. کاش ذره ای از آن محبت و عشق بی نهایت به پروردگارت را در دل سنگ ما مینشاندی تا ما هم چون تو عاشقانه و دیوانهوار جویای او باشیم و لحظات حضور را جستجو کنیم و فرصت اندک حضور در دنیا را صحنه معاشقه با او گردانیم و دائم در نماز باشیم: «و فی صلاتهم دائمون».
ای ستوده شده، راهی آسان برای ما و برای رسیدن به فهمیدن راز و سرّ آفرینشمان باز کن و ما را به چشمه عشق و معرفت الهی رهنمون ساز تا برادههای آهن دل ما جذب این کانون نور و معدن عظمت گردد و حجابهای نفسانی را پاره کند.
ای دلباخته پروردگار، عشق او دلت را ربود و بیتاب کرد، از او بخواه که این دلربای تو، دل بی ارزش ما را که مشتری ای ندارد از آن خود کند و آن را برباید.
یا رسول الله، چه دلبری کردهای که پروردگارت به جان تو قسم خورده که «لعمرک» یعنی به جان تو قسم اینجا ست که باید فروتنانه بگوییم: «محمد و ما ادراک ما محمد(ص)»
ای معجزه دوران، اگر مکیّان دیرباور معجزه شق القمر تو را دیدند، ما هم معجزه شق القلوب دلدادگانت را دیدهایم که پارهای از آن را برای تو و پارهای دیگر را برای دختر و فرزندانت قرار دادهاند.
ای سید اولین و آخرین، یکی از حسرتهای ظالمان در روز قیامت آن است که چرا در دنیا با تو طرح دوستی نریختهاند و در کنار دریای بیکران رحمت تو لبی تر نکردهاند: «وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا».
از خدای تو سپاسگزاریم که راهی برای دوستی و آشنایی ما با تو و خاندان تو باز کرد و ما را عاشق تمام عیار جنابت کرده است.
ای پناه بی پناهان، علی(ع) با آن عظمت و صبر که اصبر الصابرینش میگفتند میگفت ما در شدائد جنگ که به تنگ میآمدیم به رسول خدا(ص) پناه میبردیم و همو بود که در شهادت دخترت بی تاب شده به قبر تو پناه آورد. ما هم به شداید و سختیهای دهر میگوییم بر ما فرو بریزید که ما پشت و پناهی چون رسول حق داریم.
ای سالار عشق، تو به مقامی از عشق و قرب به حق رسیدی که حتی جبرئیل هم به آن نرسید. پس چه افتخاری بالاتر از این که ما امت چنین پیامبری هستیم و باید بر همه عالمیان فخر فروخت که ما پیروان عاشق ترین عشاق خدا و سالاران عشق و بنده ترین بندگان خداوند هستیم.
خدایا ظاهر و باطن ما را احمدی و محمدی و مصطفوی کن.
ای همه عشق و عشق همه، ما عاشق توئیم چون تو سراسر، عشق به خدایی و همه عشق ما از آن روست که تو عاشق ترین و دلباخته ترین به حق بودی و حبیب دوست داشتنی معشوق مایی.
ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را رفیق و مونس شد
ای پیک عشق حق، به خاطر حق بزرگی که تو بر ما داری، خدایت به ما اجازت فرمود که حتی در حال نماز و مناجات و گفتگوی با او - که در آن از هر سخنی از جنس سخن آدمیان منع شدهایم - با شنیدن نام تو گفتگو را قطع کرده و با فرستادن درود بر تو، به تو احترام بگذاریم و بر تو درود بفرستیم.
ای مصطفی، خدایت تو را دوست داشت که در قرآن بیش از هفتاد بار، نام تو را در کنار نام خود ذکر کرد و تو را به مقام محمود و مقام حبیب اللهی رساند. ای رسول خدا(ص) ما را نیز از فضل و رحمتت بهره مند کن.
دشمنان کور دل خواهند گفت که مشرک شدهای، اما چشم سر و دل آنان این آیه را ندیده یا نخواستهاند که ببینند که خداوند فرمود: «أَغْناهُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ»: خدا مومنین را از فضل خود و رسولش بهره مند ساخته است. خدایا دستان حاجتمندان را پر از فضل خود و رسولت گردان.
ای امیر کاروان رحمت الهی، خدایت همه ذکر ها را آهسته می پسندد جز دورد بر تو و خاندان تو که آن را آشکارا و بلند میطلبد، آن هم درودی که در آن بنده به خدا عرضه میدارد : «خدایا از ادای حق این پیامبر دوستداشتنی عاجزم تو خود از جانب ما بر او و آلش درود فرست.»
ای برگزیده و صفی الله، خدای متعال به ما دستور داده که نزد تو آییم و از تو طلب آمرزش کنیم: «وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا»
و از تو هم درخواست کرده که برای ما طلب استغفار کنی وما چه محتاج طلب استغفار و تشنه شفاعت و دعای توییم.
میدانیم که تو حریص بر هدایت ما بودی و نزدیک بود در این راه که جانت را هم بدهی. میدانیم برای هدایت ما بر تو آزارها رساندند، اما این را هم میدانیم که اگر تو نبودی ما در ظلمات شرک و نفاق غوطه ور بودیم. پس هر چه داریم از راه فضل جناب شما و خاندان شماست که: «بکم انقذنا الله من الشرک و النفاق».
خدایا گفتهاند که: «من احبّ شیئا حشره الله معه» ماهم به رسول(ص) و آل او که محب تو هستند عشق می ورزم و امید داریم با آنان محشور شویم.
امام سجاد(ع) فرمود: «یا ویلتا ان فرقت بینی و بین محمد المصطفی» ای وای اگر بین من و پیانبرت جدائی اندازی. وشاید عذابی بالاتر از آن نباشد.
ای دوست داشتنی دل، کوه احد و ستون حنانه هم تو را دوست داشتند پس مپسند که کمتر از سنگ و چوبی باشیم و دلمان از مهر تو تهی باشد که در آن صورت مردهایم.
بنده ای کوچک از بندگان و آزاد شدگان محمد
حجت الاسلام و المسلمین امر الله شجاعی راد
انتهای پیام
بسیارعالی وآموزنده