کد خبر: 4042541
تاریخ انتشار: ۲۲ اسفند ۱۴۰۰ - ۱۳:۲۴
آیت‌الله سیفی مازندرانی بیان کرد:

شبهه‌ای که «زراره» را تا مرز آتش زدن روایات امام صادق(ع) پیش برد

آیت‌الله علی‌اکبر سیفی مازندرانی ضمن اشاره به ماجرای اعتراض ملائکه درباره خلقت حضرت آدم تصریح کرد: این شبهه‌ای که در خلقت آدم برای ملائکه ایجاد شده بود اختصاص به ملائکه نداشته و حتی بعد از قرن‌ها که این آیه نازل شد، نظیر همین شبهه برای شخصی مثل زراره ایجاد شده است.

به گزارش ایکنا، جلسه تفسیر قرآن کریم، توسط آیت‌الله علی‌اکبر سیفی مازندرانی، از اساتید درس خارج حوزه علمیه قم، روز گذشته با محوریت سوره بقره برگزار شد.
در ادامه گزیده متن این جلسه را می‌خوانید؛

«وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ»

روایاتی که در تفسیر آیه وارد شده‌اند در سه طایفه قابل تقسیم هستند. طایفه اول روایات در موضوع خلیفه هستند یعنی به تفسیر خود خلیفه نظر دارند که این خلیفه کیست. در این روایات چند نکته بیان شده است؛ نکته اول این است که مراد از خلیفه در این آیه شریفه، نبی و اهل بیت(ع) هستند. تمام روایات این طایفه بر این نکته تصریح دارند. نکته دوم ارتباط آیه شریفه با آیات قبل آن است، یعنی میان این آیه و آیات قبل چه مناسبتی برقرار است. نکته سوم این است چه دلیلی داشت که ملائکه سوال کردند یا اعتراض کردند؟ آیا علتش جهل آنها بود؟ آیا سوء سابقه در سکنه ارض مشاهده کرده بودند؟ این هم یک نکته مهمی است که این نصوص متعرض آن شدند.

نکته چهارم این است وقتی ذات مقدس حق تمثل نبی(ص) و اهل بیت(ع) را در آن اشباح نورانی متجلی کرد، ملائکه آنها را نمی‌شناختند و با تعلیم حضرت آدم به امر پروردگار آن اشباح را شناختند و فهمیدند اعتراضشان بی‌خود بوده است. پس خود ملائکه صاحبان اشباح را نمی‌شناختند. بعد از اینکه آنها شناختند و از اعتراضشان دست کشیدند، خدای تعالی از آنها اقرار گرفت. نکته پنجم این است؛ شبهه‌ای که در خلقت آدم برای ملائکه ایجاد شده بود اختصاص به ملائکه نداشته و حتی بعد از قرن‌ها که این آیه نازل شد، نظیر همین شبهه برای شخصی مثل زراره ایجاد شده است. یکبار زراره در محضر امام صادق(ع) گفت چندبار اراده کردم تمام روایاتی که جمع کردم آتش بزنم. حضرت بدون اینکه علت سخن زراره را از او بپرسد به او فرمود: پس اعتراضی که ملائکه در خلقت بشر کردند درست بوده و ملامتی بر آنها نیست؛ یعنی امام ذهن او را خواند. این از معجزات امام بود که قبل از اینکه زراره عامل اعتراض را بیان کند امام به آن خبر داده است و زراره با بیان امام، جواب خودش را گرفته است. حاصل شبهه زراره این است که این‌همه ستمگران ستم می‌کنند و انسان‌های مومن در سختی و زندان هستند و اهل بیت(ع) خانه‌نشین شدند، چرا خدای تعالی انسان را آفرید که به چنین صحنه‌ای منجر شود. آن وقت امام با این بیان به حکمت آفرینش انسان اشاره کردند یعنی وجود امام معصوم برای خلقت بشر کفایت می‌کند. این روایات هم برای این جمع می‌شود که انسان‌های کامل از همین روایات پرورش پیدا کنند و تعلیم بگیرند. افساد هم تبع بشر است ولی این دلیل نمی‌شود شما مایوس شوید و روایات را آتش بزنید.

خلقت اشباح اهل بیت(ع) قبل از خلقت آدم

نکته ششم این است؛ خدای تعالی اشباح ائمه را هزاران سال قبل از تولد آدم آفرید. این هم نکته مهمی است که روایات به آن تصریح می‌کنند. قبل از اینکه آدم آفریده شود خداوند مثل نورانی ائمه را در قالب اشباح نورانی آفریده بود، بعد آن نور را به صلب آدم منتقل کرد. این منافات ندارد با اینکه این نور، مثل حقیقت متعالی حضرات بعد از اینکه در این دنیا کسب کرده بودند باشد، چون علم به ازل و ابد برای خداوند یکسان است.

نکته هفتم این است؛ خدا به ملائکه دستور داد سجده کنید، سجده به خاطر وجود این انوار بوده است. البته در هنگام حلول در صلب آدم شبح وجود نداشته و فقط نوری بوده است و خود آدم نمی‌دانست این نور چیست و سوال کرد. خدای تعالی فرمود نگاهی به بالا بکن، آن وقت خداوند آن مثل را در قالب این نور آورد و بعد از اینکه مثل در این نور حلول کرد و این مثل نورانی متمثل شدند، آنها را شناخت. وقتی شناخت، خدای متعال به آدم فرمود حالا آنها را به ملائکه بشناسان.

نکته هشتم اینکه مثل همه ابنای بشر از ذریه آدم تا روز قیامت برای شخص نبی مکرم اسلام ارائه شده است و ایشان وجود مثالی همه انسان‌ها را مشاهده کرده است. نکته نهم اینکه خلیفه در آیه شریفه به غیر ائمه تعمیم داده شده است و شامل شیعیان کامل هم می‌شود. نکته دهم اینکه ملائکه نمی‌توانستند این اشباح را بشناسند و حضرت آدم به آنها تعلیم داد که توضیحش عرض شد. نکته یازدهم اینکه سکنه ارض، قبل از خلقت آدم چهار قسم بودند: طایفه‌ای از ملائکه که در زمین زندگی می‌کردند، جن، نسناس و نوعی از موجودات که شبیه انسان بودند ولی در میانشان مونث نبود. انسان بعد از این موجود چهارم خلق شده است.

طایفه دوم نصوص هم مشتمل بر نکاتی است از جمله اینکه خدای متعال قبل از اینکه هر چیزی را خلق کند، به خصوصیات خلقتش عالم است. این نکته موافق عقل است چون علم خدا ازلی و ابدی است ولی در روایات هم ذکر شده است.

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
captcha