هوشنگ جاوید گفت: نقال و داستانگزار در گذشته آنچنان قدرتی داشت که امانتدار مال و جان و ناموس مردم بود و نقالان امروز نیز باید به این مرتبه از هنر برسند. نقال و هنرمند آیینهای سنتی محافظ فرهنگ در برابر شبیخونها است و لذا باید محکم باشند و یقین خود را پیدا کنند. 
به گزارش ایکنا از چهارمحالوبختیاری، هوشنگ جاوید، داور بیستویکمین دوره جشنواره بینالمللی نمایشهای آیینی و سنتی روز گذشته، ۹ مهرماه در آیین اختتامیه این جشنواره در بخش نقالی، نمایشهای فردی و کارآواها در شهرکرد با اشاره به اینکه هنر امری بسیار دشوار است، اظهار کرد: دشواری هنر تا آنجاست که در فرهنگ عامه تعبیر «مگر هنر کردی؟» در قبال کاری که چندان دشوار هم نبوده باشد، استفاده میشود. بزرگان ما پس از اسلام برای هنر قوانین را تدوین کردند و امروزه به این مهم کمتوجهی شده است بهویژه از سوی هنرمندانی که در حوزه آیین و سنتها کار میکنند.
وی با ذکر اینکه سحر آیین مبحثی گسترده است، ادامه داد: باید به این پرسشها پاسخ دهیم که چرا آیین را برگزار میکنیم و تفاوت آیین با سنت چیست؟ همچنین جای پرسش است که تلفیق آیین، سنت و هنر چه میتواند باشد و چرا باید باشد؟ مشخصه آیین، خودجوش بودن آن است و سنت نیز زمانی وجود دارد که دائم پدید آید و تکرار شود. نمایش آیینی و سنتی یک نوع خودجوشی دارد که بنده مصداق آن را در آثار جوانان و نوجوانان در جشنواره بیستویکم نمایشهای آیینی و سنتی مشاهده کردم.
جاوید تأکید کرد: آثار نمایشی آیینی و سنتی که در این رویداد هنری مشاهده کردیم را اصلاً نمیتوانیم در زمره تئاتر و نظاممندیهای غربی در حوزه نمایشی جای داد. بنده آثار هنرمندان جوان از جنوبیترین نقطه مرز کشور را دیدم که جوانانی با آشنایی مختصر از تئاتر، دور هم جمع شده و با هم فکر کرده بودند و یک کار فراموش شده منطقه بومی خودشان را ارائه دادند که این حرکت خودجوش آنان درواقع آیینسازی است و در چارچوب و تعاریف تئاتر غربی نمیگنجد.
پژوهشگر موسیقی نواحی ایران با تأکید بر اینکه کار این جوانان هنرمند یک خودجوشی فکری است که باید به آن احترام گذاشت، توضیح داد: اینان درواقع آیین را با نگاه امروزی پدید میآورند زیرا آیین و فرهنگ مردم مصداق ققنوسی است که میمیرد و از دل آن یک آیین نو بهوجود میآید. نمونه ملموس مرگ آیین و زایش آیینی نو از دل آن را در آیینهای عروسی یا بسیاری دیگر از آیینها مانند جشن تولد و... میتوان مشاهده کرد.
جاوید ادامه داد: در جشن تولدهای قدیم، خانوادهها ولیمه میدادند، مولودی میگرفتند یا فرزندی که به دنیا میآمد شب شش برایش برگزار میکردند، جشن نامگذاری داشتند، امروز اما این آیینها در جهان شتابزده به یک جشن تولد ساده با یک کیک و دعوت از معدودی دوست و آشنا بسنده میشود؛ میبینیم که آیین پابرجاست و برگزار میشود اما دیگر مانند گذشته نیست و شکل جدیدی به خود گرفته است.
وی وحدتآفرینی را از سحرها و رمزهای آیینها برشمرد و گفت: آیین وحدت مکان و وحدت حضور را بهدنبال دارد یعنی افراد باید در مکانی خاص کنار هم گرد هم بیایند تا آیین را برپا کنند، همچنین آیین در روز و ساعت مشخصی باید باشد و وحدت زمان داشته باشند. آیین همچنین یک بازخورد دارد و آن وحدت اندیشه است، مثلاً افرادی که گرد هم میآیند و تعزیه تماشا میکنند و اشک میریزند، همگی وحدت اندیشه دارند و آیین درواقع بازتاب وحدت اندیشه است.
جاوید هنر اجراکنندگان آیین را در ایجاد وحدت بسیار مهم ارزیابی کرد و افزود: ارباب معرکه بسیار مهم است و معرکهگیر کسی است که حماسه را بیان میکند و باید تماشاگران را با کلام خود جذب و هیجان را در اذهان ایجاد کند نه در حرکت. نقال و داستانگزار باید بتواند با گفتار خود هیجان ایجاد کند و مخاطبآوری داشته باشد. فردوسی در این خصوص توصیه میکند: «زبان و دلت با خرد راست کن». او همچنین در جایی دیگر تأکید دارد که «کمان دار دل را زبانت چو تیر، تو این داستان من آسان مگیر».
این نویسنده و پژوهشگر تأکید کرد: انسان وقتی میخواهد معرکه حماسی ملی یا حماسی مذهبی راه بیندازد و حماسه بیان کند، باید بداند چه کلامی را میخواهد به مخاطب انتقال دهد و اینکه مخاطبان را نیز بشناسد. یک معرکهگیر یا نقال قدرت آن را دارد ذهن جامعهای را به اشتباه بیندازد یا به سمت پاکی و درستی رهنمون کند. مولوی سروده است: «رقص آنجا کن که خود را بشکنی، پنبه از ریش حقیقت برکنی»، این بدان معناست که حقیقت باید نمایان باشد و نقال یا به تعبیر امروزی، داستانگزار باید این مسیر را طی کند.
عضو شورای سیاستگذاری جشنواره نمایشهای آیینی و سنتی بیان کرد: نقل و نقالی نمایش نیست بلکه ذهنپرور است و ذهن حماسی میپروراند، نقالی رسانه حماسی است و نقال در پردازش خود از داستان، شخصیت دیگری در مخاطب پدید میآورد که در نهان او شکل میگیرد و نباید تصور کنیم اگر فیگور تئاتری گرفتیم، حق نقالی ادا نشده است.
جاوید با تأکید بر اینکه نقال یک هنرمند رسانهای بهشمار میرود، تصریح کرد: در قدیم الایام، قهوهخانه به جای رادیو و تلویزیون جایگاه رسانهای جامعه بود و نقال جامعه را میساخت. در سفرنامه اولئاریوس آلمانی در عهد صفوی میخوانیم که در خصوص نقالی در میدان نقش جهان اصفهان مینویسد کارگران سر ظهر موقع صرف ناهار به نقالی هم گوش میدهند و وقتی غذایشان تمام میشود، نقل آن روز هم تمام میشود و ادامه آن به روز بعد موکول میگردد و نقال کارگران را از قهوهخانه بیرون میکند.
وی در پایان گفت: نقال و داستانگزار در گذشته آنچنان قدرتی داشت که امانتدار مال و جان و ناموس مردم بود و نقالان امروز نیز باید به این مرتبه از هنر برسند. نقال و هنرمند آیینهای سنتی محافظ فرهنگ در برابر شبیخونهاست و لذا باید محکم باشند و یقین خود را پیدا کنند. امیدواریم مسئولان نیز سخنان ما پژوهشگران در خصوص اهمیت نقالی و نمایشهای آیینی و سنتی بهویژه در خصوص ضرورت آموزش را جدی بگیرند.
انتهای پیام